Tag Archives: سری

۱۰ تکنولوژی سری هوایی که شما را متحیر خواهند کرد


برترین ها – ترجمه از محمدپارسا حاتمی: بی‌شک می‌توان گفت که پرواز از ابتدای خلقت، یکی از دغدغه‌های اصلی زندگی پر فراز و نشیب انسان‌ بوده است و هر روزه برای رسیدن به این هدف تلاش‌ها کرده است تا اینکه به جایگاه امروزی رسیده است. اما امروزه علاوه بر هدف اصلی که نقل و انتقال است، استفاده‌های نظامی نیز از آن می‌شود و کشوری که در این زمینه پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته باشد، جزو کشورهای برتر در حوزه تکنولوژی به حساب می‌آید. اما حالا آماده‌اید تا با برترین تکنولوژی‌های ارتش‌های هوایی که تاکنون آن‌ها را از دید عموم پنهان کرده‌اند آشنا شوید؟

در لیست زیر ما برای شما هواپیماها و جت‌های شگفت انگیزی که قابلیت‌های دیوانه کننده‌ای نیز دارند را آماده کرده‌ایم تا با این دنیای عجیب و ناشناخته بیشتر آشنا بشوید. حتی برخی می‌گویند این تکنولوژی‌ها فراتر از تکنولوژی‌‌های زمینی است و شاید فرا زمینی‌ها در ایجاد آن‌ها کمک‌هایی کرده باشند!

Northrop Grumman B2 Spirit Bomber

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. (حاتمی) 

واقعیت آن است که هنوز هم ایالات متحده می‌خواهد B2 Spirit را در سیستم هوایی خود نگه دارد و از آن به عنوان یک بمب افکن رادار گریز استفاده کند. گرچه این پروژه در طبقه بندی میزان محرمانه بودن، در طبقه خاکستری جای داده شده است و جزو سیاه‌ها نیست اما از دهه‌ی ۷۰ و ۸۰ میلادی که این پروژه شروع شد تا به امروز اطلاعت زیادی از آن فاش نشده است و همچنین این بمب افکن بطور رسمی در سال ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) معرفی گردید و تا به اینجای کار که عملکرد مناسبی از خود نشان داده است.

 

B2در واقع طراحی شده است برای مبارزه علیه حملات هوایی دشمنان و توانایی حمل بمب‌های نقطه زن و بمب‌های هسته‌ای را دارد و می‌تواند تا ۵۰ هزار پا ارتفاع بگیرد و حدود ۷ هزار مایل مسافت را با یک بار سوخت گیری بپیماید.

 


XB-70 Valkyrie Strategic Bomber

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

XB-70 ساخته شد تا ارتش جنگ افزاری داشته باشد که بتواند در هوا برای مدت طولانی و در ارتفاع خیلی زیاد پرواز نماید و همچنین قابلیت حمل بمب‌های هسته‌ای را نیز داشته باشد. در طراحی ‌آن از مدل B-36 که در دهه ۵۰ میلادی ساخته شده، الهام گرفته شده است.

 

در اواسط دهه ۶۰ میلادی XB-70 آماده و به پرواز درآمد. باید اذعان داشت که طراحی منحصر به فردی داشته و ساختار آن این اجازه را به آن می‌دهد تا در ۳ سرعت متفاوت و در ارتفاع ۷۰ هزار پایی به پرواز درآید. عمر مفید این هواپیما تنها تا سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) بود و پس از آن بازنشسته شد. اما بعضی از شایعه‌‌ها حاکی از آن دارد که یک مدل جدید هایپرسونیک بر پایه‌ی همین مدل در حال توسعه و اجرایی شدن است.
 


Sukhoi PAK FA (TP-50) Jet Fighter

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

PAK FA یک جت نظامی روسی است که در حال حاضر نسل پنجم آن در حال استفاده است. نسل اول آن با نام TP-50 عرضه شد که در همان نسل اول نیز از تکنولوژهای اخفا (عدم شناسایی توسط رادارها) و حملات از زوایای مختلف بوسیله سیستم‌‌های کنترلی پیشرفته و کنترل توسط رادارها، بهره می‌برد.

بیشتر اطلاعات این جت هنوز افشا نشده است اما برخی منابع گفته‌اند که این نسل نسبت به نمونه اولیه بهبود چشمگیری در اخفا، کروز بر روی سایر اجسام و مانور پذیری داشته است.

 


Boeing Bird of Prey Technology Demonstrator

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

پرنده‌ای با بال‌‌های شکاری. این همان توصیفی است که شرکت بویینگ برای معرفی آن در نظر گرفته است. در سال ۲۰۰۲ این مدل معرفی شد تا بویینگ تکنولوژی اخفای خود را به رخ دیگر شرکت‌‌های همکار بکشاند. گرچه در فرز و چالاکی بودن این جت شکی نیست اما از آنجایی که این جت برای پرواز حداکثر تا ۲۰ هزار پا می‌تواند بالا رود و در یک ساعت هم حداکثر ۳۰۰ مایل را طی کند، ما خیلی نمی‌توانیم آن را هواپیمای واقعی بنامیم.

 


Sikorsky S-97 Raider High-Speed Attack Helicopter

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

خب کمی از جت بیرون بیاییم و سری به دنیای هلیکوپترها بزنیم. S-97 نسخه جایگزین و توسعه یافته OH-58 Kiowa می‌باشد، هلیکوپتری که دائما در تعمیرگاه‌ها بود. در طراحی آن بشدت از MH-X Black Hawk الهام گرفته شده است و خیلی شبیه به هم هستند. علاوه بر نوک دماغه، انتهای بدنه و بدنه‌ی باریک به کاهش ضریب درگ و آیرودینامیک بهتر کمک شایانی کرده‌اند. به لطف موتور ۲۶۰۰-shp‌اش تا سرعت ۴۴۴ کیلومتر بر ساعت می‌تواند به پرواز درآید و حدود ۵۷۰ کیلومتر را نیز بپیماید.

 


J-20 Stealth Fighter

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

به عنوان اولین هواپیمای رادار گریزِ ساخت چین خوب بنظر می‌آید. اطلاعات زیادی در دسترس نیست اما اخیرا عکسی از آن در فرودگاه Tibetan گرفته شده است و از آنجایی که این فرودگاه در ارتفاع ۱۴ هزار پایی قرار دارد، نشان از توانایی این هواپیما در پرواز با ارتفاعات بالا دارد. J-20 این اجازه را به شما خواهد داد که در مدت زمان مشخصی بدون هیچگونه تشخیص از دست شناسایی تمام رادار‌ها در امان بمانید. بدلیل استفاده از دو موتور، سرعتی فرا صوت را برای آن پیش بینی می‌کنیم.

 

انتظار می‌رود در سال ۲۰۱۸ معرفی شود در حالی که احتمالا نسخه‌ای هم برای سال ۲۰۲۰ ارائه شود که می‌تواند از موتور WS-15 استفاده کند که باعث می‌شود بتواند سوپر کروز داشته باشد بدون استفاده از قطعه Afterburner.

 


Boeing X-37B Orbital Test Vehicle

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

X-37B یک فضاپیمای کارا برای ناسا است که بیشتر ماموریت‌های خود را با آن انجام می‌دهد. البته شایعاتی هست مبنی بر اینکه ناسا قصد استفاده از آن به‌عنوان اسلحه‌ای برای حفاظت از ماهواره‌هایش دارد. این فضاپیما کمتر از ۹ متر طول و ۵ تن وزن داشته و برای پرواز در ارتفاعات بالای ۸۰۰ کیلومتر و ماندن در فضای خارج از جو به مدت یک سال طراحی شده است. برای ارسال این فضاپیما از راکت‌های Atlas V501 استفاده می‌کنند که سرعتی معادل Mach-25 دارد.

 


Darpa/Blackswift HTV-3X Rapid-Strike Vehicle

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

این هواپیما جزو ارتش هوایی ایالات متحده و زیر مجموعه پروژه فالکن موسسه DARPA می‌باشد. هدف از خلق آن، تحقیق و توسعه برای دست یابی به وسیله‌ای است که سرعتی مافوق صوت داشته باشد و بتواند در کمتر از ۱ ساعت به هر جسمی در هر جایی برسد.

استفاده از موتور توربینی این ظرفیت را به آن می‌دهد تا سرعتی معادل Mach-6 داشته باشد و سایز آن به اندازه‌ی یک جت است و می‌تواند بصورت درجا تیک آف داشته باشد یا بنشیند.

 


Darpa HTV-2 Rapid-Strike Vehicle

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

یک بخش دیگر از پروژه‌های نظامی فالکن مربوط به HTV-2 می‌باشد که یک موشک هواپیمایی است و می‌تواند بیشتر از عدد حیرت برانگیز ۲۰ هزار کیلومتر را در یک ساعت طی کند. این موشک بدون سرنشین تاکنون دو بار مورد آزمایش قرار گرفته است و برای بار سوم قرار است با هدف رسیدن به سرعت Mach-20، مورد آزمایش قرار گیرد.

سازندگان آن گفته‌اندکه این موشک را با هزینه‌ای مقرون به صرفه خواهند ساخت. البته این نکته را لازم است یادآوری کنم که منظور آن‌ها از مقرون به صرفه هزینه‌ای حداقل ۱ بیلیون دلاری می‌باشد.

 


MH-X Stealth Black Hawk Helicopter

 

10 هواپیمایی که تا حالا اسم‌شان را هم نشنیده‌اید. 

این هلیکوپتر اگر در اتفاق سال ۲۰۱۵ و در جریان دستگیری اسامه بن لادن در حین فرود برخورد نمی‌کرد وتصادفی اتفاق نمی‌افتاد، وجود آن هنوز هم در حد یک راز باقی مانده بود. این هلیکوپتر یک هلیکوپتر رادار گریز است که خیلی کمتر بدام رادار‌ها می‌افتد اما از طرفی استایلِ خفاش مانند آن، قابلیت مانور را از آن گرفته و همین دلیل هم بود که باعث برخورد در روز دستگیری شد. بعد از آن بود که شایعاتی مبنی بر وجود مدل‌های مختلفی از این سری هلیکوپتر در دنیا پخش شد که حتی گفتند از آن‌ها در ماموریت‌های مخفی سوریه نیز استفاده می‌شده است.


هرآنچه که درباره سری بازی مشهور «ولفنشتاین» باید بدانید


مجله دانستنیها – کسری کریمی طار: برای سال های طولانی ژانر FPS (شوتر اول شخص) در انحصار کامپیوترهای شخصی بود؛ موضوعی که سازندگان و بیشتر گیمرها در مورد آن با هم توافق نظر داشتند. آنها می گفتند مگر می شود این سبک را بدون استفاده از موس و کیبورد بازی کرد؛ ولی این روند به مرور تغییر کرد، مخصوصا وقتی «هیلو» برای ایکس باکس عرضه شد تا امروز FPS به پرطرفدارترین ژانر صنعت بازی تبدیل شود.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

بیشتر کاربران می دانند که «دووم» (Doom) باعث همه گیر شدن عناوین شوتر اول شخص شد اما عموما «ولفنشتاین سه بعدی» (Wofenstein, 3D) را به عنوان نخستین بازی شوتر اول شخص می شناسند. با این که پیش از ولفنشتاین هم عناوینی مثل Maze War وجود داشتند ولی این ساخته استودیوی id بود که نه تنها نخستین سوپر اول شخص تمام رنگی نام گرفت بلکه قوانین این ژانر را هم پایه گذاری کرد. حالا پس از گذشت قریب بر ۲۵ سال، نسخه جدید «ولفنشتاین» با نام «Wolfenstein II: The New Colossus» روانه بازار شده؛ بازی که به گفته منتقدان صاحب نام، یکی از شوترهای درجه یک چند سال اخیر است. همین بهانه ای شد تا در این مطلب شما را با حقایق پشت پرده مجموعه «ولفنشتاین» آشنا کنیم.

۰۱

قسمت اول سری بازی «ولفنشتاین» با نام Castle Wolfenstein در سال ۱۹۸۲ برای داس، کامپیوترهای اپل ۲، آتاری ۸۰۰ و کومودور ۶۴ عرضه شد. «قلعه ولفنشتاین» جزء اولین بازی های مخفی کاری محسوب می شد که کاربر در آن وظیفه نفوذ به قلعه و جمع آوری اطلاعات را داشت. طراحی بازی به شکلی بود که کاربر برای پیشروی در بازی باید از یک اتاق به اتاق دیگر می رفت. هر اطاق طراحی مخصوص خودش را داشت و تعداد سربازان و آیتم های موجود بسته به اتاق متغیر بود. دو سال بعد استودیو Muse Software قسمت دوم بازی را به نام Beyond Castle Wolfenstein برای همان پلتفرم ها منتشر کرد که این قسمت نتوانست انتظارات را برآورده کند تا یک سال بعد این استودیو برای همیشه بسته شود.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۰۲

استودیوی id پیش از ساخت و عرضه Wolfenstein 3D روی دو عنوان اول شخص با گرافیک سه بعدی کار کرده بود. این دو بازی به ترتیب Catacomb 3-D و Hovertank 3D نام داشتند و جزء نخستین آثار اول شخص تمام سه بعدی محسوب می شدند. در همین زمان اعضای id به فکر ساخت نخستین اثر شوتر اول شخص خود بودند؛ عنوانی که در آن زمان – یعنی اوایل سال ۱۹۹۱ – کوچک ترین ارتباطی با مجموعه «ولفنشتاین» نداشت. تیم سازنده متشکل از جان کارمک، جان رومرو، آدرین کارمک و تام هال در پی ساخت یک بازی سوپر سریع و جذاب بودند که در آن کاربر به موجودات شیطانی تیراندازی کند. این بازی چندین و چند بار اسمش را عوض کرد. اسم هایی مثل Demons 3 و Die. Mutants، Die اما در نهایت علاقه جان رومرو به «قلعه ولفنشتاین» باعث شد id طی چرخشی ۱۸۰ درجه یک شوتر با محوریت جنگ جهانی بسازد.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۰۳

جان رومرو به عنوان طراحی اصلی و برنامه نویس id از علاقه مندان «قلعه ولفنشتاین» بود و دیگر اعضای استودیو را راضی کرد قسمت سوم این سری را بسازند و آن را به یک شوتر سه بعدی تبدیل کنند. این در حالی بود که در آن هنگام id حتی امتیاز نام «ولفنشتاین» را نداشت. به همین خاطر آنها فهرستی از نام های احتمالی را گرد هم آوردند که در صورت عدم اجازه سازندگان اصلی ولفنشتاین از آنها استفاده کنند؛ نام هایی مثل: Deep in Germany، Castle Hasselhoff و The Forth Reich. در طول مراحل ساخت، اعضای id متوجه شدند که Muse Software در اواسط دهه ۸۰ ورشکست شده و آنها موفق شدند نام و حقوق سری «ولفنشتاین» را با قیمتی ارزان خریداری کنند.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۰۴

عرضه Wolfenstein 3D حواشی فراوانی را در چندین کشور در پی داشت و در نهایت عرضه بازی در آلمان به صورت کامل ممنوع شد. ماجرا از این قرار بود که دولت آلمان هرگونه استفاده از نام نازی، هیتلر و استفاده از المان های رایش سوم را در تمامی محصولات سرگرمی ممنوع کرده بود اما Wolfenstein 3D پر از این المان ها بود. یکی دیگر از موارد بحث برانگیز عنوان مذکور استفاده از سرود اصلی حزب نازی (The Hag on High) در منواول بازی بود. این حواشی باعث شد نینتندو بسیاری از ویژگی های Wolfenstein 3D را از نسخه کنسول SNES حذف کند.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۰۵

با این که id به عنوان خالق ولفنشتاین مدرن شناخته می شود اما این استودیو تنها روی دو عنوان از این سری کار کرده است. اول همان Wolfenstein 3D و دوم بسته الحاقی این بازی به نام Spear of Destiny که چند ماه پس از عرضه Wolfenstein 3D در اختیار مخاطبان قرار گرفت. از آن هنگام تا به امروز id تنها به عنوان مشاور ساخت در کنار این مجموعه حاضر بوده است. این در حالی است که تا به حال – با احتساب دو نسخه اول – ۱۱ بازی با نام «ولفنشتاین» روانه بازار شده که از این تعداد سهم استودیو id دو بازی، Muse Software دو بازی، Gray Matter سه بازی – با احتساب Old Blood – بوده است.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۰۶

پس از عرضه Spear of Destiny، «ولفنشتاین» به خوابی زمستانی فرو رفت و id هم تمرکزش را روی دو عنوان جدیدش یعنی «دووم» (Doom) و «کوئک» (Quake) گذاشت. این روند ادامه داشت تا این که در سال ۲۰۰۱ استودیوی Gray Matter با کمک «اکتیویژن» و id، بازی «بازگشت به قلعه ولفنشتاین» (Return to Castle Wolfenstein) را در اختیار کاربران کامپیوترهای شخصی قرار دادند. این بازی یکی از مهم ترین شوترهای دهه ۲۰۰۰ بود و به خوبی توانست تمامی ویژگی های مهم مجموعه ولفنشتاین را در قالب یک اثر مدرن گرد هم آورد.

 

  بازگشت به قلعه عقاب ها

 

«بازگشت به قلعه ولفنشتاین» در حقیقت بازسازی «ولفنشتاین سه بعدی» بود و داستان آن را به شکلی مدرن تر و کامل تر تعریف می کرد. دو سال بعد این بازی با زیرنویس Operation Resurrection برای پلی استیشن ۲ و زیرنویس Tide of War برای ایکس باکس عرضه شد که نسخه ایکس باکس به شدت مورد توجه منتقدان و کاربران قرار گرفت اما نسخه پلی استیشن ۲ به دلیل گرافیک ضعیف، باگ های فراوان و افت فریم های مداوم، نمرات بسیار کمی دریافت کرد.

۰۷

پس از این که بتسدا طی قراردادی هنگفت استودیوی id و تمامی دارایی های آن را یکجا خرید، مجموعه ولفنشتاین هم روندی صعودی را آغاز کرد. بتسدا تصمیم گرفت به مانند گذشته، id تمام تمرکز خود را روی ساخت نسخه جدید «دووم» بگذارد و کار ساخت نسخه جدید «ولفنشتاین» به استودیوی دیگری سپرده شود. چند ماه بعد استودیوی تازه تاسیس «ماشین گیمر» – که از اعضای سابق استودیوی «استاربریز» تشکیل شده بود – برای ساخت اولین بازی اش با بتسدا وارد مذاکره شد.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

با این که ایده آنها مورد قبول بتسدا واقع نشد، اما این کمپانی به ماشین گیمز ساخت نسخه جدید «ولفنشتاین» را پیشنهاد داد. موسسان «ماشین گیمز» که پیش از این سابقه ساخت عناوینی همچون The Darkness و The Chronicles of Riddick را داشتند خیلی زود به پیشنهاد بتسدا پاسخ مثبت دادند. مدتی بعد بتسدا که از روند کار راضی بود، استودیوی ماشین گیمز را خرید و در سال ۲۰۱۴، Wolfenstein: The New Order را منتشر کرد؛ بازی که مورد استقبال کاربران و منتقدان قرار گرفت.

۰۸

ماشین گیمز قصد داشت برای The New Order دو بسته الحاقی متفاوت عرضه کند، اما پس از چند ماه کار به این نتیجه رسید که به جای ساخت دو بسته الحاقی روی یک عنوان کامل متمرکز شود؛ بازی با نام Wolfenstein: The Old Blood که در حقیقت می توان آن را بازسازی «ولفنشتاین سه بعدی» و «بازگشت به قلعه ولفنشتاین» دانست.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

در این بازی هم شخصیت اصلی «ویلیام بی. جی. بلازکویچ» (William “B.J.” Blazkowicz) بود که وظیفه داشت پس از پیدا کردن مدارکی از قلعه ولفنشتاین از آن فرار کند. برخلاف The Newe Order بیشتر مراحل این بازی در فضای بسته جریان داشت تا مخاطبان قدیمی «ولفنشتاین» از آن استقبال کنند. پس از این بازی بود که ماشین گیمز تمامی تمرکزش را روی قسمت جدید «ولفنشتاین» با نام Wolfenstein II: The New Colussus گذاشت؛ عنوانی که چند هفته پیش روانه بازار شد و تا به امروز با متوسط امتیاز ۸۹ از ۱۰۰ در متاکریتیک به عنوان بهترین ساخته استودیوی ماشین گیمز شناخته می شود.

۰۹

اگر از دو قسمت ساخته شده توسط Muse فاکتور بگیریم، بلازکویچ کاراکتر اصلی تمامی قسمت های مجموعه «ولفنشتاین» بوده است. او یکی از جاسوس های خبره نیروهای متفقین در دوران جنگ دوم جهانی دوم است که اصالتی لهستانی دارد. «تام هال» که یکی از طراحان اصلی بازی های id در دوران طلایی این استودیو بود، وظیفه طراحی و خلق این کاراکتر را بر عهده داشت. بلازکویچ همچنین پدربزرگ «بیلی بلیز» شخصیت اصلی بازی Commander Keen (اولین بازی استودیوی id است. با این که بلازکویچ در بیشتر بازی های «ولفنشتاین» شخصیتی تک بعدی داشت، اما به لطف حضور استودیوی ماشین گیمز مدتی است که کاراکتری عمیق تر پیدا کرده است.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

۱۰

برخلاف دیگر عناوین جنگ جهانی محور، «ولفنشتاین» بیشتر از داستان های تخیلی و فیلم های سینمایی الهام گرفته است تا واقعیت. برای همین است که فانتزی و استفاده ارتش رایش سوم از عناصر ماوراءالطبیعه، اجزای لاینفک این سری محسوب می شوند. یکی از منابع الهام اصلی این مجموعه فیلم «قلعه عقاب ها» محصول سال ۱۹۶۸ است؛ فیلمی با بازی «ریچارد برتون» و «کلینت ایستوود» که در آن تیمی متشکل از نیروهای ویژه ارتش متفقین موظف می شوند به یکی از مخوف ترین قلعه های نظامی نازی ها نفوذ کرده و فرمانده عالی رتبه متفقین را از آن فراری دهند.

 

 بازگشت به قلعه عقاب ها

قلعه نفوذناپذیر در محیط کوهستانی، استفاده از تله کابین به عنوان تنها وسیله ورود و مقابله با ارتش قدرتمند نازی ها از جمله ویژگی هایی بودند که مستقیما از فیلم «قلعه عقاب ها» برداشته شدند. علاوه بر «قلعه عقاب ها» از فیلم «دوازده مرد خبیث» ساخته «رابرت آلدریچ» هم به عنوان منبع الهام «ولفنشتاین» یاد می شود.


سری بازی‌های «میراث کین»؛ تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها


مجله همشهری دانستنیها – کسری کریمی طار: پیش از این که زامبی ها به سوگلی های عصر جدید دنیای سرگرمی تبدیل شوند، این خون آشام ها بودند که طرفداران پرشماری میان دوستداران ادبیات و سینمای فانتزی داشتند. خون آشام ها پای ثابت بسیاری از آثار فانتزی مشهور بودند؛ موجوداتی خیالی که در افسانه ها و خرافات مردم اروپای شرقی متولد شدند. نقطه قوت هیولاهای شب این است که تقریبا از بیشتر موجودات فانتزی مشهور این روزها قدیمی تر هستند. در دنیای بازی، خون آشام ها- و دراکولا- با سری بازی «کسلوانیا» به گیمرها معرفی شدند و هنوز هم از این سری به عنوان مهم ترین بازی خون آشام محور یاد می شود. با این حال در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) عنوانی روانه بازار شد که می توان آن را مهم ترین حضور خون آشام ها در صنعت بازی معرفی کرد.

 

اگر کسلوانیا دنیای بازی را هم‌رده «دراکولا» نوشته «برام استوکر» در دنیای ادبیات بدانیم، «میراث کین» (Legacy of Kain) بیشتر به مجموعه های فانتزی قطوری همچون «ارباب حلقه ها» نوشته «تالکین» و اثر «جورج آرمارتین»، «بازی تاج و تخت»، شباهت دارد. داستان آن در چندین مقطع می گذرد. کاراکترهای مختلف از نژاد گوناگون دارد. یک سرزمین بزرگ دارد که همه چیز حول محور آن است و اگر بخواهیم داستانش را در قالب کتاب چاپ کنیم، به بیش از شش جلد چند صفحه ای نیاز داریم. البته سال هاست که از عرصه آخرین نسخه مجموعه «میراث کین» می گذرد و هنوز خبری از معرفی نسخه جدید نیست. اما با بیست ساله شدن این مجموعه- اگر نسخه پلی استیشن را در نظر بگیریم- زمان را مغتنم شمردیم تا شما را با این اثر آشنا کنیم.

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

 

ضد قهرمان علیه قهرمان

 

«میراث کین» نه تنها یکی از مشهورترین مجموعه های صنعت بازی است. بلکه رویکردی کاملا متفاوت نسبت به دیگر مجموعه ها یا به قولی فرنچایزهای مشابه دارد. میراث کین تقریبا تنها سری بازی ای است که داستان قهرمان و ضدقهرمانش را در قالب دو بازی متفاوت به مخاطبان ارائه می کند تا این که دو کاراکتر اصلی داستان در قسمت پنجم به نوعی با یکدیگر متحد می شوند. نسخه اول این بازی که با نام «پیشگویی: میراث کین» تقریبا تنها سری بازی ای است که داستان قهرمان و ضدقهرمانش را در قالب دو بازی متفاوت به مخاطبان ارائه می کند تا این که دو کاراکتر اصلی داستان در قسمت پنجم به نوعی با یکدیگر متحد می شوند. نسخه اول این بازی که با نام «پیشگویی: میراث کین» (Blood Omen: Legacy of Kain) در سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) برای کامپیوترهای شخصی و در سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) برای پلی استیشن عرضه شد. درباره نجیب زاده ای به نام «کین» است که برای انتقام از قاتلانش به خون آشام تبدیل می شود.

 

قسمت دوم بازی، سه سال بعد و با نام «میراث کین روح‌ربا» (Legacy of Kain: Soul Reaver) در اختیار مخاطبان قرار گرفت و این بار داستان یکی از فرمانده هان ارشد کین به نام «رازیل» را روایت می کرد که مورد غضب خالق و استاد خویش قرار گرفته بود. در حالی که کین شخصیتی خاکستری، به شدت مغرور و خودخواه دارد. رازیل فردی جسور و پایبند اصول است. مکانیک های هر بازی برگرفته از کاراکتر و توانایی این دو شخصیت شکل می گرفت. برای همین است که تقریبا هیچ کدام از نسخه های سری کاملا شبیه یکدیگر نیستند و تفاوت قابل توجهی با هم دارند.

ستون های حیات

 

وجه مشترک و سنگ بنای اصلی این مجموعه، سرزمینی خیالی به نام «ناسگات» (Nosgoth) است؛ دنیایی فانتزی پر از موجودات عجیب و غریب که سال هاست به محلی برای نبرد بین انسان ها و خون آشام ها تبدیل شده. ناسگات، اما خود روح اصلی بازی است و تمامی نژادهایش حول محور آن و ستون هایش شکل گرفتند. ناسگات از نه ستون تشکیل شده که با نام «ستون های ناسگات» (Pillars of Nosgoth) شناخته می شوند؛ ستون هایی که زندگی تمامی افراد ناسگات به آن وابسته است. با توجه به اهمیت بالای سنگ بنای اصلی ناسگات، نه جادوگر از آن محافظتی می کنند که هرکدام وظیفه نگهداری از یک ستون را برعهده دارند. این ستون ها عبارتند از: تعادل، ذهن، طبیعت، انرژی، نبرد، بعد، زمان، حالات و مرگ.

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها

«ستون های ناسگات» (Pillars of Nosgoth) 

 

این ستون ها به نوعی در روح محافظان خود تنیده شده و روی حالات آن ها تاثیرگذار بودند. محافظان می بایستی تا ابد از این ستون ها نگهداری می کردند و هرگاه یکی از آن ها فوت می کرد یا کشته می شد، محافظان دیگر مامور می شدند تا فردی مناسب را جایگزین او کنند. محافظان، خود گروهی قدرتمند به نام «حلقه نه نفره» (The Circle of Nine) را تشکیل دادند، محافظانی که به واسطه پیوند جسمی و روحی خود با ستون ها عمری بسیاری طولانی داشتند. چندصد سال پیش از حوادث بازی، حلقه نه نفره که وظیفه اش محافظت از ناسگات است، پا را فراتر می گذارد و گروهی مخوف به نام «سارافان» (Order of the Sarafan) را شکل می دهد. اعضای حلقه که از رشد بی رویه خون آشام ها نگران بودند و گمان می کردند آن ها در پی نابود کردن نژاد انسان هستند، با تاسیس سارافان دست به نسل کشی خون آشام ها می زنند.

 

این گروه که به دست «مالک»، محافظ ستون نبرد هدایت می شدند با موفقیت بیشتر خون آشام های ناسگات را شکار کردند. در جواب این نسل کشی، «ورادور» (Vorador) که قدرتمندترین خون آشام زنده است، به محل سکونت حلقه نه نفره حمله و شش محافظ را سلاخی می کند. مالک که دیر به مهلکه می رسد، نمی تواند در مقابل ورادور مقاومت کند و از او شکست می خورد؛ شکستی که باعث خشم «مورتنیس» (محافظ ستون مرگ» می شود و مالک را درگیر نفرینی ابدی می کند. این اتفاق، آغازگر نابودی ستون ها و حوادث بزرگی است که در طول پنج نسخه «میراث کین» به وقوع می پیوندند.

کین متولد می شود

 

داستان «میراث کین» با فلش بک آغاز می شود و حوادث ۳۰ سال پیش از نقطه شروع بازی را نشان می دهد. «آریل» محافظ ستون تعادل به دلایلی نامشخص، به وسیله یکی از اعضای حلقه نه نفره کشته می شود. «نوپرپتور» (Nupraptor)، معشوقه او و محافظ ستون ذهن که نمی تواند مرگ او را قبول کند، به خود قول می دهد که انتقامش را از دیگر اعضا بگیرد و ذهن تمامی آن ها را مسموم می کند. این عمل نوپرپتور، نه تنها تمامی اعضای نه نفره را دیوانه می کند، بلکه نابودی ستون ها را به جریان می اندازد.

 

سه دهه بعد، نجیب زاده جوانی به نام کین به دست گروهی ناشناس ترور می شود تا او به دنیای زیرین (Underworld) منتقل شود. کین در حال عذاب کشیدن است که ناگهان به دست «مورتنیس» نجات پیدا می کند. محافظ ستون مرگ به او می گوید که آیا دوست دارد انتقام بگیرد؟ کین که روحشن را خشم و نفرت فراگرفته است، به پیشنهاد وسوسه انگیز او پاسخ مثبت می دهد. کین بار دیگر به ناسگات باز می گردد، هر چند این بار در قالب یک خون آشام که باید پیش از انتقام، کاری را برای مورتنیس انجام دهد. رفته رفته کین متوجه می شود که مورتنیس مقاصد شومی دارد و کین تنها بازیچه ای برای رسیدن به اهداف اوست.

معرفی شخصیت ها

 

خون آشام و هیولا:

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

 

«کین» (Kain)

 

نجیب زاده ای که هنگام حوادث قسمت نخست ۳۰ سال سن دارد و در همان آغاز کار به دستان گروهی از آدمکش ها نابود می شود و در قالب خون آشامی حریص به دنیا باز می گردد. مورتنیس پس از بازگشت به او قول می دهد که راه حلی برای درمان خون آشام بودنش پیدا کند، اما کین در ادامه متوجه می شود که او مهره ای اصلی در بازی پیچیده ناسگات و رهبرانش است. کین شروع به کشتن محافظان می کند و در پایان قسمت نخست می فهمد که او در حقیقت جایگزین «آریل» (محافظ ستون تعادل) بوده و در شب مرگ او به دنیا آمده است. کین برای بازگرداندن حیات به ستون های ناسگات و جلوگیری از نابودی آن ها باید خودش را قربانی کند، اما از این کار امتناع می ورزد و به عنوان فرمانروای ناسگات به نابودی ستون ها و خود ناسگات سرعتی می بخشد. او در قسمت های بعدی تلاش می کند تا سرنوشتش را تغییر بدهد و از حوادث گذشته جلوگیری کند.

 

رازیل (Raziel)

 

نزدیک ترین فرمانده به کین که خون آشامی قدرتمند و پایبند به اصول است که در ابتدای «سول ریور» به عنوان شخصیت اصلی به مخاطبان معرفی می شود. او که بسیار قدرتمند شده است و بال هایش درآمده اند، موجبات خشم و نفرت کین را فراهم می کند و به نظر می رسد کین به دلیل حسادت دستور به قتل او می دهد. به همین منظور دیگر فرمانده ها به همراه کین او را به دریاچه مردگان (Lake of the Dead) می اندازند تا او در عذابی ابدی گیر بیفتد.

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها

رازیل (Raziel)

 

رازیل سال ها عذاب می کشد و بیشتر اعضای بدنش می سوزند تا این که موجودی افسانه ای به نام «رب النوع کهن» (Elder God) او را نجات دهد تا رازیل بتواند انتقامش را کین بگیرد. پس از بازگشت رازیل به هستی، او متوجه می شود که دیگر یک خون آشام نیست و به موجودی به نام روح‌ربا تبدیل شده که به جای خون، روح دشمنانش را شکار می کند. در ادامه راز بزرگ رازیل فاش می شود: این که روزی انسان بوده و جزء مقام های عالی رتبه گروه سارافان است.

 

موبیوس (Moebius)

 

از بدمن های اصلی مجموعه که به جز قسمت چهارم (Blood Omen 2) در تمامی نسخه ها حضور دارد. موبیوس محافظ زمان و یکی از دو محافظ قدرتمند حلقه نه نفره است. او و مورتنیس بودند که سارافان را تاسیس کردند و به جان خون آشام ها افتادند. موبیوس، جادوگری موذی و فریب دهنده است که در مقاطعی هم کین را فریب می دهد و رازیل را. با توجه به قدرتش، توانایی سفر در زمان را دارد و تاریخ مخفی ناسگات را بهتر از هر کسی می داند. او و مورتنیس- به همراه مالک- تنها محافظانی بودند که از حمله ورادور به اعضای حلقه جان سالم به در بردند.

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

موبیوس (Moebius)

 

موبیوس از خدمتگذاران «رب النوع کهن» بود و به همین دلیل معتقد است که نژاد خون آشام ها باید قلع و قمع شود. بزرگ ترین هدفش در طول بازی، نابودی کین است و این کار را از رازیل طلب می کند، هر چند رازیل به او اعتماد ندارد. موبیوس همچنین اولین نفر از حلقه نه نفره بود که از جایگاه و قدرت هایش سوءاستفاده کرد و به نوعی او آغازگر زوال ستوان ها بود.

سری میراث کین چگونه به شهرت رسید

 

تولد یک خون آشام

 

به شهرت رسیدن سری «میراث کین» هم در نوع خودش جالب است. در حالی که قسمت اول (پیشگویی: میراث کین) اثری پرفروش بود، اما با عرضه «سول ریور» بود که این مجموعه اوج گرفت. در سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲)، استودیوی کانادایی «سیلیکون نایتز» (Silicon Knights) به دنبال ناشرانی بود که بتوانند هزینه سه پروژه آن ها را تامین کنند. یک سوژه نهایتا به بازی «Too Human»- از انحصاری های نه چندان موفق ایکس باکس ۳۶۰- ختم شد، یک سوژه هیچ گاه به مرحله تولید نرسید و سرنوشت آخری هم این بود که به اولین قسمت مجموعه «میراث کین» مبدل شود.

ستون های ناسگات

 

«دنیس دایک»، مدیر سیلیکون نایتز، هر سه ایده را به مدیران استودیوی «کریستال داینمیکس» نشان داد و از بین آن ها پروژه «ستون های ناسگات» چراغ سبز گرفت. دایک می خواست یک بازی بزرگسالانه، با داستانی پیچیده و تراژیک بسازد؛ بازی ای که خود برگرفته از اسطوره شناسی خون آشام ها، مجموعه چهارده جلدی «چرخ زمان» (The Wheel of Time) و نمایشنامه های شکسپیر بود. در طول سه سال آینده، تمامی اعضای سیلیکون نایتز بسیج شدند تا بهترین بازی ممکن را دراختیار کاربران بگذارند؛ عنوانی ایزومتریک شبیه به زلداهای کلاسیک که از لمان های بازی های اکشن/ نقش آفرینی بهره می برد.

 

کریستال داینمیکس با توجه به هزینه بالای ساخت و کمبود نفر، تعدادی از بازی سازان خود را به محل استودیوی سیلیکون نایتز فرستاد؛ بازی سازانی که در صدر آن ها، «امی هنینگ» (بازی سازی که بعدها مجموعه «آنچارتد» را خلق کرد) بود.  با تلاش مضاعف دو گروه، در نهایت «میراث کین» اواخر سال ۱۹۹۶ (۱۳۷۵) برای کامپیوترهای شخصی عرضه شد. به لطف فروش دو میلیون نسخه ای، نه تنها تمامی هزینه های ساخت آن جبران شد، بلکه هر دو تیم به فکر ساخت دنباله آن افتادند؛ دنباله ای که مسیری غیرطبیعی را طی کرد.

دعوایی که سرنوشت ساز شد

 

ساخت دنباله برای میراث کین محل دعوای دو استودیوی سیلیکون نایتز و کریستال داینمیکس بود؛ دعوایی که در نهایت آن قدر بالا گرفت که کار به شکایت و دادگاه کشید. طبق شواهدی که یک دهه بعد فاش شد، کریستال داینمیکس به صورت پنهانی حقوق نشر بازی را به مبلغ دو میلیون دلار به «اکتیویژن» فروخته بود. این در حالی بود که هر دو استودیو مدعی بودند که حقوق ساخت بازی در اختیار آن هاست. اکتیویژن که در این بین گیر افتاده بود، برای ساخت دنبال ابتدا به سراغ کریستال داینمیکس رفت. آن ها نمونه هایی اولیه از دنباله میراث کین به نام «کین ۲» (Kain 2) را به سران اکتیویژن نشان دادند، نمونه ای که البته چندان باب میل آن ها نبود و خیلی زود پیشنهاد اکتیویژن به دستان دنیس دایک رسید.

 

ایده «کین ۲» او و تیمش هم آن طور که باید و شاید، نظر مثبت ناشر را به خود جلب نکرد. در همین بین دو استودیو جلساتی را با یکدیگر برگزار کردند و در نهایت کریستال داینمیکس راضی شد با پرداخت مبلغی مشخص به سیلیکون نایتز، تمامی حقوق «میراث کین» را در اختیار بگیرد. کمی بعد شرکت انگلیسی «ایداس» (Eidos) با پرداخت مبلغی نامشخص، کریستال داینمیکس را خرید و در اولین قدم، موجبات ساخت قسمت جدید را فراهم کرد؛ عنوانی که این بار «امی هنینگ» وظیفه کارگردانی آن را برعهده داشت. او که یکی از طراحان اصلی میراث کین بود و بهتر از هر کسی می دانست برای اوج گرفتن این مجموعه باید دست به چه کارهایی بزند.

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

 

فرشته‎‌ی سقوط کرده

 

داستان «سول ریور» ۱۵۰۰ سال پیش از حوادث میراث کین رخ داد. رازیل، فرزند و فرمانده ارشد (فرزند به این دلیل که او به دستان کین، خون آشام شده بود) کین پس از هزار سال خدمت به اطلاع او رساند که حالا از منظر فیزیکی قوی تر از ارباب خود است. کین که از بال درآوردن رازیل حسابی پکر شده بود، بال های او را شکست و به دیگر پسرانش- برادران رازیل- دستور داد تا او را درون «دریاچه مردگان» پرت کنند. پس چند صد سال عذاب، در نهایت رازیل به وسیله «خدای کهن» نجات داده شد؛ یک اختاپوس عظیم الجثه که زیر زمین زندگی می کرد و به قول خودش می توانست تمامی آرزوها، سخنان و تفکران انسان های ناسگات را گوش کند. رازیل برای انتقام از کین باید با برادرانش تسویه حساب می کرد.

 

امی هنینگ می خواست عنوانی بسازد که در عین تفاوت های چشمگیرش نسبت به میراث کین، به ریشه های این مجموعه وفادار باشد. برای همین در کنار متالوژی خون آشام ها، از منابع ادبی متفاوتی نسبت به نسخه اول استفاده کرد. سقوط خون آشامی که روح ارواح سرگشته را می بلعد، با الهام از «بهشت گمشده» اثر حماسی «جان میلتون» وارد بازی شده بود. هنینگ همچنین برای طراحی «رب النوع کهن» از «کاتولو» شخصیت مخوف مجموعه کارهای «اچ.پی لاوکرفت» الهام گرفت؛ هشت پایی عظیم الجثه که زیر آب اقیانوس زندگی می کرد. نام دو فیلم «مطب دکتر کالیگاری» و «شهر کودکان گمشده» هم در بین منابع الهام اصلی سول ریور به چشم می خورند. همه این ها باعث شد تا سول ریور فضایی مخوف تر نسبت به میراث کین داشته باشد و بتواند خود را به عنوان اثری متفاوت و نه صرفا یک دنباله معرفی کند.

انقلابی در گیم پلی

 

با این که سول ریور از منظر داستان، مشابهی در ژانر خود ندارد، اما فراموش نکنیم این بازی ۱۸ سال پیش عرضه شد؛ یعنی دورانی که قصه سرایی در بازی ارزش چندانی نداشت. حتی بسیاری از بازی های بزرگ آن دوران روایتی ساده و بدون پیچیدگی داشتند. با این حال سول ریور ۱٫۵ میلیون نسخه فروش کرد و در فهرست بهترین بازی های پلی استیشن جای گرفت. دلیلش ساده بود؛ سول ریور نه تنها گیم پلی فوق العاده ای داشت، بلکه هیچ کدام از بازی های هم سبکش شبیه به آن نبودند. سول ریور برخلاف میراث کین، یک بازی سه بعدی اکشن/ ادونچر بود که روی بخش های مبارزه، حل پازل، پلتفرمینگ و گشت و گذار در محیط خلاصه می شد.

 

در سال ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) کمتر سازنده ای حاضر می شد برای چنین بازی ای از بخش پلتفرمینگ استفاده کند و مهم ترین رقیب سول ریور در این بخش «تومب ریدر» (Tomb Raider) بود. اما بزرگ ترین دستاورد تیم سازنده، ادغام این بخش ها با یکدیگر نبود؛ رازیل می توانست در هر زمانی بین دو دنیا سوییچ کند، یکی دنیای مادی و دیگری دنیای اشباح. دنیای مادی همان محیط اصلی بازی بود، اما با سوییچ روی دنیای اشباح، تمامی محیط به رنگ آبی و سبز در می آمدند؛ دنیایی که در آن ارواح گم شده پرسه می زنند و رازیل به عنوان کاراکتر اصلی توانایی استفاده از سلاح های معمولی را نداشت. در دنیای گمشدگان رازیل می توانست از درها عبور کند و گاهی اوقات وزن اجسام کاهش پیدا می کردند. رد کردن بسیاری از معماهای بازی و بخش پلتفرمینگ مستلزم سوییچ بین دو دنیا بود.

 

دشمنان هر دنیا مختص یکدیگر بودند و گاهی اوقات گیمر برای پیدا کردن سلاح های جدید باید به گشت و گذار در هر دو دنیا می پرداخت؛ به بیان ساده تر یک محیط را در دو حالت متفاوت وارسی می کرد. این در حالی بود که بازی هیچ صفحه لودینیگ نداشت؛ دستاوردی که حتی بسیاری از بازی های امروزی هم از رسیدن به آن عاجزند. برای نمونه «فال اوت ۴» را تجسم کنید که هنوز برای رفتن به بیشتر محیط ها نیاز به لودینگ دارد. این در حالی بود که جهان سول ریور عظیم و دارای محیط های متفاوتی بود؛ از شهر و روستای انسان ها گرفته تا سیاهچاله، قبرستان و قلعه سافاران. «سول ریور» علاوه بر فروش بالا، متوسط نمره ۹۱ از ۱۰۰ را دریافت کرد.

 

معرفی بازی های کنسل شده

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

«میراث کین: خورشید مرده» (Legacy of Kain: Dead Sun) 

 

میراث شکست

 

با این که سول ریور جزء مهم ترین سری بازی های تاریخ است، اما مدت هاست که خبری از آن شنیده نمی شود. پس از عرضه «Defiance» (مقاومت) در اواخر سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) این مجموعه به خوابی طولانی فرورفت و تمامی تلاش ها برای بازگرداندن به شکست منجر شد. «مقاومت» نزدیک به یک میلیون نسخه فروخت که کمتر از انتظارات ایداس بود. این شرکت مدتی بعد از عرضه مقاومت، کار ساخت نسخه جدید را به استودیوی «Ritual» سپرد. این بازی که «میراث کین: پیشگویی سیاه» (Legacy of Kain: The Dark Prophecy) نام داشت به دوران جوانی کین باز می گشت.

 

پس از چهار ماه، ایداس ترجیح داد سرمایه اش را روی بازی دیگری هزینه کند و دستور توقف پروژه را داد. در سال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸)- مدتی بعد از این که «اسکوئر انیکس» شرکت ایداس را خرید- سران اسکوئر انیکس از استودیوی انگلیسی «کلایمکس» خواستند تا نسخه جدید از میراث کین را بسازد. عنوانی که آینده ناسگات را نشان می داد و داستان آن صدها سال پس از پایان مقاومت جریان داشت. شخصیت اصلی بازی، انسانی به نام «اشر» بود که در ابتدای قصه همسرش را از دست می دهد. قرار بود بازی حول محور «رب النوع کهن» و خون آشام مرموزی به نام «ساول» باشد.

 

براساس اسناد فاش شده بازی بیش از ۲۰ ساعت گیم پلی داشت و بسیاری از مکانیک های مجموعه میراث کین در آن حضور داشتند. این بازی سه سال در مرحله تولید بود و اسکوئر در نظر داشت آن را در «نمایشگاه E3» سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) با نام «میراث کین: خورشید مرده» (Legacy of Kain: Dead Sun) معرفی کند، اما یک ماه پیش از آغاز نمایشگاه، اسکوئر دستور به توقف ساخت بازی داد. این در حالی بود که نه تنها مراحل ساخت از نیمه گذشته بود، بلکه این شرکت ژاپنی هفت میلیون پوند برای ساخت خرج کرده بود. دو سال پیش، بخش چند نفره «خورشید مرده» با نام «ناسگات» (Nosgath) به صورت رایگان منتشر شد، اما نتوانست انتظارات را برآورده کند. به نظر می رسد فعلا خبری از بازگشت میراث کین نباشد؛ هرچند «مایکل برینکر» طراح ارشد کریستال داینمیکس در سال ۲۰۱۵ (۱۳۹۴) مدعی شد که شانس ساخت قسمت جدید میراث کین برای کنسول های نسل هشتم ۵۰ درصد است.

مجموعه بازی میراث کین، نسخه به نسخه

 

‌چرخه‌ی سرنوشت

 

داستان مجموعه میراث کین از این منظر جالب است که در دوره های مختلف ناسگات جریان دارد. رازیل و کین به دوران مختلفی سفر می کنند تا سرنوشت خودشان را تغییر داده و اجازه دهند ستون های ناسگات برای همیشه نابود شوند.

Blood Omen: Legacy of Kain; 1996

 

پلتفرم: پلی استیشن، کامپیوترهای شخصی

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

 

کین، نجیب زاده ای است که به دست گروهی از آدمکش ها به قتل می رسد. مورتنیس محافظ ستون مرگ به او پیشنهاد انتقام می دهد و کین بدون لحظه ای تردید به پیشنهادش پاسخ مثبت می دهد. او مهاجمان را از پا در می آورد، اما مورتنیس به کین می گوید که برای یافتن دوایی برای خون آشام بودنش باید به ستون های ناسگات سفر کند. در آن جا روح آریل (محافظ ستون تعادل) به کین گوشزد می کند که تنها با کشتن اعضای باقیمانده حلقه نه نفره می تواند صلح را به ناسگات بازگرداند.

Legacy of Kain: Soul Reaver; 1999

 

پلتفرم: پلی استیشن، کامپیوترهای شخصی، دریم کست

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 
«رازیل»، پس از هزار سال خدمت مورد خشم کین قرار می گیرد و او را به دریاچه مردگان می اندازد. «رب النوع کهن» که می خواهد کین را از میان بردارد، پس از صدها سال رازیل را به عنوان یک روح‌ربا به زندگی باز می گرداند. رازیل به حرف های او گوش می دهد و در همان ابتدا یکی از برادرانش را از سر راه بر می دارد. او سپس با کین رودررو می شود، اما پیش از این که کین او را از میان بردارد، بدنش با شمشیر افسانه ای «سول ریور» پیوند می خورد.

Soul Reaver 2; 2001

 

پلتفرم: پلی استیشن ۲، کامپیوترهای شخصی

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 
رازیل برای نابود کردن کین به دنبال او وارد پورتالی زمانی می شود و به دوران قتل عام خون آشام ها سفر می کند. او در آن جا موبیوس را می بیند که به او پیشنهاد می کند برای انتقام از کین به سافاران بپیوندد. رازیل در ابتدا جواب مثبت می دهد، اما رفتار وحشیانه سافاران او را در تصمیمش دچار تردید می کند. کین در ادامه به او می گوید که سرنوشت رازیل در این دوران کشتن کین است، اما اگر او این کار را انجام ندهد، سرنوشت تغییر می کند و ستون ها بازیابی می شوند.

Blood Omen 2; 2002

 

پلتفرم: پلی استیشن ۲، کامپیوتر، ایکس باکس، گیم کیوب

 

 تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها

 

پایان «سول ریور ۲» باعث شکل گیری تاریخی موازی می شود؛ جایی که کین جوان تر در حال تلاش برای تسخیر ناسگات است، هر چند آسیب دیدن ستون ها باعث شده است تا نژاد «هیلدن» (یکی از سه نژاد نخستین) بار دیگر به ناسگات برگردند و انقلابی صنعتی به راه بیندازند. با پیشرفت تکنولوژی هیلدن ها، آن ها نسل کشی علیه خون آشام ها به راه می اندازند و انسان ها را به برده های خود تبدیل می کنند. آن ها در حال ساخت دستگاهی هستند که به حیات تمام نژادها به جز هیلدن ها خاتمه می دهد.

Legacy of Kain: Defiance; 2003

 

پلتفرم: پلی استیشن ۲، کامپیوتر، ایکس باکس

 

تاریخ سه بُعدی خون آشام‌ها 

 

وقتی کین به کمک رازیل می رود و نمی گذارد او به بخشی از شمشیر سول ریور مبدل شود، چرخه زمانی جداگانه ای متولد می شود؛ موضوعی که کین را از رازیل جدا می کند. کین برای پیدا کردن رازیل به سراغ موبیوس می رود. در همین حال متوجه می شود که سال ها پیش بین دو نژاد «هیلدن» و «قدیمی ها» (Ancients) نبردی بزرگ در می گیرد و وقتی قدیمی ها آن ها را به وسیله ستون ها به دام می اندازند، هیلدن ها دشمن خود را گرفتار نفرینی ابدی می کنند.