Tag Archives: تاریخچه

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند


برترین ها: پیشرفت تاریخی تمدن را نمی توان بدون شناخت تاریخچه جنگ و خونریزی درک کرد. در واقع تغییر در الگوها و ساختارهای تاریخی تنها با استفاده از سلاح در جنگ ها برای گردن زدن شاهان و کنار زدن امپراطورها شکل گرفته است. توسعه سلاح ها برای پیشرفت جوامع و تعیین سرنوشت افراد و دولت ها بسیار تعیین کننده بوده است.

درحالی که وسایلی مانند گیوتین ارزش سمبولیک بسیار بالایی از لحاظ نقشش در انقلاب فرانسه دارند در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با سلاح هایی که در طول تاریخ بشریت مورد استفاده قرار داده و نقش تعیین کننده ای در توسعه جوامع بشری داشته اند آشنا کنیم.

۱۰- اولین سلاح بشر: یک تکه استخوان

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
چه کسی می تواند آن صحنه به یاد ماندنی در فیلم «۲۰۰۱: یک اودیسه فضایی» ساخته استنلی کوبریک را فراموش کند که در آن اولین نیاکان انسان یک تکه استخوان را به سمت آسمان پرتاب می کنند؟ این استخوان رفته رفته بعد از هزاران سال به یک سفینه فضایی تبدیل شد. استفاده از ابزارهای موجود در طبیعت نقش مهمی در توانمندسازی انسان های اولیه برای خارج شدن از آفریقا و مبارزه با رقبای خود مانند نئاندرتال ها داشت.

یکی از بزرگ ترین برتری های انسان های اولیه توانایی آن ها در ساخت تیرهای با نوک سنگی بود. این پیشرفت های تکنولوژیکی اولیه باعث شد که انسان ها بتوانند به شکار حیوانات و مبارزه با دشمنان انسانی خود از مسافت های دور بپردازند و با دقت و درصد موفقیت بیشتری این کار را انجام دهند. انسان ها ابتدا چاقوهایی از جنس سنگ ساختند و با قرار دادن این وسایل سنگی در درون آتش به تیز کردن لبه های آنان پرداختند. سپس تکه های نازک و تیز سنگ ها با مهارت در نوک تکه های استخوان قرار گرفته و به ساخت نیزه و دارت منجر شد. در واقع انسان ها دریافتند که استخوان و دیگر اشیاء نوک تیز می توانند در نبرد برای بقا بسیار کارآمد و تعیین کننده باشند.


۹- شمشیر بزرگترین امپراطوری باستان: گلادیوس

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
وقتی افراد به امپراطوری های بزرگ فکر می کنند، اولین اسمی که به ذهن خطور میکند روم باستان خواهد بود. این امپراطوری سه قاره و ۵ میلیون کیلومتر مربع را در برمی گرفت. امپراطوری روم باستان در زمان خود بر بیش از ۷۰ میلیون نفر حکمرانی می کرد که ۲۱ درصد از جمعیت آن زمان را تشکیل می دادند. فتح چنین سرزمین های وسیعی با وجود چنین جمعیتی بصورت تصادفی نبوده است. این پیروزی ها به کمک شمشیر و به خصوص شمشیر موسوم به «گلادیوس» شکل گرفت. طراحی شمشیر گلادیوس نتیجه سال های تکامل و تجربه نظامی بود. در مورد منشأ شمشیر اختلافاتی وجود دارد اما بسیاری بر این باورند که ساخت شمشیر در روم باستان پس از حمله رومی ها به شبه جزیره ایبریان در طور نبردهای پیونیک شکل گرفت.

برای سال های متوالی سربازان رومی شمشیرهای مشابهی داشتند اما برتری های شمشیر گلادیوس بسیار تعیین کننده بود که مهم تر از همه کاربردی بودن آن بود. در مقایسه با سلاح های قدرتمند اولیه که ساخت آن ها بسیار مشکل بود، شمشیر گلادیوس براحتی توسط مواد طبیعی ساخته شده و فرآیند ساخت آن نیز بسیار ساده بود. شمشیر گلادیوس با ساختار مستقیم و دو لبه خود بسیار ساده ساخته شده و در نبردهای تن به تن و مستقیم بسیار موثر بود و سربازان براحتی می توانستند قسمت شکم مهاجمان را با این شمشیر مورد هدف قرار داده و آن ها را از پای درآورند.


۸- کمان بزرگ انگلیسی

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
مانند رومی ها، مردم انگلیس نیز به یک امپراطوری بزرگ دست یافتند و این عبارت مشهور انگلیسی که «خورشید هیچگاه در امپراطوری انگلستان غروب نمی کند» نشان از قدرت و وسعت انگلیسی ها در قرن نوزدهم دارد. در اوایل قرن دوازدهم میلادی، در طی یک زد و خورد کوچک میان ولزی ها و انگلیسی ها، کمان علیه سربازان انگلیسی به کار گرفته شد. بعد از این که اخبار این حادثه به مقامات ارشد انگلیس رسید، ادوارد اول از این سلاح برای ادامه مبارزات خود در ولز استفاده کرد.

درکمال ناباوری سلاحی که برای مقابله با انگلیسی ها به کار گرفته شده بود به موثرترین سلاح آن ها برای دیکته کردن قدرت نظامی و فتح ولز تبدیل شد. کمان انگلیسی باعث تغییرات زیادی در مسیر جنگ های دوران قرون وسطی شد و به کمک آن، انگلیسی ها ارتش خود را بازسازی کرده و با استفاده از کمانداران در تعداد فراوان در طول نبردهای یکصد ساله با فرانسه توانستند ضربات سختی به فرانسویان وارد کنند. آن ها در واقع مهم ترین بخش از ارتش انگلیس بودند و تعداد آن ها نسبت به دیگر سربازان ده به یک بود.در آن دوران شوالیه های دارای زره موثرترین نیروها در میدان نبرد بودند اما ورود کمان و کماندار این قاعده را به طور کلی تغییر داد. این کمان ها از فاصله های طولانی پرتاب می شده و می توانستند در سخت ترین اهداف نیز نفوذ کنند.


۷- اختراع تاریخساز شرقی: باروت

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
بعد از این که به عنوان یک سلاح روانشناسانه در نبرد چینی ها با مغول ها به کار گرفته شد، باروت و اختراع آن در نهایت به انقلاب در تکنولوژی نظامی در سراسر جهان منجر شد. در قرن نهم میلادی، شیمیدانان چینی با ترکیب سولفور، زغال و شوره (نیترات پتاسیم) باروت تولید کردند. نتیجه نهایی پودری بود که به آن «serpentine» گفته می شد. این ماده چنان خطرناک بود که برای کاهش احتمال انفجار ناخواسته و آتش سوزی در طول فرآیند تولید حبه آن آب، شراب یا دیگر مایعات افزوده می شد. در نهایت با انتقال آن از یک صفحه شبکه ای دانه های ریز باروت تولید می شد.

شیمیدان های امپراطوری تائو که اولین بار فرمول ساخت باروت را کشف کردند بالاخره توانستند به فناناپذیری که حاکمان آن ها سال های زیادی در جستجوی آن بودند دست یابند و قدرت خود را به رخ مردمشان بکشند. ابتدا از باروت برای کشتن حشرات و درمان بیماری های پوستی استفاده شد اما خیلی زود مسیر استفاده از آن به سمت تسلیحات نظامی تغییر کرد. پیکان های باروتی اولین مورد استفاده از باروت در سطح نظامی بود که خیلی زود به سمت استفاده در سلاح های راکتی و پرتابی تغییر یافت.


۶- سلاح غرب وحشی: کلت روولور

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
طلایه دار شدن آمریکایی ها در ساخت سلاح خیلی طول نکشید و با ساخت کلت روولور که نماد غرب وحشی در آمریکا بود این مهم به حقیقت پیوست. زمانی که آمریکایی ها به سمت غرب متمایل شدند برای سکونت در این منطقه با مشکلات و موانع متعددی مواجه شدند و سادگی و قدرت تیراندازی آن، کلت روولور را به سلاح باارزش سربازان و افراد غیرنظامی تبدیل کرد. طپانچه کلت در سال ۱۸۳۶ توسط ساموئل کلت اختراع شد که یک کمپانی را برای ستخت طپانچه های دارای سیلندر چرخشی بنیان نهاد. این صنعت چندان با رونق مواجه نشد تا این که جنگ آمریکا و مکزیک به سفارش ۱٫۰۰۰ قبضه از این تپانچه ها توسط ارتش ایالات متحده منجر شد.

این قرارداد با کلت این امکان را داد که کمپانی خود را توسعه داده و بدین ترتیب وی بزرگ ترین کارخانه تولید سلاح خصوصی جهان را ساخت. همچنین این سلاح نقش تعیین کننده ای در جنگ های داخلی ایالات متحده داشت زیرا ساموئل کولت، روولورهای خود را تنها به شمالی ها می فروخت.


۵- سلاحی که میدان نبرد را درنوردید: آ کا- ۴۷

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
چه کسی فکر می کرد سلاحی که توسط افسران اطلاعاتی ایالات متحده به سخره گرفته شد باعث شد که قاعده نبرد به طور کلی تغییر کرده و حتی ضعیف ترین افراد نیز در برابر قدرت های جهانی قد علم کنند؟ ایده ساخت این سلاح در دهه ۱۹۵۰ شکل گرفت، زمانی که میخاییل کالاشنیکوف که یک طراح اصلی اهل شوروی سابق بود تصمیم گرفت ویژگی های برتر اسلحه ام ۱ آمریکایی را با مسلسل اس تی ۴۴ آلمانی ترکیب کند. اگر چه در ساخت این سلاح موانع بسیاری وجود داشت اما در سال ۱۹۴۹ اسلحه مذکور با نام «Avtomat Kalashnikova» به طور رسمی توسط نیروهای نظامی شوروی مورد استفاده قرار گرفته و پس از پیمان ورشو، بسیاری از کشورهای حاضر در این اتحاد آن را به عنوان سلاح رسمی ارتش های خود انتخاب کردند.

با وقوع جنگ سرد، کرملین از تمامی کشورهای بلوک شرق خواست که این سلاح را در مقیاس گسترده تولید کنند و بدین ترتیب سلاح کالاشنیکوف بدست جنبش های انقلابی در سراسر جهان راه یافت. کاربردی بودن آ کا ۴۷ و همچنین سبکی و هزینه ساخت ناچیز آن باعث شده حتی امروزه نیز این سلاح خودکار مشهورترین سلاح انفرادی باشد که توسط سربازان پیاده، نیروهای شبه نظامی و گروه های تروریستی مورد استفاده قرار می گیرد.


۴- سلاح غیرانسانی: کاز کلرین

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
یکی از شوکه کننده ترین لحظات در تاریخ بحران های بشری استفاده از سلاح های شیمیایی بود. در این موارد جنازه زنان و کودکان بی دفاع در خانه هایشان افتاده بود. استفاده از سلاح های شیمایی را همه یک جنایت جنگی تلقی می کند اما این موضوع مانع از بکارگیری این سلاح مخرب نشده است. در طول جنگ جهانی اول، فریتز هابر که برنده جایزه نوبل نیز شده بود به ساخت اولین سلاح شیمایی یعنی گاز کلرین کمک کرد. وی ابتدا فرآیند هابر-بوش را کشف کرد که ساخت اولین کودهای شیمایی را ممکن می ساخت، اختراعی که زندگی بسیاری از کشاورزان و روستاییان را از مرگ در اثر گرسنگی و قحطی نجات داد. اما هابر که یک آلمانی میهن پرست بود از اختراع خود در زمینه ساخت سلاح های شیمیایی در طول جنگ جهانی اول استفاده کرد. او شخصاً استقرار اولین خمپاره های پرتاب کننده گلوله های حاوی گاز کلرین را در جبهه های غربی سرپرستی نمود.

بدستور او تعدادی از نیروهای ویژه شیمیایی منتظر ماندند تا باد از سمت شرق به سمت سنگرهای متفقین وزیده و سپس اولین حمله شیمیایی در آوریل سال ۱۹۱۵ شکل گرفت که بیش از ۵٫۰۰ سرباز را به کام مرگ فرستاد. این کشتار بیرحمانه باعث شد که همسر هابر بعد از درگیری و مشاجره بر سر فعالیت های غیرانسانی اش دست به خودکشی بزند و در نهایت هابر خود شاهد شکل گیری حکومت نازی ها و مرگ هم کیشان یهودی خود با استفاده از گازهای شیمیایی ساخته شده بدست خودش بود.


۳- نبرد در آسمان ها: فوکر تریپلین

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
در حالی که تاکنون بر روی نبرد در روی زمین متمرکز بوده ایم، هواپیمای فوکر تریپلین نبرد در آسمان ها را موجب شد. علیرغم شکست در جنگ جهانی اول، آلمان ها یکی از بزرگ ترین اختراعات نظامی تاریخ بشر را به نام خود ثبت کردند: هواپیمای فوکر. فوکر تریپلین در واقع نسخه ای شبیه سازی شده از یک جنگنده بریتانیایی بود. بعد از این که خلبان یکی از این هواپیماها در پشت خطوط آلمان ها سقوط کرد، دانشمندان نظامی آلمانی به بررسی بقایای جنگنده مذکور پرداخته و توانستند یک نسخه بهتر و کارآمدتر از روی آن بسازند.

این هواپیمای سه باله اگر چه نسبت به هواپیماهای دوباله در نبرد سطحی و یا شیرجه زدن از سرعت کمتری برخوردار بود اما قدرت مانور بسیار بیشتری داشته و می توانست به ارتفاع بالاتری پرواز نماید. یکی از دلایل مشهور شدن این جنگنده خلبان آلمانی و افسانه ای آن به نام مانفرد وون ریشتهوفن بود که بیشتر با نام «بارون سرخ» شناخته می شود. او ۱۹ مورد از ۲۱ شکار نهایی خود را با فوکر کسب کرد تا این که در آوریل ۱۹۱۸ هواپیمای او مورد هدف قرار گرفت و کشته شد.


۲- سلاحی که جنگ را برای همیشه تغییر داد: هواپیمای بدون سرنشین

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
یکی از معدود فواید جنگ ها این بود که انسان به ارزش واقعی زندگی پی برده است و بدین ترتیب سعی شده که برای زنده ماندن تلاش بیشتری صورت گیرد. نبرد با استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین یا پهپادها باعث شده که ساختار جنگ ها تغییر عمده ای داشته باشند. سربازان هزاران کیلومتر دورتر پشت کامپیوترها نشسته و از این فاصله دور می توانند بدون این که در معرض خطر باشند وظایف خود را با دقت و کارآیی بالایی به انجام برسانند. اولین هواپیمای بدون سرنشین به نام «پردیتور» توسط یک مهندس هوافضا به نام آبراهام کارم که در اسراییل بزرگ شده بود ساخته شد.

بعد از نقل مکان به ایالات متحده او یک کمپانی به نام «Leading Systems Inc.» تاسیس کرد و در گاراژ خانه اش اولین هواپیمای بدون سرنشین را با نام «Albatross» ساخت. تلاش های او باعث بهبود و پیچیده تر شدن تکنولوژی ساخت این هواپیماها شده و در نهایت «Amber » ساخته شد که نمونه اولیه هواپیمای بدون سرنشین پردیتور بود.


۱- مخرب ترین سلاح ساخت دست بشر: سلاح هسته ای

۱۰ سلاحی که تاریخچه جنگ را به طور کلی تغییر دادند
در حالی که تمامی سلاح های این فهرست قدرت تخریب بالایی دارند اما تنها بمب های اتمی و هیدروژنی توانایی نابودی کامل نسل بشر را دارا می باشند. سلاح اتمی برای اولین بار با مشارکت عمده دانشمندانی که به ایالات متحده پناهنده شده بودند ساخته شد و ساخت آن ابتدا از روی ترس بود. در سال ۱۹۳۹، در محفل دانشمندان جهان شایعه ای شکل گرفت که ادعا می کرد دانشمندان آلمانی تکنولوژی شکافت اتم اورانیوم را بدست آورده اند. آلبرت انیشتین و انریکو فرمی که در آن زمان از دانشمندان برجسته جهان بودند هر دو به ایالات متحده گریختند و مقامات ایالات متحده را از دستیابی آلمان به چنین تکنولوژی مخربی ترسانده و از آن ها خواستند برای مهار این فاجعه دست به کار شوند.

با اصرار آن ها، در اواخر سال ۱۹۴۱ دولت ایالات متحده طراحی و ساخت اولین بمب اتمی را آغاز کرد و اسم این تحقیقات «پروژه منهتن» گذاشته شد. در ۶ و ۹ آگوست سال ۱۹۴۵، پس از این که ژاپن از تسلیم شدن سر باز زد، ایالات متحده دو بمب اتمی را ابتدا روی هیروشیما و سپس ناکازاکی ریخت. انفجار حاصل از این بمب ها باعث مرگ دستکم ۱۲۹٫۰۰۰ نفر شد که اغلب آن ها غیرنظامی بودند. این مورد تنها باری بود که از سلاح اتمی در طول تاریخ استفاده شده است اگر چه متاسفانه کشورهای زیادی این سلاح مخرب را در اختیار داشته و انگشتشان را روی دکمه پرتاب آن ها قرار داده اند.


تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت


وب‌سایت گجت نیوز – معصوم‌پور: در این مطلب قصد داریم با اصطلاح هایپرسونیک آشنا شده و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت و تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت را بررسی کنیم.

شاید هر کسی از اصطلاح Hypersonic تعریف خاص خود را داشته باشد اما در کل منظور از این کلمه، سرعت بیشتر از ۵ برابر سرعت صوت یا ۵ ماخ است. به ماخ‌های کمتر از ۰٫۸ زیر صوت، از ۰٫۸ تا ۱٫۲ گذر صوت و ماخ بیشتر از یک تا ۵ صوت فراصوت گفته می‌شود. در ادامه نگاهی خواهیم انداخت به تاریخچه فراصوت و اولین تجربه‌های پرواز ابرصوت را بررسی می‌کنیم.

 تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت
در روز ۲۴ فوریه ۱۹۴۹ میلادی، مهندسان در ایستگاه جنوبی، مشغول محاسبه موقعیت و ارتفاع راکتی بودند که لحظاتی قبل از مقری با فاصله سه مایلی در ناحیه آزمایشی مرکز تحقیقات White Sands پرتاب شده بود. این راکت V-2 یکی از آن راکت‌هایی است که پس از جنگ جهانی دوم، به تعداد زیاد از آلمان وارد آمریکا شد و در آن دوره پرتاب این راکت‌ها به یکی از اتفاقات عادی و معمولی برای کارکنان پایگاه وایت ساندز تبدیل شده بود؛ اما این بار قضیه فرق می‌کرد.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

در این پرتاب، در دماغه راکت یک جسم باریک و سوزنی موسوم به WAC Corporal نصب شده بود که به عنوان مرحله دوم راکت اولیه عمل می‌کرد و پس از پرتاب در جای مشخصی از راکت مادر جدا شده و به عنوان یک راکت مستقل به مسیر خود ادامه می‌داد. این پرتاب آزمایشی، اولین تلاش بشر جهت استفاده از راکت‌های دو مرحله‌ای برای دستیابی به سرعت و ارتفاع بالاتر بود. این پرتاب، بخشی از پروژه بزرگی به نام Bumper بود که توسط ارتش آمریکا هدایت می‌شد و تمامی پرتاب‌ها تا قبل از آن، راکت‌های تک مرحله‌ای بودند.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

مهندسان در این پرتاب آزمایشی، موشک را تا ارتفاع صد مایلی و سرعت ۳ هزار و ۵۰۰ مایل بر ساعت دنبال کردند؛ یعنی جایی که راکت دوم شروع به کار کرد. موشک جدید تا سرعت ۵ هزار و ۱۵۰ مایل بر ساعت هم رسید و تا ارتفاع ۲۴۴ مایلی بالا رفت و موفق شد رکورد قبلی راکت V-2 را به میزان ۱۳۰ مایل افزایش دهد.

 

WAC Corporal در نقطه اوج باید به سمت زمین بازمی‌گشت و با سرعت ۵ هزار مایل بر ساعت وارد جو زمین می‌شد؛ اما در جایی که محاسبه شده بود به زمین برخورد نکرد و تنها قطعاتی از آن پیدا شد. البته همین قطعات هم که تنها یک سوییچ الکتریکی و قسمت‌هایی از بالچه هدایت آن بود، بیشتر از یک سال بعد در آوریل سال ۱۹۵۰ میلادی کشف شد. با این حال، این اولین ساخته دست بشر بود که توانست پرواز ابرصورت یعنی سرعتی بیشتر از ۵ برابر سرعت صوت را تجربه کند.

اولین تجربه پرواز ابرصوت توسط یک انسان

حال قصد داریم به روستای کوچک Smelooka در بخش ترنوف ناحیه ساراتوف شوروی سابق برویم. نزدیک ۱۱ صبح روز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ میلادی به وقت مسکو، یک شی کروی عجیب که سطح آن سوخته و سیاه شده بود و سه پنجره پوشانده شده با شیشه‌های ضد حرارت داشت، با چتر نجات فرود آمد. سرگرد خلبان، یوری گاگارین (Yuri Gagarin) در داخل این شی کروی قرار داشت؛ یعنی همان کسی که ۱۰۸ دقیقه قبل داخل فضاپیمایی در پایگاه Cosmodrome نزدیک دریاچه آرال نشسته بود.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

نزدیک ساعت ۱۰ صبح، یک برنامه تلویزیونی از شبکه خبری اتحاد جماهیر شوروی، خبری را اعلام کرد:

«امروز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱، نخستین سفینه فضایی سرنشین‌دار با نام Vostok توسط اتحاد جماهیر شوروی به فضا پرتاب شد. سرگرد یوری گاگارین، خلبان این ماهواره-سفینه است. این راکت چندمرحله‌ای با موفقیت شلیک شد و پس از رسیدن به اولین سرعت فرار و جدایی از آخرین مرحله راکت حامل، سفینه به حالت پرواز آزاد در مدار دور زمین قرار گرفت. طبق محاسبات انجام شده، مدت زمان پرواز به دور زمین، ۸۹٫۱ دقیقه، کمترین میزان فاصله از زمین ۱۷۵  کیلومتر و بیشترین فاصله ۳۰۲ کیلومتر خواهد بود. زاویه صفحه گردش با خط استوا ۶۵٫۷ و وزن سفینه نیز با احتساب خلبان ۴ هزار و ۷۲۵ کیلوگرم است.»

در ساعت ۱۰ و ۲۵ دقیقه، سرعت Vostok با به کار انداختن راکت‌های کاهش سرعت، کمتر شد و سفینه با سرعتی بالغ بر ۲۵ برابر سرعت صوت وارد جو زمین شد. ۳۰ دقیقه بعد، یوری گاگارین اولین کسی بود که در فضا و در مدار زمین پرواز کرد و به سلامت به زمین بازگشت. همچنین باید گاگارین را اولین انسانی دانست که پرواز ابرصوت را تجربه کرد.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

سال ۱۹۶۱ در ادامه به سال پرباری برای پرواز ابرصوت تبدیل شد. در روز پنجم می، آلن بی شپرد (Alan V.Shepard) به عنوان دومین انسان فضانورد و اولین آمریکایی، با طی یک زیرمدار بر فراز اقیانوس اطلس به ارتفاع ۱۱۵٫۷ مایلی رسید و با سرعت بیشتر از ۵ ماخ وارد اتمسفر شد. در روز ۲۳ ژوئن هم سرگرد رابرت وایت (Robert White)، خلبان آزمایشگر نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا با هواپیمای X-15 به سرعت ۵٫۳ ماخ رسید و مدتی بعد در روز نهم نوامبر، این رکورد را به ۶ ماخ ارتقا داد. این‌ها اولین تجربه‌های بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت بودند اما واقعا چرا جریان ابرصورت تا این اندازه برای ما اهمیت دارد؟

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

جواب سوال بالا بسیار ساده است. دانش هوانوردی از همان ابتدا و از اولین پرواز برادران رایت در سال ۱۹۰۳ یا اولین راکت سوخت مایع در سال ۱۹۲۶ میلادی بر یک اصل استوار بوده و آن هم پرواز با سرعت و ارتفاع بیشتر است. در قرن ۲۰، سرعت و ارتفاع وسایل پروازی، رشد تصاعدی داشته و سرعت ۳۵ مایل بر ساعت برادران رایت در ارتفاع نزدیک به سطح زمین در زمان جنگ جهانی دوم به ۴۰۰ مایل و ۳۰ هزار پا رسید. در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، سرعت هزار و ۲۰۰ مایل و ارتفاع ۶۰ هزار پا و مشخص‌تر از همه، سرعت ۷ ماخ و ارتفاع ۳۵۴ هزار و ۲۰۰ پا توسط هواپیمای X-15 و در نهایت شاتل‌های فضایی که با سرعت ۲۵ ماخ و از ارتفاع ۲۰۰ مایلی وارد جو زمین می‌شدند به ثبت رسیدند.

اصول طراحی هواپیماهای فراصوت

در سرعت های ابرصوت نسبت به مدل معمولی‌تر فراصوت، آیرودینامیک کاملا تفاوت دارد. تصویر زیر، هواپیمای F-104، اولین جنگنده‌ای که برای کاربرد فراصوت طراحی شده بود را نشان می‌دهد. اصول طراحی فراصوت به خوبی در این جنگنده رعایت شده و ویژگی‌هایی مانند یک نوک تیز و سوزنی‌شکل، دماغه بلند و باریک، بال‌ها و سطوح کنترلی بسیار نازک، لبه های حمله بسیار تیز و نسبت منظری کم بال‌ها به میزان ۲٫۴۵، همگی به منظور کاهش درگ ناشی از موج‌های شوک در سرعت‌های فراصوت اعمال شده بودند.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

به نظر می‌رسید که باید این اصول با دقت و حساسیت بیشتری برای ساخت هواپیمایی که قصد دارد پرواز ابرصوت را تجربه کند، رعایت می‌شد. تصویر زیر، یکی از اولین طراحی‌های مفهومی هواپیماهای ابرصوت را نشان می‌دهد که توسط رابرت کارمن و هوبرت دریک در سال ۱۹۵۳ در ناسا ایجاد شد. در این طرح مفهومی، یک هواپیمای ابرصوت اولیه دیده می‌شود که دماغه‌ای تیز، بدنه‌ای باریک و بلند و بال‌هایی با نسبت منظری پایین دارد؛ یعنی همان مولفه‌هایی که در طراحی F-104 هم رعایت شده بود با این تفاوت که این بار این هواپیما برای ماخ ۲۵ طراحی شد. به هر ترتیب آیرودینامیک ابرصوت در سال ۱۹۵۳ میلادی، تازه در اول راه بود.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

هفت سال بعد، هواپیمای ابرصوت دیگری طراحی شد که تفاوت‌های جالبی داشت. هواپیما-فضاپیمای X-20 Dynasoar طراحی کاملا متفاوت و جدیدی داشت و قوانین جدید پرواز ابرصوت در آن اعمال شده بود. در طرح اولیه این هواپیما از یک بال دیتاشکل ضخیم با لبه‌های حمله گرد و دایره‌ای شکل و همچنین بدنه‌ای ضخیم با دماغه پخ و دایره‌ای شکل استفاده شد و بدنه بر روی بال مثلثی‌شکل آن قرار گرفته بود.

 

سطح زیر هواپیما نیز کامل صاف بود. این پروژه یکی از نامزدهای پرواز با موتور راکتی در حدود ماخ ۲۰ بود اما در نهایت تحت تاثیر پروژه‌هایی مانند آپولو، مرکوری (Mercury) و Gemini در سال ۱۹۶۳ کنار گذاشته شد و حتی یک نمونه آزمایشی هم از آن به تولید نرسید. با این حال بعدها در طراحی شاتل‌های فضایی از این طرح اولیه الهام گرفته شد.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

همان‌طور که می‌بینید، وسایل پروازی ابرصوت با وسایل فراصوت و زیر صوت تفاوت‌های زیادی دارند و در نتیجه آیرودینامیک آن‌ها نیز متفاوت است. با نگاهی به فضاپیمای آپولو می‌توان این تفاوت را بهتر درک کرد؛ فضاپیمایی که هدف آن برگرداندن انسان از ماه و ورود به جو زمین با سرعت حدود ۳۶ برابر سرعت صوت بود.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

در هواپیماهای فراصوت، اجزای فراهم‌کننده نیروی بال‌ها، پیشرانش موتورها و اجزای آن‌ها و حجم قابل استفاده بدنه از هم جدا و قابل تشخیص هستند و هر یک از این اجزا را می‌توان به عنوان یک جسم آیرودینامیک جدا در نظر گرفت که وقتی با یکدیگر ترکیب می‌شوند، نیرویی که به هواپیما وارد می‌شود برابر برآیند نیروهای آیرودینامیکی وارد شده بر تک تک این اجزا است. اما طراحی هواپیماهای ابرصوت کاملا تفاوت دارد.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

این تصویر نیز یک هواپیمای یکپارچه ابرصورت را به نمایش گذاشته که در آن، کل سطح زیر هواپیما، قسمتی از موتور SCRAM Jet آن است. فشرده‌سازی اولیه هوا توسط موج شوکی که از دماغه هواپیما آغاز می‌شود، رخ می‌دهد و در مرحله بعد، افزایش فشار و احتراق ماورا صوت در واحدهایی که به انتهای هواپیما نزدیک است، صورت می‌گیرد. سپس بخشی از انبساط گازهای داغ حاصل از احتراق در نازل موتور انجام می‌شود اما بخش عمده آن در زیر قسمت انتهایی هواپیما که شبیه به نازل است، رخ می‌دهد.

 

علاوه بر آن، قسمت عمده نیروی بال‌ها نیز به وسیله قسمت فشار بالا در پشت شوک تولید می‌شود که با اعمال بر سطح صاف زیر هواپیما، نیروی رو به بالا ایجاد می‌کند؛ بنابراین دیگر نیازی به استفاده از بال‌های بزرگ به صورت مجزا جهت تولید نیروی بال‌ها نخواهد بود.
تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت

تمامی این مسائل در طراحی هواپیماهای ابرصوت با یکدیگر ترکیب شده و این مفهوم را به وجود آورده‌اند که اجزای گوناگون هواپیما به خوبی در شکل کلی ترکیب شده‌اند که این امر با طراحی هواپیماهای فروصوت و فراصوت، تضاد مستقیم دارد.

تلاش بشر برای رسیدن به سرعت فراصوت و تاریخچه ساخت هواپیماهای ابرصوت


غول‌های آهنین؛ تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: اولین تانک در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۶ وارد میدان نبرد شد، زمانی که نیروهای بریتانیایی همراه با ۳۲ تانک به مواضع گردان پیاده ذخیره ۲۸اُم آلمان در فلرز-کورسله حمله کردند تا بن بستی که در نبرد سومه رخ داده بود را بشکنند. در ادامه این مطلب قصد داریم به مناسبت گذشت بیش از یکصد سال از ورود این غول های آهنی به میدان نبرد به بررسی تاریخچه تحول تانک ها و سیر تکامل آن ها در ۱۰۰ سال گذشته بپردازیم.

سال ۱۹۱۵

تانک های که در سپیده دم ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۶ وارد قلمرو آلمانی ها شدند از روی یک نمونه اولیه آزمایشی که سال قبل توسط فوسترهای لینکلن توسعه یافته و «ویلی کوچولو» (Little Willie) نامیده می شد ساخته شه بودند. این خودرو زرهی از اجزایی مجزا تشکیل شده بود که هر کدام توسط یک کمپانی تولید می شد و بر تکنولوژی هایی استوار بود که بر اساس پروژه های قبلی توسعه یافته بودند. این تانک بر روی یک قالب شنی غیرمعلق ساخته شده بود که یک برجک بسیار اولیه بدون خاصیت گردان همراه با یک مسلسل روی آن نصب شده بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

این تانک ۸ متر طول داشته و راندن آن به ۲ خدمه نیاز داشت: یکی برای هدایت کردن، کنترل کلاچ و گیربگس و تحت کنترل داشتن سوخت رسانی به موتور و دیگری برای ترمزها. ۴ نفر دیگر نیز برای استفاده از تجهیزات نظامی این تانک در درون آن حضور داشتند. این تانک با استفاده از صفحات فلزی به کار رفته در دیگ های بخار مقاوم سازی شده و سرعت آن حداکثر به ۲ مایل در ساعت (۳٫۲ کیلومتر در ساعت) می رسید.

یک نمونه اولیه پیشرفته تر که «ویلی بزرگ» (Big Willie ) نام داشت و بعدها نام آن به «مادر» (Mother ) تغییر داده شد از یک قالب شنی لوزی شکل استفاده می کرد که به آن امکان می داد حرکت غیرمستقیم نیز داشه باشد. برجک قبلی نیز با جایگاه هایی برای جای دادن به مسلسل ها در کناره های تانک جایگزین شده بودند. هیچ یک از این نمونه های اولیه میدان نبرد را به چشم ندیدند اما در توسعه و پیشرفت تکنولوژی ساخت تانک هایی که در سال های آینده وارد میدان نبرد می شدند نقش بسزایی داشتند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۱۶

ساخت تانک موسوم به «مادر»، طراحی اولین تانکی که برای اولین بار همراه با نیروهای پیاده بریتانیا وارد میدان نبرد شد را در پی داشت. این تانک «بریتیش مارک ۱» (British Mark I) نام داشت. تانک مارک ۱ در آگوست سال ۱۹۱۶ در دو نوع وارد سرویس شد: نوع «مذکر» (male) که به دو توپ با گلوله ۲٫۷ کیلوگرمی و ۳ مسلسل ۸ میلیمتری هاچکیس مجهز بوده و ۲۸ تن وزن داشت و نوع «مونث» (female) که به ۴ مسلسل ویکرز ۰٫۳۰۳ و یک مسلس هاچکیس مجهز بوده و نزدیک به ۲۷ تن وزن داشت. با سفارش تانک توسط فوسترز و متروپولیتن، ۶ کمپانی ساخت تانک هر کدام ۲۵ دستگاه تانک تولید کردند. به دلیل محدودیت ساخت توپ های با گلوله ۲٫۷ کیلوگرمی (۶ پوندی)، نیمی از این تانک ها تنها با مسلسل مجهز شده و هر کدام نیز ۸ خدمه را در خود جای می داد. تنها حدود یک سوم از ۳۲ تانکی که در نبرد سومه در ۱۵ سپتامبر به کار گرفته شده بودند موفق به عبور از خطوط آلمانی ها شدند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

۱۷ دستگاه از ۴۹ تانکی که به فرانسه فرستاده شده بودند حتی شرایط لازم برای ورود به میدان نبرد را پیدا نکردند و از تانک هایی که وارد میدان نبرد شدند برخی در نیمه راه از کار افتاده و برخی دیگر نیز در اثر آتش مستقیم توپخانه و خمپاره اندازهای دشمن زمینگیر شدند. اما تانک هایی که توانست نبرد غول های آهنی را به وجود آورند انقلابی در جنگ های مدرن ایجاد کردند. علیرغم نقص ها و کمبودهایشان، این تانک ها می توانستند از سنگرها و خندق هایی به طول بیش از ۲٫۷ متر و همچنین از روی سیم خاردارها عبور کنند و از چنان قدرت تحرکی برخوردار بودند که نقش حیاتی آن ها به عنوان ابزاری در دست نیروهای پیاده در قرن بیستم را تضمین کرد.

سال ۱۹۱۷

زمانی که تانک «مارک ۴» (Mark IV ) در می ۱۹۱۷ وارد مرحله تولید شد، پیشرفت های قابل توجهی در زمینه ساخت زره، سلاح ها، لجستیک و سیستم ریکاوری تانک ها تحقق یافته بود. در این سال بود که بیشترین استفاده از تانک از جانب بریتانیا در جنگ جهانی اول شکل گرفت و در کل ۴۲۰ تانک مذکر، ۵۹۵ تانک مونث و ۲۰۲ تانک تدارکاتی از انواع دیگر ساخته و به کار گرفته شدند. یک نمونه جدیدتر با موتوری بهتر و سیستم انتقالی جدیتر در دسامیر ۱۹۱۷ وارد مرحله تولید شد که بر اساس آن از هر نوع تانک مذکر و مونث ۲۰۰ دستگاه و اولین نمونه «هرمافرودیت» ساخته شد که در مورد نمونه اخیر ترکیبی از نمونه های مذکر و مونث بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

اولین گام مهم در زمینه فاز جدید طراحی تانک ها در سال پایانی جنگ جهانی اول و در قالب تانک «مارک ۸» (Mark VIII) یا تانک «لیوری» (Livery ) رخ داد که به صورت مشترک توسط بریتانیا و ایالات متحده و با مساعدت فرانسه ساخته شده و بدین ترتیب هر سه ارتش این کشورها به یک تانک سنگین مجهز شدند. این تانک ۳۸ تن وزن و ۱۰٫۴۲ متر طول داشت و عرض آن نیز ۳٫۵۶ متر بود به نحوی که برجک های کناری آن بیرون زده و ارتفاع تانک به ۳٫۱۳ متر می رسید. تانک های بریتانیایی ۱۲ نفر پرسنل و تانک های آمریکایی ۱۰ نفر پرسنل داشتند. سلاح های این تانک ها از دو توپ ۵۷ میلیمتری هاچکیس، ۷ مسلسل ۷٫۹۲ میلیمتری هاچکیس یا ۵ مسلسل برونینگ ام ۱۹۱۷ تشکیل شده بود. این تانک ها توسط یک موتور وی-۱۲ لیبرتی یا یک وی-۱۲ ریکاردو ۲۲۰ کیلوواتی با قدرت ۳۰۰ اسب بخار تغذیه می شدند که نسبت توان به وزن آن ها ۷٫۸۹ اسب بخار در تن بود. همچنین این تانک ها با از یک زره ۱۶ میلیمتری نیز استفاده می کردند.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۳۴

علیرغم تلاش های انجام گرفته و سفارش هایی که در مقیاس هزار تانک ارایه داده شد اما به دلیل تاخیر در تولید و فرسودگی صنعتی شدید در فرانسه و همچنین پایان جنگ جهانی اول بدین معنا بود که تنها ۱۲۵ دستگاه از تانک مارک ۸ ساخته شده و تنها آمریکایی ها توانستند یکی از واحدهای نظامی خود را به طور کامل به این وسیله مجهز نمایند. در سال ۱۹۳۴ تانک ها یا در انبارها حضور داشتند یا به عنوان تانک های آموزشی به کانادا فروخته شده و یا اسقاط شده بودند.

۱۹۴۲

در جنگ جهانی دوم نمونه ای جدید از تانک چلنجر با نام «اَی ۳۰» (A30) معرفی شده و توسط ارتش بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت. این تانک ۳۲ تنی با یک توپ ۷۶ میلیمتری کیو اف ۱۷ و یک مسلسل برونینگ مجهز شده و ۵ خدمه داشت. شاسی این تانک از تانک «کرامول» (Cromwell) یا همان مارک ۸ گرفته شده بود، یک تانک بسیار قوی و موفق که اولین بار در نبرد نرماندی در سال ۱۹۴۴ دیده شد و به دلیل توازن در زمینه قدرت آتش، حفاظت، سرعت و کارآمدی مورد تحسین قرار گرفت. در حالی که بیش از ۴٫۰۰۰ دستگاه تانک کرامول ساخته شده بود تنها ۲۰۰ چلنجر اَی ۳۰ از مرحله تولید بیرون آمدند و در زمینه ارزانی و سهولت ساخت نتوانست با تانک های شرمن فایرفلای رقابت کند. در واقع تانک شرمن تنها برای پر کردن خلاء زمانی تا تکمیل ساخت چلنجر اَی ۳۰ ساخته شد اما مشخص شد که نمونه کارآمدتری از چلنجر به لحاظ هزینه و سهولت تولید است. تانک شرمن فایرفلای بر اساس تانک های شرمن ام ۴ ایالات متحده ساخته شده بود که به یک توپ ضد تانک بریتانیایی ۱۷ پوندی مجهز بوده و بین سال های ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ بیش از ۲٫۰۰۰ دستگاه از آن ها ساخته شد.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ
سال ۱۹۴۳

تانک آمریکایی ام ۴ شرمن توانست قاعده نبرد در میدان جنگ جهانی دوم را به نفع ایالات متحده و به طور کلی متفقین تغییر دهد. این تانک در میدان نبرد در مقایسه با تانک های سبک و متوسط آلمان ها بسیار کارآمدتر بوده و به یکی از پراستفاده ترین تانک ها در جنگ جهانی دوم تبدیل شد. این تانک به یک توپ ۷۵ میلیمتری M3 L/40 یا توپ ۷۶ میلیمتری M1، M1A1C یا M1A2 و همچنین یک مسلسل M2HB برونینگ با کالیبر ۵۰/۰ و دو مسلسل M1919A4 برونینگ ۳۰/۰-۰۶ مجهز می شد.

دهه ۱۹۵۰

بین سال های ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ حدود ۵۰٫۰۰۰ دستگاه تانک شرمن در انواعی از گونه ها ساخته شد. این تانک تا اواسط دهه ۱۹۵۰ در سرویس باقی ماند و در جنگ کره نیز حضور داشت و البته برخی از کشورهای عضو ناتو نیز این تانک را دریافت کردند.

دهه ۱۹۸۰

دهه ۱۹۸۰ شاهد معرفی تانک چلنجر ۱ در ارتش بریتانیا و تانک ام ۱ آبرامز در ارتش ایالات متحده بود که هر دوی آن ها گامی بلند در زمینه بهبود طراحی و توانمندی تانک ها انگاشته می شدند. چلنجر ۱ خیلی زود در اواسط دهه ۱۹۹۰ جای خود را به چلنجر ۲ داد و این تانک مهم ترین تانک رزمی ارتش بریتانیا تا به امروز باقی مانده و تا سال ۲۰۳۵ نیز در سرویس باقی خواهد ماند.

دهه ۱۹۹۰

چلنجر ۲ یکی از اولین تانک هایی بود که از ویژگی «واقعیت افزوده» (augmented reality) در سیستم دیده وری، سیستم تصویربرداری حرارتی در طول روز و شب و سیستم پیشرفته کنترل آتش دیجیتال استفاده می کرد که هدف گیری بسیار دقیق و باثبات را حتی در سرعت های بالا در عوارض زمین ناهموار را نیز برای آن ممکن می ساخت. از تجهیزات نظامی این تانک می توان به توپ ۱۲۰ میلیمتری با قابلیت پرتاب گلوله های نفوذ کننده در زره و آتش زا و زره بسیار قدرتمند و مستحکم اشاره کرد که در نبردهای بوسنی، کوزووو و عراق به خوبی از سرنشینان این تانک محافظت می کرد و تنها یک دستگاه چلنجر ۲ در نبرد از بین رفت که آن هم در اثر آتش نیروهای خودی بود.

غول‌های آهنین: تاریخچه ۱۰۰ سال حضور تانک‌ها در میدان جنگ

علاوه بر ارتش ایالات متحده، تانک آبرامز M1A1 در ارتش کشورهای مصر، کویت، عربستان سعودی، استرالیا و عراق نیز به کار گرفته می شود. این تانک که قدرت حفاظتی و دوام بالایی دارد با یک توپ ۱۲۰ میلیمتری بدون خان، ۲ مسلسل ۷٫۶۲ میلیمتری M240 ، یک مسلسل ام ۲ کالیبر ۵۰/۰ و تیرباری دیگر روی پلتفرم چرخان مجهز شده است. تانک ام ۱ای ۱ با وزن ۶۷٫۶ تن، ۴ خدمه داشته و از سیستم کشف و خاموشک کردن آتش، مسافت یاب لیزری، سیستم دید در شب تصویری حرارتی، سیستم اصلی دیده وری نوری در روز و سیستم های جانبی و یک سیستم شیمیایی بیولوژیکی هسته ای نیز سود می برد.

نسل های آینده تانک ام ۱ ای ۲ آبرامز می توانند انواع مختلفی از گلوله ها را به سمت خودروهای زرهی دشمن، پرسنل و پرنده های با ارتفاع پایین شلیک کنند و دارای یک زره بیرونی بسیار سنگین تر نیز خواهند بود که بسیار بهتر از قبل از خدمه در مقابل تهدیدها محافظت خواهد کرد. همچنین ارتش ایالات متحده از یک سیستم جدید استتار استفاده می کند که آن را از دید سیستم های شناسایی تصویری، مادون قرمز، مادون قرمز حرارتی و رادارهای باند پهن مخفی خواهد کرد و برخی از انواع آن ها نیز در حال مجهز شدن به سیستم محافظت فعال «سافت کیل» (softkill ) هستند که از عملکرد سیستم های هدایت موشک های ضد تانک و موشک های مادون قرمز جلوگیری خواهد کرد.

آینده تانک ها

وقتی به آینده تانک ها فکر می کنیم، صحبت در مورد تکنولوژی هایی که در تانک های آینده به کار گرفته می شوند بسیار به میان می آید؛ به خصوص در سایه پیشرفت های خیره کننده ای که روسیه در این زمینه به کار گرفته و این کشور را بسیار جلوتر از کشورهای غربی در زمینه ساخت تانک های قدرتمند قرار داده است. اکنون در بریتانیا تلاش ها و تحقیقاتی در زمینه استفاده از سیستم های حفاطتی فعال برای خودروهای زرهی اینده با استفاده از چلنجر ۲ به عنوان پلتفرم اصلی در حال جریان است. این سیستم های حفاظتی از قبل نیز توسط برخی ارتش ها مورد استفاده قرار گرفته که از آن میان می توان به استفاده از سیستم حفاظتی فعال رافانل تروفی (Rafael Trophy Active Protective System) در تانک های مرکاوا ۴ اشاره کرد. زره الکتریکی نیز برای محافظت از زره تانک در برابر گلوله آر پی جی و دیگر سلاح های مشابه در حال توسعه می باشد.

از دیگر تکنولوژی های مورد تست قرار گرفته می توان به تکنولوژی های پنهانکار، سیستم استتار متحرک، سیستم رانش الکتریکی که بسیار سبک تر و کارآمدتر از موتورهای معمول هستند، سیستم های ذخیره انرژی که می توانند نیروی لازم برای لیزرها را تامین کنند، زره های بسیار سبک تر، تعلیق پیشرفته و خودروهای زرهی بدون سرنشین که در ماموریت های شناسایی و باز کردن مسیر برای حفاطت موثرتر از نیروها به کار گرفته می شوند اشاره کرد. تمام این نوآوری ها بدین معنی است که خودروهای زرهی آینده می توانند بسیار متفاوت تر از غول های سنگین آهنی دارای شنی باشند که امروزه به طور متعارف در ارتش های جهان مورد استفاده قرار می گیرند.