Tag Archives: میدان

غول‌های آهنین؛ تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: اولین تانک در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۶ وارد میدان نبرد شد، زمانی که نیروهای بریتانیایی همراه با ۳۲ تانک به مواضع گردان پیاده ذخیره ۲۸اُم آلمان در فلرز-کورسله حمله کردند تا بن بستی که در نبرد سومه رخ داده بود را بشکنند. در ادامه این مطلب قصد داریم به مناسبت گذشت بیش از یکصد سال از ورود این غول های آهنی به میدان نبرد به بررسی تاریخچه تحول تانک ها و سیر تکامل آن ها در ۱۰۰ سال گذشته بپردازیم.

سال ۱۹۱۵

تانک های که در سپیده دم ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۶ وارد قلمرو آلمانی ها شدند از روی یک نمونه اولیه آزمایشی که سال قبل توسط فوسترهای لینکلن توسعه یافته و «ویلی کوچولو» (Little Willie) نامیده می شد ساخته شه بودند. این خودرو زرهی از اجزایی مجزا تشکیل شده بود که هر کدام توسط یک کمپانی تولید می شد و بر تکنولوژی هایی استوار بود که بر اساس پروژه های قبلی توسعه یافته بودند. این تانک بر روی یک قالب شنی غیرمعلق ساخته شده بود که یک برجک بسیار اولیه بدون خاصیت گردان همراه با یک مسلسل روی آن نصب شده بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

این تانک ۸ متر طول داشته و راندن آن به ۲ خدمه نیاز داشت: یکی برای هدایت کردن، کنترل کلاچ و گیربگس و تحت کنترل داشتن سوخت رسانی به موتور و دیگری برای ترمزها. ۴ نفر دیگر نیز برای استفاده از تجهیزات نظامی این تانک در درون آن حضور داشتند. این تانک با استفاده از صفحات فلزی به کار رفته در دیگ های بخار مقاوم سازی شده و سرعت آن حداکثر به ۲ مایل در ساعت (۳٫۲ کیلومتر در ساعت) می رسید.

یک نمونه اولیه پیشرفته تر که «ویلی بزرگ» (Big Willie ) نام داشت و بعدها نام آن به «مادر» (Mother ) تغییر داده شد از یک قالب شنی لوزی شکل استفاده می کرد که به آن امکان می داد حرکت غیرمستقیم نیز داشه باشد. برجک قبلی نیز با جایگاه هایی برای جای دادن به مسلسل ها در کناره های تانک جایگزین شده بودند. هیچ یک از این نمونه های اولیه میدان نبرد را به چشم ندیدند اما در توسعه و پیشرفت تکنولوژی ساخت تانک هایی که در سال های آینده وارد میدان نبرد می شدند نقش بسزایی داشتند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۱۶

ساخت تانک موسوم به «مادر»، طراحی اولین تانکی که برای اولین بار همراه با نیروهای پیاده بریتانیا وارد میدان نبرد شد را در پی داشت. این تانک «بریتیش مارک ۱» (British Mark I) نام داشت. تانک مارک ۱ در آگوست سال ۱۹۱۶ در دو نوع وارد سرویس شد: نوع «مذکر» (male) که به دو توپ با گلوله ۲٫۷ کیلوگرمی و ۳ مسلسل ۸ میلیمتری هاچکیس مجهز بوده و ۲۸ تن وزن داشت و نوع «مونث» (female) که به ۴ مسلسل ویکرز ۰٫۳۰۳ و یک مسلس هاچکیس مجهز بوده و نزدیک به ۲۷ تن وزن داشت. با سفارش تانک توسط فوسترز و متروپولیتن، ۶ کمپانی ساخت تانک هر کدام ۲۵ دستگاه تانک تولید کردند. به دلیل محدودیت ساخت توپ های با گلوله ۲٫۷ کیلوگرمی (۶ پوندی)، نیمی از این تانک ها تنها با مسلسل مجهز شده و هر کدام نیز ۸ خدمه را در خود جای می داد. تنها حدود یک سوم از ۳۲ تانکی که در نبرد سومه در ۱۵ سپتامبر به کار گرفته شده بودند موفق به عبور از خطوط آلمانی ها شدند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

۱۷ دستگاه از ۴۹ تانکی که به فرانسه فرستاده شده بودند حتی شرایط لازم برای ورود به میدان نبرد را پیدا نکردند و از تانک هایی که وارد میدان نبرد شدند برخی در نیمه راه از کار افتاده و برخی دیگر نیز در اثر آتش مستقیم توپخانه و خمپاره اندازهای دشمن زمینگیر شدند. اما تانک هایی که توانست نبرد غول های آهنی را به وجود آورند انقلابی در جنگ های مدرن ایجاد کردند. علیرغم نقص ها و کمبودهایشان، این تانک ها می توانستند از سنگرها و خندق هایی به طول بیش از ۲٫۷ متر و همچنین از روی سیم خاردارها عبور کنند و از چنان قدرت تحرکی برخوردار بودند که نقش حیاتی آن ها به عنوان ابزاری در دست نیروهای پیاده در قرن بیستم را تضمین کرد.

سال ۱۹۱۷

زمانی که تانک «مارک ۴» (Mark IV ) در می ۱۹۱۷ وارد مرحله تولید شد، پیشرفت های قابل توجهی در زمینه ساخت زره، سلاح ها، لجستیک و سیستم ریکاوری تانک ها تحقق یافته بود. در این سال بود که بیشترین استفاده از تانک از جانب بریتانیا در جنگ جهانی اول شکل گرفت و در کل ۴۲۰ تانک مذکر، ۵۹۵ تانک مونث و ۲۰۲ تانک تدارکاتی از انواع دیگر ساخته و به کار گرفته شدند. یک نمونه جدیدتر با موتوری بهتر و سیستم انتقالی جدیتر در دسامیر ۱۹۱۷ وارد مرحله تولید شد که بر اساس آن از هر نوع تانک مذکر و مونث ۲۰۰ دستگاه و اولین نمونه «هرمافرودیت» ساخته شد که در مورد نمونه اخیر ترکیبی از نمونه های مذکر و مونث بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

اولین گام مهم در زمینه فاز جدید طراحی تانک ها در سال پایانی جنگ جهانی اول و در قالب تانک «مارک ۸» (Mark VIII) یا تانک «لیوری» (Livery ) رخ داد که به صورت مشترک توسط بریتانیا و ایالات متحده و با مساعدت فرانسه ساخته شده و بدین ترتیب هر سه ارتش این کشورها به یک تانک سنگین مجهز شدند. این تانک ۳۸ تن وزن و ۱۰٫۴۲ متر طول داشت و عرض آن نیز ۳٫۵۶ متر بود به نحوی که برجک های کناری آن بیرون زده و ارتفاع تانک به ۳٫۱۳ متر می رسید. تانک های بریتانیایی ۱۲ نفر پرسنل و تانک های آمریکایی ۱۰ نفر پرسنل داشتند. سلاح های این تانک ها از دو توپ ۵۷ میلیمتری هاچکیس، ۷ مسلسل ۷٫۹۲ میلیمتری هاچکیس یا ۵ مسلسل برونینگ ام ۱۹۱۷ تشکیل شده بود. این تانک ها توسط یک موتور وی-۱۲ لیبرتی یا یک وی-۱۲ ریکاردو ۲۲۰ کیلوواتی با قدرت ۳۰۰ اسب بخار تغذیه می شدند که نسبت توان به وزن آن ها ۷٫۸۹ اسب بخار در تن بود. همچنین این تانک ها با از یک زره ۱۶ میلیمتری نیز استفاده می کردند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۳۴

علیرغم تلاش های انجام گرفته و سفارش هایی که در مقیاس هزار تانک ارایه داده شد اما به دلیل تاخیر در تولید و فرسودگی صنعتی شدید در فرانسه و همچنین پایان جنگ جهانی اول بدین معنا بود که تنها ۱۲۵ دستگاه از تانک مارک ۸ ساخته شده و تنها آمریکایی ها توانستند یکی از واحدهای نظامی خود را به طور کامل به این وسیله مجهز نمایند. در سال ۱۹۳۴ تانک ها یا در انبارها حضور داشتند یا به عنوان تانک های آموزشی به کانادا فروخته شده و یا اسقاط شده بودند.

۱۹۴۲

در جنگ جهانی دوم نمونه ای جدید از تانک چلنجر با نام «اَی ۳۰» (A30) معرفی شده و توسط ارتش بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت. این تانک ۳۲ تنی با یک توپ ۷۶ میلیمتری کیو اف ۱۷ و یک مسلسل برونینگ مجهز شده و ۵ خدمه داشت. شاسی این تانک از تانک «کرامول» (Cromwell) یا همان مارک ۸ گرفته شده بود، یک تانک بسیار قوی و موفق که اولین بار در نبرد نرماندی در سال ۱۹۴۴ دیده شد و به دلیل توازن در زمینه قدرت آتش، حفاظت، سرعت و کارآمدی مورد تحسین قرار گرفت. در حالی که بیش از ۴٫۰۰۰ دستگاه تانک کرامول ساخته شده بود تنها ۲۰۰ چلنجر اَی ۳۰ از مرحله تولید بیرون آمدند و در زمینه ارزانی و سهولت ساخت نتوانست با تانک های شرمن فایرفلای رقابت کند. در واقع تانک شرمن تنها برای پر کردن خلاء زمانی تا تکمیل ساخت چلنجر اَی ۳۰ ساخته شد اما مشخص شد که نمونه کارآمدتری از چلنجر به لحاظ هزینه و سهولت تولید است. تانک شرمن فایرفلای بر اساس تانک های شرمن ام ۴ ایالات متحده ساخته شده بود که به یک توپ ضد تانک بریتانیایی ۱۷ پوندی مجهز بوده و بین سال های ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ بیش از ۲٫۰۰۰ دستگاه از آن ها ساخته شد.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۴۳

تانک آمریکایی ام ۴ شرمن توانست قاعده نبرد در میدان جنگ جهانی دوم را به نفع ایالات متحده و به طور کلی متفقین تغییر دهد. این تانک در میدان نبرد در مقایسه با تانک های سبک و متوسط آلمان ها بسیار کارآمدتر بوده و به یکی از پراستفاده ترین تانک ها در جنگ جهانی دوم تبدیل شد. این تانک به یک توپ ۷۵ میلیمتری M3 L/40 یا توپ ۷۶ میلیمتری M1، M1A1C یا M1A2 و همچنین یک مسلسل M2HB برونینگ با کالیبر ۵۰/۰ و دو مسلسل M1919A4 برونینگ ۳۰/۰-۰۶ مجهز می شد.

دهه ۱۹۵۰

بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ حدود ۵۰٫۰۰۰ دستگاه تانک شرمن در انواعی از گونه ها ساخته شد. این تانک تا اواسط دهه ۱۹۵۰ در سرویس باقی ماند و در جنگ کره نیز حضور داشت و البته برخی از کشورهای عضو ناتو نیز این تانک را دریافت کردند.

دهه ۱۹۸۰

دهه ۱۹۸۰ شاهد معرفی تانک چلنجر ۱ در ارتش بریتانیا و تانک ام ۱ آبرامز در ارتش ایالات متحده بود که هر دوی آن ها گامی بلند در زمینه بهبود طراحی و توانمندی تانک ها انگاشته می شدند. چلنجر ۱ خیلی زود در اواسط دهه ۱۹۹۰ جای خود را به چلنجر ۲ داد و این تانک مهم ترین تانک رزمی ارتش بریتانیا تا به امروز باقی مانده و تا سال ۲۰۳۵ نیز در سرویس باقی خواهد ماند.

دهه ۱۹۹۰

چلنجر ۲ یکی از اولین تانک هایی بود که از ویژگی «واقعیت افزوده» (augmented reality) در سیستم دیده وری، سیستم تصویربرداری حرارتی در طول روز و شب و سیستم پیشرفته کنترل آتش دیجیتال استفاده می کرد که هدف گیری بسیار دقیق و باثبات را حتی در سرعت های بالا در عوارض زمین ناهموار را نیز برای آن ممکن می ساخت. از تجهیزات نظامی این تانک می توان به توپ ۱۲۰ میلیمتری با قابلیت پرتاب گلوله های نفوذ کننده در زره و آتش زا و زره بسیار قدرتمند و مستحکم اشاره کرد که در نبردهای بوسنی، کوزووو و عراق به خوبی از سرنشینان این تانک محافظت می کرد و تنها یک دستگاه چلنجر ۲ در نبرد از بین رفت که آن هم در اثر آتش نیروهای خودی بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

علاوه بر ارتش ایالات متحده، تانک آبرامز M1A1 در ارتش کشورهای مصر، کویت، عربستان سعودی، استرالیا و عراق نیز به کار گرفته می شود. این تانک که قدرت حفاظتی و دوام بالایی دارد با یک توپ ۱۲۰ میلیمتری بدون خان، ۲ مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری M240 ، یک مسلسل ام ۲ کالیبر ۵۰/۰ و تیرباری دیگر روی پلتفرم چرخان مجهز شده است. تانک ام ۱ای ۱ با وزن ۶۷٫۶ تن، ۴ خدمه داشته و از سیستم کشف و خاموشک کردن آتش، مسافت یاب لیزری، سیستم دید در شب تصویری حرارتی، سیستم اصلی دیده وری نوری در روز و سیستم های جانبی و یک سیستم شیمیایی بیولوژیکی هسته ای نیز سود می برد.

نسل های آینده تانک ام ۱ ای ۲ آبرامز می توانند انواع مختلفی از گلوله ها را به سمت خودروهای زرهی دشمن، پرسنل و پرنده های با ارتفاع پایین شلیک کنند و دارای یک زره بیرونی بسیار سنگین تر نیز خواهند بود که بسیار بهتر از قبل از خدمه در مقابل تهدیدها محافظت خواهد کرد. همچنین ارتش ایالات متحده از یک سیستم جدید استتار استفاده می کند که آن را از دید سیستم های شناسایی تصویری، مادون قرمز، مادون قرمز حرارتی و رادارهای باند پهن مخفی خواهد کرد و برخی از انواع آن ها نیز در حال مجهز شدن به سیستم محافظت فعال «سافت کیل» (softkill ) هستند که از عملکرد سیستم های هدایت موشک های ضد تانک و موشک های مادون قرمز جلوگیری خواهد کرد.

آینده تانک ها

وقتی به آینده تانک ها فکر می کنیم، صحبت در مورد تکنولوژی هایی که در تانک های آینده به کار گرفته می شوند بسیار به میان می آید؛ به خصوص در سایه پیشرفت های خیره کننده ای که روسیه در این زمینه به کار گرفته و این کشور را بسیار جلوتر از کشورهای غربی در زمینه ساخت تانک های قدرتمند قرار داده است. اکنون در بریتانیا تلاش ها و تحقیقاتی در زمینه استفاده از سیستم های حفاطتی فعال برای خودروهای زرهی اینده با استفاده از چلنجر ۲ به عنوان پلتفرم اصلی در حال جریان است. این سیستم های حفاظتی از قبل نیز توسط برخی ارتش ها مورد استفاده قرار گرفته که از آن میان می توان به استفاده از سیستم حفاظتی فعال رافانل تروفی (Rafael Trophy Active Protective System) در تانک های مرکاوا ۴ اشاره کرد. زره الکتریکی نیز برای محافظت از زره تانک در برابر گلوله آر پی جی و دیگر سلاح های مشابه در حال توسعه می باشد.

از دیگر تکنولوژی های مورد تست قرار گرفته می توان به تکنولوژی های پنهانکار، سیستم استتار متحرک، سیستم رانش الکتریکی که بسیار سبک تر و کارآمدتر از موتورهای معمول هستند، سیستم های ذخیره انرژی که می توانند نیروی لازم برای لیزرها را تامین کنند، زره های بسیار سبک تر، تعلیق پیشرفته و خودروهای زرهی بدون سرنشین که در ماموریت های شناسایی و باز کردن مسیر برای حفاطت موثرتر از نیروها به کار گرفته می شوند اشاره کرد. تمام این نوآوری ها بدین معنی است که خودروهای زرهی آینده می توانند بسیار متفاوت تر از غول های سنگین آهنی دارای شنی باشند که امروزه به طور متعارف در ارتش های جهان مورد استفاده قرار می گیرند.


«پاسات» و «تیگوآن»؛ افسران آلمانی در میدان نبرد ایران


هفته نامه خودرو امروز: تاریخچه حضور فولکس واگن در ایران به دهه ۲۰ شمسی باز می گردد و این برند مطرح آلمانی با بیتل بیش از هر مدل دیگری در ایران شناخته می شود. فولکس واگن پس از سال های حضور پرفراز و نشیب با نمایندگان متنوع در بازار خودرو ایران برای آخرین بار لوگو محصولاتش را روی مدل «گل» قرار داد و آخرین نمونه از این فولکس واگن برزیلی نیز در سال ۱۳۸۹ از خط تولید خارج شد.

موعد تحویل این دو خودرو از سوی شرکت واردکننده، ۳۰ روز عنوان شده است و با توجه به ترخیص تمامی مدل ها از گمرک قطعا تا پایان امسال شاهد تردد تعداد زیادی از مدل های پاسات و تیگوآن در خیابان های کشور خواهیم بود. این شرکت واردکننده پس از حدود ۴۰ سال برای نخستین بار طی قرارداد متفاوتی با فولکس واگن آلمان هر دو مدل پاسات و تیگوآن را با آپشن های اختصاصی و سفارشی برای بازار ایران تجهیز کرده است.

افسران آلمانی در میدان نبرد ایران 

فولکس واگن پاسات

پاسات سدان متوسط خانوادگی فولکس واگن است که از سال ۱۹۷۳ تا کنون در ۸ نسل به تولید رسیده است. هشتمین نسل پاسات رسما از سال ۲۰۱۵ میلادی به بازارهای جهانی معرفی شد. این سدان ۴۷۶۷ میلیمتری دیفرانسیل جول با پیشرانه ۲ لیتری توربو TSI BlueMotion به بازار ایران عرضه خواهدشد و با توجه به سفارشی بودن آپشن های این خودرو برای بازار ایران نمونه مشابه آن را از نظر سطح آپشن در بازار دیگری نمی توان یافت. همچنین تنها یک تیپ از این خودرو و همچنین تیگو آن برای عرضه به بازار کشورمان در نظر گرفته شده است. پیشرانه ۱۷۹۸ سی سی این سدان متوسط فولکس واگن با همراهی سیستم توربوشارژر توانایی تولید حداکثر قدرت ۱۸۰ اسب بخار را دارد و حداکثر گشتاور آن از دور ۱۲۵۰ تا ۵۰۰۰ متر به میزان ۲۵۰ نیوتن متر در دسترس است.

 

همچنین انتقال قدرت به محور جلو در این خودرو از طریق یک گیربکس ۷ سرعته DSG (دوکلاچه) صورت می گیرد. گیربکس DSG توسط شرکت بورگوارنر برای محصولات فولکس واگن توسعه یافته و با دو کلاچ مجزا (یکی دنده های فرد را درگیر می کند و دیگری دنده های زوج را که در نتیجه دنده بدون قطع جریان نیروی موتور به چرخ ها عوض می شود) امکان تعویض سریع تر و دقیق تر دنده ها را فراهم می کند. نسل هشتم پاسات در اروپا از ابتدای عرضه تا کنون به صورت متوسط ماهانه فروش حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار دستگاه را ثبت کرده است و در سال ۲۰۱۷ میلادی آمار فروش کل آن در مرز ۲۰۰ هزار دستگاه قرار دارد. این خودرو همچنین در زمره ۱۰ سدان متوسط پرفروش بازار آمریکا نیز قرار می گیرد.

ایمن به سبک فولکس گواگن

 

فولکس واگن پاسات در آزمایشات دو موسسه معتبر NHT- SA آمریکا و EuroNCAP موفق به کسب هر ۵ ستاره ایمنی با بالاترین امتیازها شده است. این خودرو در نسخه ای که قرار است وارد بازار ایران شود به ۹ کیسه هوا (۲ کیسه هوای جلو، کیسه های هوای جانبی، کیسه های هوای پرده ای و کیسه هوای زانویی برای راننده) به علاوه سیستم ترمز ضدقفل، EBD، کنترل الکترونیکی پایداری و سیستم کمکی شروع حرکت در سربالایی (HSA) مجهز شده است.

 افسران آلمانی در میدان نبرد ایران

 

 سیستم ICRS (سیستم هوشمند پاسخ در زمان تصادف) در زمان تصادف ضمن فعال کردن کیسه های هوا، سیستم سوخت رسانی را قطع می کند، درب ها را باز می کند و فلاشر خودرو را فعال می کند. این خودرو همچنین علاوه بر سیستم های پیشگیری از تصادفات در صورت وقوع برخورد با سیستم Post- Collision Brake     System از هرگونه صدمات بیش تر در صورت وقع تصادف با ادامه ترمزگیری و کاهش سرعت خودرو جلوگیری می کند. پاسات همچنین به سیستم کنترل فشار باد تایرها (TPMS) مجهز شده است.

مجموعه کامل امکانات

سدان متوسط فولکس واگن به سیستم ورود و استارت بدون کلید مجهز شده است و همچنین برای کاهش مصرف سوخت در ترافیک و توقف های کوتاه با سیستم Start/ Stop خودرو را خاموش و با فشردن مجدد پدال گاز آن را روشن می کند. راننده برای سهولت تعویض دستی دنده می تواند از پدال های تعبیه شده پشت فرمان استفاده کند و دوربین ۳۶۰ درجه در زوایای مختلف امکان رصد فضای اطراف خودرو را در هر شرایطی با کمک ۴ دوربین در جلو، عقب و طرفین فراهم می کند. این سدان آلمانی همچنین به تکنولوژی اتوپارک مجهز شده است که با فعال کردن آن ضمن شناسایی فضای پارک، تمام مراحل پارک را برعهده می گرد و راننده تنها نیاز است که دنده را تعویض کند.

 

افسران آلمانی در میدان نبرد ایران 

امکانات متعدد این خودرو از طریق یک نمایشگر ۹٫۲ اینچی تمام دیجیتال در پشت فرمان قابل کنترل است و راننده حتی می تواند سیستم ناوبری GPS را از طریق نمایشگر پشت فرمان کنترل کند. این خودرو همچنین به HeadUp Display، صندلی های چرم با تنظیم برقی ۱۲ حالته و حافظه برای صندلی راننده، ماساژور صندلی راننده، صندلی های تاشو عقب، سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک ۳ گانه (با قابلیت تنظیم دما برای دو سرنشین جلو و سرنشینان عقب)، آینه های جانبی برقی تاشو با حافظه، چراغ های اتوماتیک LED جلو با قابلیت تطبیق با جاده و سرعت، چراغ های روشنایی در روز LED، سانروف پانوراما، گرم کن و تهویه صندلی های جلو، انتخاب حالت رانندگی، کروز کنترل و اتوهلد نیز مجهز شده است.

پشت فرمان پاسات

برای مقالات با پاسات، شرکت واردکننده پیستی را در محوطه این شرکت طراحی کرده بود که در ابتدای آن مسیری اسلالوم مانند قرار داشت و در بخش های دیگر شتابگیری و ترمزگیری این خودرو قابل آزمایش بود. شتابگیری اولیه پاسات به لطف در مدار قرار گرفتن تمام ۲۵۰ نیوتن متر گشتاور از دور ۱۵۰۰ تا ۵۰۰۰ قابل توجه بود. سرعت تعویض دنده ها و نرمی آن هیچ گونه ضربه ای را به کابین وارد نمی کند و در مانورهای مسیر اسلالوم پایداری خودرو مثال زدنی و متفاوت از دیگر سدان های همرده این خودرو در بازار است.

طراحی سیستم تعلیق و صندلی ها به گونه ای است که حتی در پیچ های تند فشار وارده به سرنشینان آن گونه که انتظار می رود نیست و شتاب جانی تاثیر مستقیمی روی سرنشینان ندارد اما با این حال اتاق با کمترین حرکات جانبی و کمترین ضربات وارده به کابین خود را در مسیر حفظ می کند. سیستم مولتی مدیای این سدان آلمانی به تکنولوژی Gesture System مجهز است که بدون  لمس نمایشگر با حرکت دست به سمت چپ و راست به صورت خودکار تعویض آهنگ یا آپشن های دیگر را انجام می دهد. کنترل آپشن ها در کابین به پاسات به کمک دو نمایشگر پشت فرمان و نمایشگر میانی داشبورد ساده است و حتی درجه گرم کن و تهویه صندلی ها نیز از طریق مانیتور مرکزی امکان پذیر است.

پیشرانه توربو پاسات شتاب این سدان ۱٫۴ تنی را به ۷٫۹ ثانیه می رساند که عددی مشابه نزدیک ترین رقیب این خودرو در بازار ایران یعنی رنو تلیسمان است. مصرف سوخت ترکیبی این خودرو نیز ۵٫۸ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر اعلام شده است. پاسات با این تفاسیر سدانی ایده آل برای مسیرهای شهری و خارج از شهر ایران به حساب می آید که از نظر امکانات داخلی یک سر و گردن بالاتر از رقبای فرانسوی، کره ای و ژاپنی در بازار قرار دارد و عملکرد فنی آن به لطف طراحی دقیق بخش های مختلف و هماهنگی بی نظیر قوای محرکه آن فراتر از انتظار است.

 

 افسران آلمانی در میدان نبرد ایران

 


 

فولکس واگن تیگوآن

کراس اوور شهری فولکس واگن برای اولین بار در سال ۲۰۰۷ میلادی معرفی شد و تولید نسل اول آن در سال ۲۰۱۷ خاتمه یافت. نسل دوم این خودرو همزمان با عرضه جهانی در بازار ایران به فروش خواهد رسید. نسل دوم تیگوآن که همانند دیگر مدل های متوسط و کوچک فولکس واگن بر پایه پلت فرم MQB بنا شده با طول ۴۴۸۶ میلیمتر در نسخه ۴ چرخ فعال دائمی با پیشرانه ای قوی تر از پاسات به خیابان های کشورمان قدم خواهدگذاشت. حجم پیشرانه توربو این کراس اوور آلمانی به ۲ لیتر می رسد و حداکثر توان تولیدی آن ۱۸۰ اسب بخار است

 افسران آلمانی در میدان نبرد ایران

فولکس واگن تیگوآن 

 

اما مهم ترین نکته ای که موجب ایجاد کشش قدرتمند در این خودرو می شود گشتاور ۳۲۰ نیوتن متری (۷۰ نیوتن متر بیش از پاسات) از دور موتور ۱۵۰۰ تا ۳۹۵۰ است که شتاب ۷٫۷ ثانیه ای را به همراه دارد و به لطف استفاده از گیربکس ۷ سرعته دو کلاچه اتوماتیک DSG مصرف سوخت این خودرو را نیز مانند پاسات با امکانات سفارشی برای بازار ایران و همچنین تنها در یک تیپ با قیمت ۲۸۹ میلیون تومان به فروش رسانده است. تیگو آن موفق به کسب عنوان بهترین کراس اوور کامپکت سال ۲۰۱۷ از سوی سایت Cars.com شده است. نام این خودرو از ترکیب دو کلمه Tiger (ببر) و ایگوآنا ساخته شده است و به دلیل انتخاب این نام از سوی مجله اتوبیلد آلمان جایزه ابداع در انتخاب نام نیز برای این خودرو به فولکس واگن اختصاص یافته است.

بلندقامت ایمن

تیگوآن ضمن کسب ۵ ستاره ایمنی از موسسه EuroNCAP موفق به کسب ۹۶ درصد امتیاز از آزمایش تصادف برای سرنشینان بالغ شده است که در این کلاس و در بین همه خودروها عدد خیره کننده ای است. این خودرو قرار است در ایران با ۹ کیسه هوا، سیستم کنترل پایداری، ABS و EBD عرضه شود و از جمله امکاناتی که تیگوآن فراتر از پاسات در بخش ایمنی به مشتریان ارائه می کند می توان به سیستم کنترل سرعت در سراشیبی (HDC) و سیستم هشدار خستگی راننده اشاره کرد. تیگوآن در آزمایشات تصادف EuroNCAP 80 درصد امتیاز امنیت کودکان، ۶۸ درصد امنیت عابرین پیاده و ۶۸ درصد امتیاز عملکرد تجهیزات ایمنی را نیز کسب کرده است.

افسران آلمانی در میدان نبرد ایران 

امکانات

تیگوآن از مجموعه آپشن های مشابه پاسات بهره می برد با این تفاوت که صندلی سرنشین جلو نیز علاوه بر راننده در این خودرو به حافظه مجهز شده و آپشن تهویه صندلی های جلو در این خودرو به چشم نمی خورد. تیگوآن علاوه بر این موارد به نمایشگر ۹٫۲ اینچی در بخش میانی داشبورد، نمایشگر ۱۲ اینچی پشت فرمان، کروز کنترل، سیستم تهویه مطبوع ۳ گانه، استارت/ استاپ، ورود و استارت بدون کلید، گرم کن صندلی های عقب و جلو و… مجهز شده است. تیگوآن برای کنترل حالت های حرکتی از تکنولوژی اختصاصی ۴Motion فولکس واگن نیز بهره می برد.

این سیستم از طریق کلید چرخشی در کنار اهرم دنده امکان انتخاب از بین حالت های رانندگی برف، جاده (شامل ۴ حالت و قابلیت شخصی سازی)، آفرود و آفرود Individual (با قابلیت شخصی سازی قابلیت های آفرود) را فراهم می کند. تیگوآن با بهره گیری از رینگ های ۱۹ اینچی آلومینیومی یک سایز رینگ بزرگ تری نسبت به پاسات دارد و به امکانات دیگری نظیر دوربین ۳۶۰ درجه، اهرم اتصال تریلر با قابلیت تاشوندگی به صورت الکتریکی، باز شدن درب عقب به صورت هوشمند، پارک اتوماتیک و… مجهز شده است.

افسران آلمانی در میدان نبرد ایران 

پشت فرمان تیگوآن

تیگوآن هر چند در ظاهر حدود ۳۰ سانتیمتر طول کمتری در مقایسه با پاسات دارد اما وقتی در کابین آن بنشینید به دلیل ارتفاع نسبتا پایین صندلی ها، فضای سر و پای خوبی را در اختیار دارید و این کاهش فضا چندان برای سرنشینان جلو و عقب ملموس نیست. عملکرد خودرو در مانورها و پیچ های تند مشابه پاسات مطمئن و دقیق است و خبری از انحراف خودرو به واسطه حضور سیستم های کنترلی مانند ESP نیست و مجموعه عوامل موثر در هندلینگ خودرو دقیق عمل می کنند. سیستم تعلیق نیز به واسطه ارتفاع بیش تر خودرو از پاسات نرم تر عمل می کند. در ابتدای آزمایش با این خودرو سیستم ۴Motion را در حالت زیرمجموعه اسپرت در مود On-Road قرار دادیم تا تعویض سریع تر دنده ها، سفتی نسبی فرمان و واکنش دقیق پدال گاز در تنظیمات خودرو قرار بگیرد.

شتابگیری خودرو با توجه به گشتاور ۳۲۰ نیوتن متری در مسیر مستقیم بهتر از پاسات بود و وزن بیش تر خودرو نیز تاثیری در عملکرد خودرو نداشت. نفوذ صدای موتور به کابین در حالت اسپرت بیش از حالت های دیگر است و در حالت نرمال این نفوذ به حداقل می رسد و آرامش قابل توجهی بر کابین حاکم است. سیستم صوتی نصب شده در هر دو مدل تیگوآن و پاسات از برندهای مطرح اروپایی و با عملکرد قابل قبولی هستند و تفکیک صدا نیز به خوبی صورت می گیرد. سیستم ۴Motion خودرو در حالت Individual امکان تنظیم پارامترهای مهم فنی خودرو را برای شخصی سازی فراهم می کند به گونه ای که با انتخاب این حالت در مود On-Road یا Off-Road راننده می تواند حالت فرمان را بین اسپرت و نرمال تنظیم کند یا تعویض دنده ها را براساس آنچه در شرایط موجود نیاز دارد انتخاب کند.

 

این تکنولوژی به صورت کلی امکان شخصی سازی خودرو در شرایط مختلف را در اختیار راننده قرار می دهد. سیستم دوربین ۳۶۰ درجه در این خودرو ۱۲ نمای مختلف از خودرو را در اختیار شما قرار می دهد. این دوربین حتی زاویه ای از دید را در اختیار راننده قرار می دهد که بدون نیاز به پیاده شدن یا راهنمایی اطرافیان بتواند یک کاروان یا تریلر را به سادگی به اهرم پشت خودرو متصل کند. تیگوآن در مجموع یک مینی کراس ایده آل برای مسیرهای شهری و بزرگراه ها است که در مقایسه با رقبا از برند معتبر آلمانی، مجموعه کاملی از امکانات و پیشرانه ای با کشش بالا بهره می برد.

 

افسران آلمانی در میدان نبرد ایران


پهپادهای جیبی، چشمان تیزبین سربازها در میدان جنگ


برترین ها – ترجمه از سینا اشتری: ارتش کشور های مختلف سالهاست که از پهپاد ها و دیگر هواپیماهای بدون سر نشین برای کاربرد های جاسوسی و یا هجومی استفاده می کنند، اما تجهیز سربازان پیاده نظام به پهپاد های کوچکی که در جیب جای بگیرند چیزی شبیه به صحنه های دیده شده در یک فیلم تخیلی است.

ارتش کشور آمریکا در حال تلاش برای تحقیق و توسعه پروژه ای به نام SBS است که نتیجه آن تولید پهپاد هایی کوچک و سبک برای استفاده فردی سربازان خواهد بود .

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

هواپیما های بدون سر نشینی مانند Gray Eagle و Shadow سال هاست که وظیفه پایش لحظه به لحظه محیط درگیری و شناسایی عوامل دشمن را بر عهده دارند و از بالا از سربازان آمریکایی محافظت می کنند؛ اما گاها شرایطی به وجود می آید و یا محیط درگیری به گونه ای است که قابلیت های این هواپیما های بدون سرنشین، عملکرد قابل قبولی را به نمایش نمی گذارند. تجهیز سربازان پیاده نظام به پهپادی با ابعاد لازم برای جایگیری در یک جیب و نیز وزنی کمتر از ۱۵۰ گرم می تواند تاثیر زیادی در پیشرفت عملکرد نیروهای پیاده نظام داشته باشد.

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

سرباز در موقعیت های خطرناک و ناشناخته می تواند با استفاده از این پهپاد محیط منطقه جنگ را بررسی کرده و از خطرات و تهدیدات محیط خود آگاه شود. ارتش نروژ و انگلیس در این حوزه پیش قدم بوده اند و سربازان آنها بیش از ۴ سال است که از این پهپاد های شناسایی و جاسوسی استفاده می کنند.

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

ارتش آمریکا نیز با الهام گیری از ارتش کشور های نروژ و انگلیس به فکر تولید پهپاد هایی کوچک افتاده، اما به نظر می رسد فناوری های موجود هنوز با نیاز های لازم برای تولید پهپاد مورد نظر ارتش آمریکا تطبیق و همخوانی ندارد.

صنایع دفاعی کشور آمریکا پهپاد مناسب در این حوزه را پهپادی با وزن کمتر از ۱۵۰ گرم می دانند که بتوان آن را در یک جیب کوچک نیز جا داد و هدف از این ابعاد وکوچک و وزن پایین نیز سهولت سرباز در حمل این دستگاه است؛ همانطور که می دانید یک سرباز وسایل مختلفی را در حین انجام عملیات با خود حمل می کند و به همین دلیل صنایع دفاعی بیشینه وزن پهپاد مورد نیاز را ۱۵۰ گرم تعیین کرده اند.

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

صنایع دفاعی آمریکا زمان مورد نیاز برای شروع پرواز پهپاد را ۶۰ ثانیه عنوان کرده و معتقد است که این باتری این پهپاد باید انرژی مورد نیاز برای پرواز حداقل ۱۵ دقیقه ای آن را تامین نماید. پهپاد پروژه SBS صنایع دفاعی کشور آمریکا به یک دوربین مجهز خواهد بود که از فاصله ۱۵ الی ۲۵ متری قادر به شناسایی اجسامی با ابعاد یک انسان است و به دلیل استفاده از فناوری دید در شب می توان در عملیات های شبانه نیز از آن استفاده کرد.

از دیگر ویژگی های موجود در پهپاد های مذکور ارتش آمریکا می توان به مخابره همزمان تصاویر و قابلیت کنترل کردن آن از فاصله ای ۱ کیلومتری اشاره کرد. نیرو های پیاده نظام نروژی و نیز انگلیسی مدتی است که از پهپاد کوچکی به نام PD-100 Black Hornet استفاده می کنند؛ در واقع سربازان انگلیسی ۴ سال است که از این پهپاد در انجام عملیات در خاک کشور افغانستان بهره گیری می کنند.

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

ارتش آمریکا سعی کرده تا با استفاده از تجربیات ارتش های انگلیس و نروژ پهپادی با قدرت و امکانات بیشتری را طراحی کند که در عین حال به لحاظ اقتصادی نیز عملکرد بهینه تری داشته باشد. پهپاد PD-100 Black Hornet وزنی معادل ۱۸ گرم دارد که البته اگر وزن دسته کنترل کننده و صفحه نمایش را نیز به آن اضافه کنیم وزن کلی آن به ۱٫۳ کیلوگرم افزایش پیدا می کند.

باتری این پهپاد انرژی لازم برای پرواز ۲۵ دقیقه ای آن را تامین می کند؛ سرباز با استفاده از یک دسته کنترل کننده و دقیقا مانند یک بازی کامپیوتری آن را کنترل می کند و تصاویر دریافتی این پهپاد به صورت زنده به یک صفحه نمایش تاشو که بر روی سینه سرباز نصب شده است مخابره خواهد شد.

 

 تجهیز سربازان آمریکایی به پهپاد های جیبی

علاوه بر کنترل زنده پهپاد، سرباز می تواند مسیری را برای آن تعیین کرده و به پهپاد فرمان دهد تا به صورت خودکار در مسیر تعیین شده پرواز کند؛ این ویژگی باعث افزایش عملکرد سرباز در شرایط عملیاتی خواهد شد. یکی از محدودیت های موجود در به کار گیری پهپاد PD-100 Black Hornet مربوط هزینه های بالای تولید آن است، این پهپاد ها به صورت دست ساز تولید می شوند و این امر باعث شده تا هزینه تولید ۱۶۰ دستگاه از این پهپاد به ۳۰ میلیون دلار برسد.

صنایع دفاعی آمریکا در حال بررسی راه ها و فناوری هایی است تا به کمک آنها بتواند قیمت تمام شده این پهپاد را تا حد مطلوب و به صرفه کاهش دهد، پهپاد کوچک تولید کشور آمریکا نمونه ای به روز رسانی شده از PD-100 Black Hornet خواهد بود که علاوه بر پشتیبانی از ویژگی های و امکانات بیشتر، هزینه کمتری دارد.