Tag Archives: پرچمدار

بررسی هیوندای آزرا ۲۰۱۸، بازگشت پرچم‌دار به ایران


هفته نامه خودرو امروز: بعد از گمانه زنی های بسیار، نسل جدید هیوندای آزرا بالاخره آماده ورود به ایران است و در روزهای آتی فروش آن به صورت رسمی در کشور آغاز خواهد شد.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

ژست تازه پرچمدار

حالا که جنسیس سدان و G90، جانشین سنتنیال تحت برند لوکس جنسیس تولید و عرضه می شوند، آزرا یا همان گرنجور، حکم لوکس ترین ساخته برند هیوندای را دارد و طبیعی است نسل جدید آن که آماده عرضه در بازار کشورمان است، هم از نظر بصری و هم از نظر سطح امکانات ایمنی و رفاهی، ماهیتی بالارده تر از قبل به خود گرفته است.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

برخی عناصر طراحی آزرای ۲۰۱۸ اشاره بصری به نسل قبل دارند مثل فرم کلی نیمرخ خم بر آمده شانه های عقب که قوس انتهای درب صندوق بار را شکل می دهد یا به طور مشخص تر طرح چراغ های عقب متصل به یکدیگر که غیر از نسل سوم امضای طراحی این ساخته هیوندای بوده اما در ترکیب اینها با عناصر تازه ای همچون جلوپنجره شش ضلعی ایستاده و چراغ گود رفته جلو، هدف، رسیدن به ژستی سنگین و شیک بود تا صرفا تهاجمی و دینامیک جلوه دادن خودرو مشابه این رویکرد را در طراحی کابین نیز می بینیم، محیطی که نه فقط در طراحی مدرن و در عین حال، ساده بلکه در متریال و فناوری های بکار رفته نیز در آن حس پرچم داری یک برند را القاء می کند.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

مجهز و پیشرفته

آزرا ۲۰۱۸ در هیبت یک میدان خانوادگی نیمه لوکس با لیست تقریبا کاملی از امکانات ایمنی و رفاهی در کشور عرضه خواهد شد. از جمله امکانات ایمنی این خودرو باید به ۷ ایربگ، سیستم هشدار فشار باد تایرها، کنترل ایستایی در سربالایی، سیستم مدیریت پایداری (VSM)، سیستم کنترل پایداری الکترونیک (ESC)، ترمز پارک برقی همراه با اتودها، کروز کنترل هوشمند و سیستم دید ۳۶۰ درجه از اطراف به همراه دوربین دنده عقب اشاره کرد.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

آزار های ۲۰۱۸ بازار کشورمان ۲۰۱۸ بازار کشورمان به چراغ های LED جلو به همراه دیلایت و نورپردازی اتوماتیک، چراغ های LED عقب، سنسورهای پارک جلو و عقب و سنسور باران نیز مجهز بوده، از سیستم ورود و استارت بدون کلید، سقف پانورامیک، بازشو اتوماتیک صندوق عقب، تهویه مطبوع با کنترل اتوماتیک دو نقطه ای سرنشینان جلو و سیستم یونیزاسیون هوای کابین و دریچه جداگانه برای سرنشینان عقب بهره می برند.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

همچنین برای آسایش بیشتر سرنشینان، صندلی های چرمی سرنشینان جلو، از نوع برقی با قابلیت تنظیم گودی کمر و افزایش طول نشیمنگاه (برای صندلی راننده) هستند، پرده برقی شیشه عقب و پرده دستی شیشه های جانبی عقب، برای خودرو در نظر گرفته شده و شاهد تجهیز غربیلک فرمان و صندلی های جلو و عقب به گونه ای اختصاصی هستیم.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

به این لیست بلندبالای امکانات ایمنی و رفاهی، چراغ های جلو مجهز به سیستم هوشمند مشایعات تا در منزل، آینه وسط الکتروکرومیک، آینه های جانبی برقی با گرمکن و قابلیت تاشوندگی اتوماتیک و سیستم سرمایش صندلی های جلو را نیز اضافه کنید. اما با تمام اینها، شاید آنچه که بیشتر در فضای داخلی آزرا ۲۰۱۸ جلب نظر می کند، نمایشگر ۸ اینچ ایستاده بر روی داشبورد برای سیستم اطلاعات و سرگرمی است که همراه با سیستم صوتی پریمیوم infinity، رابط کاربردی اندروید و iOS، اتصال بلوتوث USB/AUX و نمایشگر ۴٫۲ اینچ جا شده در دل نشانگرهای پشت فرمان، لیست مشخصه های ارتباطی آزرا ۲۰۱۸ را کامل می کند.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران

نیرومند و کم مصرف

آزرای نسل ۶ بسته به بازار هدف، با پیشرانه های متعددی از جمله ۴ سیلندر بنزینی ۲٫۴ لیتری، ۴ سیلندر ۲٫۲ لیتری دیزل و ۶ سیلندر بنزینی ۳٫۰ و ۳٫۳ لیتری عرضه می شود. قلب تپنده آزراهای بازار کشورمان، واحد ۲٫۴ لیتری ۱۸۸ اسب بخاری است که با ۲۴۱ نیوتن متر گشتاور بیشینه، به گیربکس ۶ سرعته اتوماتیک متصل است و امکان دستیابی به بیشینه سرعت ۲۱۳ کیلومتر در ساعت را به پرچمدار هیوندای می دهد. برای آزرا، با این پیکربندی پیشرانه، متوسط مصرف سوختی معادل ۱۰٫۸ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده و به لطف سیستم انتخاب حالت رانندگی، فرمان برقی MDPS و فنربندی بازنگری شده ای که در جلو، از نوع مک فرسون و در عقب از نوع چند اتصالی است، تجربه متمایزی از راندن یک خودرو خانوادگی را به راننده می دهد.

بررسی ویژگی‌های هیوندای آزرا ۲۰۱۸ در آستانه عرضه در ایران


۳ گوشی تنها، غریب و بی‌نشان اما پرچمدار!


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: امسال در لا به لای هیاهوی خفن ترین گوشی های پرچمدار و فناوری های خاصشان سه شرکت وارد بازار گوشی های همراه شدند و توانستند در همین مدت کم فروش خوبی را تجربه کنند. سه شرکتی که هرکدام به دلایل خاصی مورد توجه مشتریان قرار گرفتند. از شرکتی که یک برند قدیمی را زنده کرد گرفته تا یک برند گیمینگ و البته برندی که زیر نظر سازنده اندروید وارد بازار گوشی های هوشمند شد.

 

این سه برند با این که بسیار تازه کار بودند توانستند در حد وسع خود تغییری در بازار ایجاد کرده و با وجود برندهای قدرتمندی مثل اپل، سامسونگ و گوگل خودی نشان دهند. به تازگی سه گوشی معروف این سه برند پایشان به بازار ایران باز شده است و آمده اند تا نظر ایرانیان را در مورد خودشان بدانند. برای اینکه با این سه برند تازه وارد و در عین حال جالب آشنا شوید به سراغ مزایا و معایب آنها رفته ایم. شاید نظر شما به این پرچمداران در سایه جلب شد.

Essential Phone

 

چرا معروف شد: قبل از اینکه کسی حتی اسم این گوشی را بداند، اسم سازنده آن بود که در دهان ها می چرخید و همه جا خودنمایی می کرد. اصلا دلیل اینکه این گوشی یکی از سه گوشی تازه وارد خاص امسال جز اندی رابین. کسی که سیستم عامل اندروید را خلق کرد و یک امپراطوری بزرگ در تاریخ سیستم عامل های همراه به وجود آورد. به همین خاطر از ویژگی های مهم محصول، سیستم عامل آن است. در حالی که هر گوشی ساز به نوعی در اندروید دست می برد، مشاهده یک دستگاه قدرت گرفته از اندرویدی خالص بسیار هیجان انگیز است. در حال حاضر، تنها محصولات دارای اندروید خام، تبلت ها و گوشی های سری نکسوس گوگل و دو گوشی موبایل گوگل پیکسل و گوگل پیکسل XL هستند.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ به صورت خلاصه می توان گفت چیپست اسنپدراگون ۸۳۵، چهار گیگابایت حافظه رم و ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی از مهم ترین ویژگی های سخت افزاری این گوشی هستند. ولی نمی توان صفحه نمایش بدون حاشیه زیبای آن را نیز نادیده گرفت. در ساخت این دستگاه از طراحی بسیار ساده و بدون المان های اضافه استفاده شده. به گفته سازنده، ترکیب تیتانیوم و سرامیک به کاررفته در بدنه Essential Phon در مقایسه با دیگر دستگاه های موجود در بازار، مقاومت بسیار بیشتری در برابر سقوط خواهدداشت.

 

یکی از جالب ترین ویژگی های موبایل اندی رابین، پشتیبانی از لوازم جانبی است که از  طریق کانکتور مغناطیسی خاص به بدنه دستگاه متصل شده و به صورت بیسیم با آن ارتباط برقرار می کنند. موبایل Essential از ماژول دوربین دوگانه استفاده می کند، اما به جای استفاده از لنزهای تله فوتو و واید، تصمیم گرفته تا یکی از دوربین ها را به حسگر مونوکروم مجهز کند، یعنی همان کاری که هوآوی در P9 و P10 انجام داد.

به همین خاطر دو دوربین ۱۳ مگاپیکسلی Essential در شرایط نوری نامناسب عملکرد بسیار خوبی خواهندداشت.

مشکلاتش چیست؟ اولین مشکلی که با آن مواجه می شوید داستان جک هدفون است. طبق رویه کنونی موبایل های پرچمدار، Essential هم از جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون بی بهره است؛ البته دانگل تبدیل همراه دستگاه عرضه می شود ولی خب چه فایده که شما باید بی جهت با روشی غیر از اتصال کابل استاندارد، صدا را گوش بدهید.

 

در نگاهی نزدیک به گوشی Essential آینه صیقلی مانند پشت آن شدیدا چشم نوازی می کند. این آینه در عین حال بازتاب دهنده ایراد بزرگ این بخش است. یعنی آسیب پذیری بیشتر در برابر خط و خش و باقی مانده لکه های اثر انگشت بر روی آن. در حقیقت نمی تواند از گوشی همانطور که هست لذت ببرید و حتما باید کیف و یا پوشش برای آن بگیرید. دوربین این گوشی هم هرچند بسیار شیک و مجلسی است ولی در عمل کارایی مناسبی نداشته و مانند گوشی های میان رده گران قیمت عکس می گیرد.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ هرچند تمام ویژگی های موبایل Essential روی کاغذ بسیار ارزشمند هستند، اما هنوز مشخص نیست در بازار فوق العاده رقابتی کنونی و با وجود نام های بزرگی هم چون اپل و سامسونگ که پشتوانه تبلیغاتی عظیمی دارند، Essential به چه جایگاهی می رسد. با این حال طراحی زیبا و منحصر به فرد، درگاه ماژولار ابتکاری، بدنه مقاوم، کیفیت ساخت بالا و اکوسیستمی که در کنار آن عرضه می شود، می تواند آینده خوبی را برای اندی رابین و شرکت Essential رقم بزند.

حدود قیمت: دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

 


HMD Global/ NOKIA 8

 

چرا معروف شد: بسیاری از گوشی بازها نیز اسم شرکت HMD Global را تا به حال نشنیده اند ولی حتما گوشی های این شرکت را می شناسند. این شرکت فنلاندی در سال ۲۰۱۶ برای بازسازی برند نوکیا به وجود آمد و سعی کرد با عرضه سری گوشی های جدید تحت عنوان برند نوکیا دوباره خاطره های خوب قدیمی را زنده کند. با اینکه نوکیا برندی قدیمی است، ولی طی این چندسال دست به دست شده و اکنون تحت عنوان شرکت جدیدی به اسم HMD Global فعالیت می کند. تا اینجای همکاری که همه چیز به نفع برند نوکیا بوده و کسی HMD Global را نمی شناسند. ولی احتمالا در آینده زیاد اسم این شرکت را خواهید شنید. برای بررسی عملکرد این شرکت به سراغ معروفترین پرچمدار این شرکت یعنی NOKIA 8 رفته ایم.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ پرچمدار نوکیا چندان ویژگی قابل توجهی نداشته و بیشتر پیش پرچمداران امسال آبروداری کرده است. تراشه ای که در این دستگاه پردازش محاسبات را برعهده دارد، ساخت شرکت کوآلکام مدل Snapdragon 835 است که با دو خوشه چهارهسته ای و فرکانس های ۸، ۱ و ۲٫۵ گیگاهرتز به همراه چهارگیگابایت رم، عملکرد بسیار خوبی در اجرای برنامه ها و بازی ها دارد. پردازند گرافیکی Adreno 540 هم برای بازی و تماشای فیلم شما را ناامید نخواهدکرد. حافظه داخلی نوکیا ۸، ۶۴ گیگابایت است. شاید مهم ترین ویژگی این گوشی این است که شرکت مشهور و خوش نام زایس (Zeiss) لنز دوربین آن را ساخته و حتی نامش را می توانید زیر دوربین دوتایی پشت گوشی ببینید.

مشکلاتش چیست؟ برای گفتن مشکلات این گوشی کار راحتی پیش رو نداریم. از یک طرف مشکلات زیاد هستند و ذکر آنها راحت، از طرفی قیمت گوشی پایین است و ذکر آنها راحت، از طرفی قیمت گوشی پایین است و نمی توان خرده زیادی به این ویژگی ها گرفت. با این حال ما آن را با هم رده های خودش مقایسه کردیم. اول اینکه این گوشی هیچ چیز هیجان انگیزی غیر از به دوش کشیدن عنوان پرچمدار نوکیا ندارد. سخت افزار آن با اینکه قدرتمند است ولی قابلیت خاصی در اختیار شما نمی گذارد.

 

همچنین با اینکه قیمت گوشی های ضد آب به حدود یک میلیون تومان هم رسیده است ولی این گوشی با قیمت حدود دو میلیون تومان هنوز فاقد این ویژگی است. همین مسئله یکی از دلایلی است که بسیاری از کارشناسان قیمت این گوشی را بیش از احد اعلام کرده و انتظار داشته اند که ارزان تر باشد. از طرفی طراحی آن تکراری است، دوربین عملکرد بدی داشته و حسگر اثر انگشت آن هم به خاطر سایر کوچکش کمی برایتان مشکل ایجاد می کند.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ سرنوشت آینده نوکیا واقعا غیرقابل پیش بینی است. به نظر می رسد شرکت HMD Global همچنان با ترس از شکست قدم بر می دارد و هنوز نمی خواهد نوکیا را به دوران اوج خودش برگرداند. نوکیا ۸ از آن پرچمدار تمام عیاری که از فنلاندی ها انتظار داریم، فاصله دارد، در حالی که بسیاری از شرکت ها در سال ۲۰۱۷ پا را فراتر گذاشته، پرچمدار خود را با طراحی متفاوت و ویژگی هایی نظیر نمایشگر بدون حاشیه، سیستم تشخیص چهره و بدنه شیشه ای روانه بازار کرده اند، HMD و نوکیا که کماکان در ابتدای راه پرفراز و نشیب ورود به دنیای رقابتی گوشی های هوشمند قرار دارند، و فقط محصولی به ظاهر خوب را در اختیار کاربران قرار دادند.

 

حدود قیمت: یک میلیون و ۹۸۰ هزار تومان.

 


Razer Phone

 

چرا معروف شد: تقریبا همه کسانی که حتی کمی با دنیای بازی های رایانه ای آشنا هستند شرکت Razer را می شناسند. تخصص این شرکت تولید لپ تاپ ها و قطعات جانبی بسیار حرفه ای و پیشرفته است که به درد خوره های بازی های کامپیوتری می خورد تا مردم عاد. این برند، طی چند سال گذشته خود را به عنوان برندی لاکچری در این حوزه معرفی کرده است و اگر کسی بخواهد بهترین تجربه گیمینگ را داشته باشد باید به سراغ این شرکت رود. به همین خاطر وقتی این شرکت اعلام کرد که قرار است یک گوشی مخصوص بازی کردن عرضه کند همه توجه شان جلب شد و گوشی Razer Phone جزو تازه واردهای معروف شد.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ از لحاظ سخت افزاری گوشی Razerیکی از قوی ترین سخت افزارهای بازار را دارد و قرار است به قول این شرکت برای عرضه یک گوشی مخصوص بازی جامعه عمل بپوشاند. پردازش در این گوشی با اسنپدراگون ۸۳۵ و هشت گیگ رم انجام شده که این آخری را به سادگی حتی گوشی های پرچمدار نیز نمی توانید پیدا کنید. صفحه نمایش دستگاه یک نمونه ۵٫۷ اینچی QHD با فناوری ساخت IGZO شرکت شارپ بوده که جالب ترین نکته در مورد آن ۱۲۰ هرتزی بودن نرخ بازسازی تصویر در آن است. مقداری که دو برابر نرخ بازسازی فعلی و معمول گوشی های موبایل بوده و حرکت کاملا روان تری را رقم می زند. از دیگر ویژگی های آن می توان به حافظه داخلی ۶۴ گیگابایتی دستگاه و باتری چهار هزار میلی آمپری آن اشاره کرد.

مشکلاتش چیست؟ اولین مشکل گوشی اندازه بدقواره آن است. یک گوشی بسیار بزرگ با بلندگوهایی که جلوی گوشی قرار گرفته است. شاید این موارد برای بازی خوب باشند ولی برای استفاده روزمره فاجعه هستند. چرا که علاوه بر ناتوانی در استفاده یک دستی همیشه با این ریسک مواجه هستید که آب روی گوشی فاقد قابلیت ضد آب تان ریخته و با وجود بلندگوهای بزرگ جلویی آن، چاره ای جز پذیرفتن شکست نداشته و در شب تصویر محوی از شما را ثبت می کند. با همه این موارد قیمت آن نیز کمی بیش از حد بوده و برای یک گوشی تازه وارد بسیار زیاد است. میزان روشنایی صفحه و باتری نیز متوسط بوده و در حد یک گوشی چهار میلیون تومانی نیستند.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ این گوشی امکاناتی از آینده با خود آورده است ولی با این قیمت و کلیه مشخصاتش به گوشی های پارسال بیشتر شبیه است. ممکن است Razer توجه گیمرها را به خود جلب کرده باشد ولی مثل اینکه به کل فراموش کرده است که مخاطبانش فقط به دنبال بازی کردن نیستند و از یک گوشی ۷۰۰ دلاری انتظاراتی بالاتر دارند. حداقل در همین حد که بتوانند یک عکس خوب بگیرند و در موقعیت های مختلف نگران خراب شدن آن نباشند. اگر شرکت Razer این مسیر را پیش بگیرد به نظر می رسد در آینده با مشکلات زیادی رو به رو خواهدبود و برند لاکچری خود را به خطر خواهدانداخت.

حدود قیمت: سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان


جنسیس G۷۰؛ پرچمدار عجیب کره ای‌ها به ایران می‌آید!


هفته نامه خودرو امروز: برند نوپای جنسیس، به عنوان زیرشاخه لوکس ساز هیوندای، در سال ۲۰۱۷ و در راستای تکمیل سبد محصولاتش، اقدام به معرفی جنسیس G70 کرد؛ سدانی در سگمنت سدان های کامپکت لوکس که با بیم و امیدهای بسیار وارد کارزاری دشوار و رقابتی بسیار فشرده با حضور رقیبان شناخته شده و سرسختی همچون مرسدس بنز C-Class، ب ام و سری ۳، کادیلاک ATS، آئودی A4، لکسس IS، جگوار XE و … شده است. زمزمه هایی مبنی بر ورود این خودرو به بازار کشورمان در آینده ای نزدیک به گوش می رسد و به همین بهانه، نگاهی به این سدان لوکس کره ای خواهیم داشت.

 

 نگاهی به جنسیس G70 به بهانه حضور احتمالی آن در بازار ایران

هیوندای و جنسیس؛ یک فرمول آشنا

مدتی پس از معرفی نسل دوم هیوندای جنسیس بود که هیوندای اعلام کرد از این پس جنسیس به عنوان زیرمجموعه لوکس ساز این خودروساز کره ای به فعالیت خود ادامه خواهد داد. این سیاستی است که در دهه های قبل از سوی خودروسازانی همچون تویوتا، هوندا و نیسان نیز اتخاذ شده و ماحصل آن زیرشاخه های لوکس ساز و موفق این برندها یعنی لکسس، آکیوا و اینفینیتی بوده است. در پی این تحولات و به تبعیت از سیستم نام گذاری جدید و مستقل جنسیس، نسل دوم هیوندای جنسیس سدان به جنسیس G80 و جدیدترین نسل از سدان مجلل و فول سایز سنتنیال (یا EQQUS) نیز به G90 تغییر نام دادند. در این خانواده G70 سدان اسپرت پریمیومی است که یک رده پایین تر از G80 قرار می گیرد.

G70، ظاهر و باطن!

وقتی جنسیس در اتوشو نیویورک ۲۰۱۶ از سدان اسپرت کانسپت نیویورک پرده برداشت، کارشناسان حدس می زدند بسیاری از عناصر جذاب، مبهوت کننده و چشمگیر این نمونه مفهومی در نسخه تولیدی این خودرو که به زودی با کد G70 روانه بازار می شد، به چشم خواهد خورد تا جنسیس در اولین گام از رقابت با امثال C کلاس بنز و سری ۳ ب ام و، میخش را بسیار محکم بکوبد اما در نمای ظاهری جنسیس G70، خبری از آن طراحی پرصلابت، کوبنده و اغواگر نبود و در عوض شاهد طراحی تا حدودی محافظه کارانه تر و متعارف تر در ظاهر خودرو هستیم که البته دلنشین، جذاب و جالب توجه است و قاعدتا شباهت هایی با برادران بزرگ ترش یعنی G80 و G90 دارد، ضمن آن که برخی جزئیات نمای ظاهری و حتی داخلی خودرو ممکن است شما را به یاد رقبای مطرح و نامدار آن بیندازد.

 

 نگاهی به جنسیس G70 به بهانه حضور احتمالی آن در بازار ایران

گفتنی است که طول، عرض و ارتفاع این کوچک ترین ساخته زیرشاخه لوکس هیوندای به ترتیب برابر با ۴۶۸۵، ۱۸۵۰ و ۱۴۰۰ میلی متر و فاصله بین دو محور آن نیز برابر با ۲۸۳۵ میلی متر است. در نمای داخلی خودرو شاهد فضایی شکیل و دلنشین هستیم که با ترکیبی از چرم و فلز و متریال با کیفیت و مرغوب پوشش یافته و می توان گفت جنسیس در این قسمت سخاوتمندانه عمل کرده است.

صندلی ها بسیار راحت بوده و دربرگیرندگی و حمایت مطلوبی از بدن سرنشین دارند و فضای سر و پای موجود در کابین نیز در کل خوب و راضی کننده است اما فضای ردیف عقب ممکن است برای افرادی با قد بیش از ۱۸۵ سانتی متر چندان ایده آل به نظر نرسد.

در بخش تجهیزات رفاهی و ایمنی، G70 همانطور که از یک خودرو کره ای انتظار می رود، دست پر ظاهر می شود و مواردی همچون نمایشگر ۸ اینچی لمسی، سیستم صوتی فراگیر لکسیکان با ۱۵ بلندگو، ترمز پارک برقی، شارژ وایرلس تلفن همراه صندلی های برقی جلو مجهز به گرمکن و سردکن، گرمکن صندلی های عقب، دوربین دید ۳۶۰ درجه، کروز کنترل هوشمند صندوق عقب، برقی سامانه های نگهداری خودرو بین خطوط مسیر، هشدار نقاط کور راننده، هشدار احتمال تصادف از روبرو و هشدار خواب آلودگی راننده و … را عرضه می دارد. همچنین امکان انتخاب حالت رانندگی از بین ۵ حالت راحت اقتصادی، اسپرت، هوشمند و کاستوم (تنظیمات شخصی) وجود دارد.

مشخصات فنی و عملکردی

در بخش فنی، ۲ پیشرانه روی G70 قابل عرضه است که یکی از آنها یک واحد ۴ سیلندر خطی ۲ لیتری توربو GCI با ۲۴۹ اسب بخار قدرت و ۳۵۳ نیوتن متر گشتاور است و دیگری، یک واحد ۶ سیلندر خورجینی ۳٫۲ لیتری تویین توربو با قدرت ۳۶۵ اسب بخار و گشتاور ۵۱۰ نیوتن متر است (این دو پیشرانه روی کیا استینگر نیز عرضه می شوند ضمن این که باید گفت G70 و استینگر روی یک پلت فرم مشترک طراحی و توسعه یافته اند). هر دو این پیشرانه ها با یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک جفت و جور می شوند اما برای مدل مجهز به پیشرانه ۲ لیتری توربو، یک گیربکس ۶ سرعته دستی نیز قابل انتخاب است.

 

 نگاهی به جنسیس G70 به بهانه حضور احتمالی آن در بازار ایران

در این بین و با توجه به قوانین و وضعیت موجود، به نظر می رسد پای G70 با پیشرانه ۲ لیتری توربو و قطعا گیربکس ۸ سرعته خودکار به کشورمان باز شود و البته با نگاهی سطحی به مشخصات فنی رقبای این خودرو باید اذعان داشت که جنسیس با این قوای فنی، حداقل روی کاغاذ چیزی از رقبای آلمانی اش در بازار ایران کم نخواهد داشت.

جنسیس G70 به طور استاندارد با آرایش انتقال قدرت دیفرانسیل عقب عرضه می شود اما در نسخه چهار چرخ محرک نیز قابل سفارش است. در بخش قابلیت های فنی و عملکردی و لذت سواری، چندان صحیح نیست که فکر کنیم جنسیس G70 ره صد ساله را یک شبه طی کرده و در این پارامترها توانایی غلبه کامل بر امثال ب ام و سری ۳ و آلفا رومئو جولیا را دارد اما از بررسی نمونه های اولیه این خودرو توسط کارشناسان و خودرونویسان خارجی می توان نتیجه گرفت که از بسیاری جهات، جنسیس G70 خودرویی قابل احترام است و سعی کرده تا راحتی C-Class را با لذت سواری سری ۳ ترکیب و به راننده و سرنشینان ارائه کند اما با توجه به آنچه که از تست نسخه اولیه G70 بر می آید، نمی توان آن را یک سدان لوکس با قابلیت های اسپرتی چشمگیر خطاب کرد. با این حال باید دید آیا جنسیس در آینده و برای تغییر وضعیت بازی، نسخه پرفورمنس (عملکردمحور) G70 را روانه میدان رقابت با امثال ب ام و M3 و آئودی S4 خواهد کرد یا خیر.

سخن پایانی

مسلما جنسیس G70 قدمت، تجربه، اعتبار و لوازم رقبای نامدار آلمانی و آمریکایی و حتی ژاپنی اش را ندارد اما بهره گیری از نقاط قوتی همچون قیمت مناسب تر نسبت به این رقبا ارزش بالا و قابل توجه در مقابل رقم پرداختی و گارانتی طولانی مدت و چشمگیر (در کنار سایر شایستگی های کیفی، فنی و عملکردی آن) می تواند در بازارهای جهانی فروش و استقبال قابل قبولی را برای جنسیس G70 به ارمغان بیاورد؛ پارامترهایی که کره ای ها همیشه در آن موفق عمل کرده و حرف های زیادی برای گفتن داشته و دارند.

 

نگاهی به جنسیس G70 به بهانه حضور احتمالی آن در بازار ایران

در بازار کشورمان اما شرایط خاصی حاکم است و خبری از رقبای صفر کیلومتر پرشمار برای G70 نخواهد بود و به جز مرسدس بنز C-Class و ب ام و سری ۳، هیچ کدام از رقبای دیگر G70 فعلا در بازار ایران حاضر نیستند. هر چند شاید لکسس IS دوباره به بازار کشورمان بازگردد. G70 احتمالا توسط آسان موتور و با پیشرانه ۲ لیتری توربو در بالاترین رده تجهیزاتی به بازار راه پیدا خواهد کرد اما با توجه به نوسان نرخ ارز و وضعیت جنون آمیز قیمت ها در بازار خودروهای وارداتی، در حال حاضر حتی حدس محدوده قیمتی خودرو نیز کار آسانی نیست اما می توان پیش بینی کرد که G70 با قیمتی مناسب تر از رقبای آلمانی اش وارد بازار شده و با استقبال بسیار خوبی مواجه خواهد شد. گفتنی است قیمت پایه اعلام شده برای G70 در بازارهای جهانی از این دو رقیب آلمانی پایین تر بوده و در محدوده ۲۳ هزار دلار تعیین شده است.


چین، پرچمدار آینده‌ صنعت فضایی!


مجله همشهری دانستنیها – محمدحسین جهان پناه: چندی پیش اعلام شد که سال آینده نخستین ایستگاه فضایی چین به سوی زمین سقوط خواهدکرد؛ ایستگاهی که انگار همین دیروز بود با پرتاب به فضا چین را وارد بازی بزرگی کرد که تا پیش از این تنها میان روسیه به عنوان وارث شوروی و آمریکا تقسیم شده بود. درواقع در طول سال های اخیر سرعت رشد فضایی چین آن قدر سریع بوده که هیچ بعید نیست ظرف یک دهه آینده، حتی ناسا را هم پشت سر بگذارد؛ کشوری با آرزوی بزرگ که رویاهای فضایی اش از ماه تا مریخ، گویی تمامی ندارد. در این گزارش ضمن بررسی دستاورهای فضایی کنونی این کشور، تصویر جاده طلبانه آینده سازمان فضایی این کشور را هم با هم مرور می کنیم.

سال آینده سازمان ملی فضایی چین (CNSA) دقیقا بیست و پنج سالگی خود را جشن خواهدگرفت؛ سازمانی که به لطف آن چینی ها از ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) یعنی ۲۵ سال پیش تا به امروز به شکل باورنکردنی در دنیای تکنولوژی های فضایی به بلوغ رسیدند. CNSA همین حالا هم از نظر عرض و طول دست‌کمی از سازمان فضایی اروپا (ESA) ندارد و شاید تنها یک دهه تا پیشی گرفتن از ناسا فاصله داشته باشد. این یعنی سازمان فضایی چین مسیری را که ناسا در ۶۰ و ESA، در ۴۲ سال طی کرده، ظرف کمی بیش از نصف این مدت پشت سر گذاشته است. CNSA بخش عمده ای از این موفقیت را مدیون شرکت دولتی علوم و فناوری هوافضای چین (CASC) است که ستون فقرات و موتور محرکه صنعت فضایی این کشور به شمار می رود.

 

پرواز اژدهای زرد 

درآمد سالانه این شرکت که بیشتر توان مهندسی آن در حوزه فضایی متمرکز است، در حال حاضر از مرز ۳۴ میلیارد پوند گذشته و تقریبا ۲۰۰ هزار نفر هم نیرو دارد. برای این که حسی از مقیاس داشته باشید، کافی است در نظر بگیرید که این یعنی باید دو شرکت غول آسای صنعت هوایی آمریکا یعنی لاکهید مارتین و نورث روپ گرومن را با هم ترکیب کنید تا به حدود این مقیاس و درآمد برسید. به لطف این شرکت سازمان فضایی چین توانسته در طول یک دهه گذشته بیش از ۱۵۰ موشک را با موفقیت به مدار زمین ارسال کند و این موشک ها هم با خود بیشتر از ۲۰۰ فضاپیما و ماهواره را به فضا رسانده اند.

در بین این فضاپیماهای ارسال شده، دوتایی که بیش از همه خودنمایی می کنند، تیانگونگ یک و دو بودند (تیانگونگ در چینی به معنی «قصر بهشتی» است). دو ایستگاه فضایی کوچکی که نقش بستر آزمایشی و اثباتگر فناوری را بازی می کردند تا چینی ها بتوانند در گام بلند بعدی خود ایستگاه فضایی تمام عیاری را روانه مدار کنند. این ایستگاه های فضایی در طول شش سال گذشته، میزبان سه ماموریت سرنشین دار از بین پنج ماموریت سرنشین دار پرتاب شده چینی ها نیز بودند. سه فضاپیمای دیگر ارسال شده در طول این سال ها نیز جزء برنامه کاوش ماه Chang’e بود. به این ترتیب که Chang’e 1 ماهواره ای برای کاوش مداری ماه بود که در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) پرتاب شد، سه سال بعد Chang’e 2 با ماموریت بررسی ماه از فاصله صد کیلومتری و بررسی شرایط فرود روی آن به فضا رفت.

 

این کاوشگر فضا توانست سیارک ۴۱۷۹ را از فاصله سه کیلومتر رصد کند. در سال ۲۰۱۳ (۱۳۹۲) هم Chang’e 3 پر تاب شد و چینی ها موفق شدند برای اولین بار با موفقیت کاوشگری را روی ماه فرود آورند. چینی ها ضمن توجه به کاوش های فضایی در طول این سال ها، زیرساخت ارتباطی فضایی خود را هم گسترش دادند و توانستند ضمن قرار دادن ماهواره های تلویزیونی و هواشناسی ساخت خود در مدار حتی یک سیستم GPS بومی موسوم به سامانه ناوبری Beidou را راه اندازی کنند؛ برنامه ای که در ابتدا قرار بود با همکاری سازمان فضایی اروپا و برنامه ناوبری ماهواره ای گالیله محقق شود. با این حال چین از سهم پایین خود در این شراکت ناراضی بود و این نارضایتی موجب شد در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) تصمیم بگیرد خودش به تنهایی یک سیستم ناوبری ماهواره ای راه اندازی کند.

پیش به سوی جلو

 

سامانه ناوبری Beidou همچنان در حال گسترش پوشش و بهبود کیفی خود است، اما با این حال همین حالا هم در شرق آسیا و آسیای مرکزی به محبوبیت قابل توجهی دست یافته است. آن قدر خوب که همین حالا هم سالانه بیش از ۲۵ میلیارد پوند درآمد نصیب چینی ها می کند. این در حالی است که با وجودی که قرار بود سیستم گالیله اروپا تقریبا همزمان با این سیستم کاملا عملیاتی شود، هنوز کاملا عملیاتی نیست و تا ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) هم به قابلیت کامل خود نخواهدرسید (هر چند که این جا باید اشاره کرد که سیستم گالیله برای دسترسی عمومی دقت و وضوح به مراتب بیشتری را نسبت به سامانه چینی فراهم خواهدکرد).

 

پرواز اژدهای زرد 

سامانه  Beidou قرار است مجموعا از ۳۵ ماهواره تشکیل شود که تا همین حالا ۲۱ ماهواره آن به فضا ارسال شده، این در حالی است که از ۳۰ ماهواره برنامه گالیله تنها ۱۵ ماهواره در مدار قرار دارند. موضوع فقط به این جا ختم نمی شود، چینی ها سال پیش چهارمین لنگرگاه فضایی (پایگاه پرتاب فضایی) خود را در حالی ساختند که بیشتر کشورهای اروپا حتی یکی هم ندارند (از آن جا که همه پرتاب های اروپایی در قالب سازمان فضایی اروپا اداره می شوند، عملا نیازی نداشتند با این حال این یعنی مثلا حتی انگلیس یک لنگرگاه هم ندارد). به علاوه سازمان فضایی چین در طول همین مدت ناوگان موشک های فضایی «لانگ مارچ» (Long March) خود را هم با ساختن چهار نمونه جدید به روزرسانی کرد.

 

این موشک ها نه تنها ازجمله پیشرفته ترین موشک های فضایی کنونی دنیا- ساخت سازمان های فضایی دولتی دنیا- هستند، بلکه در زمره ارزان ترین موشک ها نیز شمرده می شدند. سازمان فضایی چین در حال حاضر برنامه دارد تا در سال آینده ماه نوردی را در نیمه تاریک ماه فرود آورد و کاوشگر دیگری را هم در سال ۲۰۲۰ (۱۳۹۹) روی مریخ بنشاند. به علاوه این سازمان از سال آینده ساخت ایستگاه فضایی بزرگی را شروع خواهدکرد که انتظار دارد تا سال ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) به بزرگی ایستگاه فضایی بین المللی برسد یا دست کم این چیزی است که فعلا به توسعه آن می اندیشد. شدنی بودن این آرزوی جاه طلبانه چیزی است که باید منتظر ماند و نتیجه اش را در عمل دید.

 

همزمان با همه این کارها سازمان فضایی چین قصد دارد تا فناوری موشک های قابل بازیافت (شبیه آن چیزی که این روزها اسپیس ایکس در حال آزمایش آن است) را نیز تا پیش از تکمیل ایستگاه فضایی جدیدش به طور کامل به دست آورد. تصور انجام این همه برنامه جاه طلبانه آن هم به صورت همزمان آن قدر عجیب و رویایی است که کمتر کسی باور می کند شدنی باشد، با این حال حقیقتا با وضعیت کنونی هیچ چیز از چینی ها بعید نیست، اما واقعا چطور ممکن است که چینی ها بتوانند با چنین سرعتی در صنعت فضایی پیشرفت کنند؟ و چرا در آن سوی میدان ناسا و اسا در میدان رقابت تا این حد لنگ می زنند؟

 

پرواز اژدهای زرد 

نیمه خالی لیوان

 

حقیقت این است که مهم ترین مشکل اروپا و آمریکا در کند شدن پایه های پشرفت های فضایی خود نه مالی و نه حتی فناوری. مهم ترین مشکل این جاست که تغییر پی در پی اولویت ها خصوصا در طول عمر دولت های مختلف و احزاب متفاوت موجب شده در طول یک دهه گذشته هیچ کدام از دو سازمان بزرگ فضایی ناسا و اسا نتوانند سیاست فضایی بلند مدتی را برای خود پیاده کنند. پیاده کردن هر نوع برنامه فضایی بلندمدت بدون ثبات در سیاست های کشورهای مطبوع این سازمان ها، تقریبا غیرممکن است. به عنوان مثال در آمریکا در طول دوران هر سه دولت بوش، اوباما و ترامپ سیاست فضایی این کشور تقریبا به صورت کامل زیر و رو شد.

 

به نحوی که برنامه کانستالیشن که در طول دوران بوش توسعه داده شده بود، در دوران اوباما با برنامه SLS و برنامه ریزی برای سفر به مریخ تا ۲۰۳۰ (۱۴۰۹) جایگزین شد. سپس در دوره ترامپ مجددا پای سفر به ماه پیش کشیده شد و دولت سیاست های فضایی قدیمی را مجددا به چالش کشید. این در حالی است که چین عملا با چنین مشکلی مواجه نبود. سیستم تک حزبی این  کشور اگرچه شاید برآورده کننده استانداردهای جهانی دموکراسی نباشد، اما موجب شد با حفظ سیاست گذاری فضایی در درازمدت موجب سردرگمی سازمان های فضایی این کشور نشود. به این ترتیب چین موفق شد با تمرکز روی هدف های از پیش تعیین شده خود گام به گام در مسیر رسیدن به رویاهای فضایی اش قدم بردارد.

تاریخ تکرار می شود؟

 

در طول قرن نوزدهم چین قدرت برتر دریایی جهان بود. ناوگان دریایی غول آسای امپراتوری چین از آسیا تا آفریقا را زیر چتر سفرهای دریایی خود داشت و کشتی هایش نه تنها تا پنج برابر بزرگ تر از سانتا ماریا (کشتی فرماندهی کریستف کلمب) بودند که ۸۰ سال بعد ساخته شده بودند بلکه تا ۱۰ برابر هم بار بیشتری با خود حمل می کردند. با این حال در طول آن سال ها با افزایش بحران های داخلی چین در نتیجه تماس با تمدن های خارجی به سرعت شرایط به هم ریخت. چینی ها کشتی هایشان را آتش زدند و سفر به اقیانوس را هم ممنوع کردند، به این ترتیب تنها با گذشت یک نسل تمام دانش گسترده دریاییشان از دست رفت. این در حالی بود که تا این زمان چینی ها بدون اغماض سال ها در صنعت دریانوردی از اروپای غربی جلوتر بودند. به طوری که تازه در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی بود که کشتی های اروپایی توانستند خود را به سواحل چین برسانند؛

 

 پرواز اژدهای زرد

آن هم در حالی که چینی ها در قرن ۱۵ میلادی مهارت و توانایی خود در انجام سفرهای دوربرد دریایی را به نمایش گذاشته بودند. این بهایی بود که چینی ها برای انزوا پرداختند و جریمه آن تا سال های میانی قرن بیستم همچنان دامنگیر آن ها بود. حالا این شرایط برای فناوری فضایی چین هم برقرار است. در حال حاضر سازمان فضایی چین به معنای واقعی با هیچ سازمان فضایی خارجی شریک نیست. با این حال کشورهای زیادی در تلاش اند تا بتوانند پیمان هایی را برای گسترش همکاری های فضایی با چین امضا کنند. در این میان سازمان فضایی چین در پاره ای موارد همکاری های جزئی با اروپایی ها نیز داشته است،

 

مثل برنامه تمرینی که چندی پیش در طول آن سامانتا کریستوفوریتی و ماتیاس مورر (فضانوردان اروپایی) به ۱۶ فضانورد چینی پیوستند تا برای نه روز در برنامه آموزشی چینی ها در شهر ساحلی یان تای شرکت کنند. به علاوه گفت و گوهای مقدماتی میان اسا و سازمان فضایی چین برای ارسال فضانورد به ایستگاه فضایی چین صورت گرفته است، با این حال همکاری چین با اروپا و آمریکا در فضا از این فراتر نرفته و بعید است که به راحتی فراتر برود. خصوصا که با روابط نه چندان نزدیک این روزهای چین و آمریکا تقریبا هر امیدی که قبلا برای بندکردن دست چین در همکاری در پروژه ایستگاه فضایی بین المللی وجود داشت اکنون به کلی از دست رفته است.

آینده نامعلوم

 

با این همه آن طور که پیش بینی ها می گویند و اگر همه چیز آن طور که امروز پیش می رود، ادامه یابد، چینی ها ظرف یک دهه آینده مقام رهبری اقتصادی دنیا را از کف آمریکایی ها خواهندربود. این را که در آن روزها دنیای آشنای امروز ما چگونه خواهدبود، تنها می شود منتظر ماند و دید. این که در چنین دنیایی غول های صنعتی فضایی اروپا مثل تالس و ایرباس یا حتی شرکت های آمریکایی مثل بویینگ و لاکهید مارتین یا حتی اسپیس ایکس چه روابط فضایی جدیدی با چین برگزار خواهندکرد و اینکه کشورهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی در کجای شطرنج این دنیای جدید خواهندنشست، واقعا به درستی مشخص نیست. چین با همه پیشرفت های سریع خود هنوز در ابتدای راه رسیدن به رویای جاه طلبانه خود است. آینده را چه دیدید شاید حتی اولین پرچمی که روی شن های تیره مریخ فرود آمد، ستاره های نارنجی رنگ چین را روی خود داشت.

 

پرواز اژدهای زرد 

ساختن یک ایستگاه فضایی

 

سازمان فضایی چین ساخت اولین ایستگاه فضایی بزرگ و چند تکه خود را از سال آینده با پرتاب اولین قطعه آن با نام Tianhe (به معنی هارمونی آسمان ها) به عنوان هسته مرکز شروع خواهدکرد. به علاوه چین بی سر و صدای اضافی ظرف یک دهه گذشته در حال انجام پرتاب های مداری سرنشیندار بوده است و تاکنون هم دو برنامه بسیار موفق در پرتاب و استفاده از ایستگاه های فضایی آزمایشی را تجربه کرده. ایستگاه های فضایی تیانگونگ ۱ و ۲ که به ترتیب در سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۶ (۱۳۹۰ و ۱۳۹۶) پرتاب شدند، آخرین گام های بلند این کشور برای آماده سازی شرایط برای ساخت ایستگاه فضایی بزرگ به شمار می رفتند.

 

به علاوه سال پیش چینی ها یک فضاپیمای باری جدید را تحت عنوان تیانژوی ۱ با موفقیت آزمایش کردند. پرتاب Tianhe اولین گام از میان گام های مورد نیاز برای ساخت یک ایستگاه بزرگ در حد و اندازه ای نزدیک به ایستگاه فضایی بین المللی است. اولین تایکونات ها (اصطلاحی که به فضانوردان چینی گفته می شود) در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) به این ایستگاه درحال ساخت ارسال خواهندشد و امید می رود که ایستگاه تا ۲۰۲۲ (۱۴۰۱) به صورت کامل عملیاتی شود. ظرفیت این ایستگاه احتمالا در حدود شرایط کنونی ایستگاه فضایی بین المللی خواهدبود.