Tag Archives: اما

۳ گوشی تنها، غریب و بی‌نشان اما پرچمدار!


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: امسال در لا به لای هیاهوی خفن ترین گوشی های پرچمدار و فناوری های خاصشان سه شرکت وارد بازار گوشی های همراه شدند و توانستند در همین مدت کم فروش خوبی را تجربه کنند. سه شرکتی که هرکدام به دلایل خاصی مورد توجه مشتریان قرار گرفتند. از شرکتی که یک برند قدیمی را زنده کرد گرفته تا یک برند گیمینگ و البته برندی که زیر نظر سازنده اندروید وارد بازار گوشی های هوشمند شد.

 

این سه برند با این که بسیار تازه کار بودند توانستند در حد وسع خود تغییری در بازار ایجاد کرده و با وجود برندهای قدرتمندی مثل اپل، سامسونگ و گوگل خودی نشان دهند. به تازگی سه گوشی معروف این سه برند پایشان به بازار ایران باز شده است و آمده اند تا نظر ایرانیان را در مورد خودشان بدانند. برای اینکه با این سه برند تازه وارد و در عین حال جالب آشنا شوید به سراغ مزایا و معایب آنها رفته ایم. شاید نظر شما به این پرچمداران در سایه جلب شد.

Essential Phone

 

چرا معروف شد: قبل از اینکه کسی حتی اسم این گوشی را بداند، اسم سازنده آن بود که در دهان ها می چرخید و همه جا خودنمایی می کرد. اصلا دلیل اینکه این گوشی یکی از سه گوشی تازه وارد خاص امسال جز اندی رابین. کسی که سیستم عامل اندروید را خلق کرد و یک امپراطوری بزرگ در تاریخ سیستم عامل های همراه به وجود آورد. به همین خاطر از ویژگی های مهم محصول، سیستم عامل آن است. در حالی که هر گوشی ساز به نوعی در اندروید دست می برد، مشاهده یک دستگاه قدرت گرفته از اندرویدی خالص بسیار هیجان انگیز است. در حال حاضر، تنها محصولات دارای اندروید خام، تبلت ها و گوشی های سری نکسوس گوگل و دو گوشی موبایل گوگل پیکسل و گوگل پیکسل XL هستند.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ به صورت خلاصه می توان گفت چیپست اسنپدراگون ۸۳۵، چهار گیگابایت حافظه رم و ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی از مهم ترین ویژگی های سخت افزاری این گوشی هستند. ولی نمی توان صفحه نمایش بدون حاشیه زیبای آن را نیز نادیده گرفت. در ساخت این دستگاه از طراحی بسیار ساده و بدون المان های اضافه استفاده شده. به گفته سازنده، ترکیب تیتانیوم و سرامیک به کاررفته در بدنه Essential Phon در مقایسه با دیگر دستگاه های موجود در بازار، مقاومت بسیار بیشتری در برابر سقوط خواهدداشت.

 

یکی از جالب ترین ویژگی های موبایل اندی رابین، پشتیبانی از لوازم جانبی است که از  طریق کانکتور مغناطیسی خاص به بدنه دستگاه متصل شده و به صورت بیسیم با آن ارتباط برقرار می کنند. موبایل Essential از ماژول دوربین دوگانه استفاده می کند، اما به جای استفاده از لنزهای تله فوتو و واید، تصمیم گرفته تا یکی از دوربین ها را به حسگر مونوکروم مجهز کند، یعنی همان کاری که هوآوی در P9 و P10 انجام داد.

به همین خاطر دو دوربین ۱۳ مگاپیکسلی Essential در شرایط نوری نامناسب عملکرد بسیار خوبی خواهندداشت.

مشکلاتش چیست؟ اولین مشکلی که با آن مواجه می شوید داستان جک هدفون است. طبق رویه کنونی موبایل های پرچمدار، Essential هم از جک ۳٫۵ میلیمتری هدفون بی بهره است؛ البته دانگل تبدیل همراه دستگاه عرضه می شود ولی خب چه فایده که شما باید بی جهت با روشی غیر از اتصال کابل استاندارد، صدا را گوش بدهید.

 

در نگاهی نزدیک به گوشی Essential آینه صیقلی مانند پشت آن شدیدا چشم نوازی می کند. این آینه در عین حال بازتاب دهنده ایراد بزرگ این بخش است. یعنی آسیب پذیری بیشتر در برابر خط و خش و باقی مانده لکه های اثر انگشت بر روی آن. در حقیقت نمی تواند از گوشی همانطور که هست لذت ببرید و حتما باید کیف و یا پوشش برای آن بگیرید. دوربین این گوشی هم هرچند بسیار شیک و مجلسی است ولی در عمل کارایی مناسبی نداشته و مانند گوشی های میان رده گران قیمت عکس می گیرد.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ هرچند تمام ویژگی های موبایل Essential روی کاغذ بسیار ارزشمند هستند، اما هنوز مشخص نیست در بازار فوق العاده رقابتی کنونی و با وجود نام های بزرگی هم چون اپل و سامسونگ که پشتوانه تبلیغاتی عظیمی دارند، Essential به چه جایگاهی می رسد. با این حال طراحی زیبا و منحصر به فرد، درگاه ماژولار ابتکاری، بدنه مقاوم، کیفیت ساخت بالا و اکوسیستمی که در کنار آن عرضه می شود، می تواند آینده خوبی را برای اندی رابین و شرکت Essential رقم بزند.

حدود قیمت: دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان

 


HMD Global/ NOKIA 8

 

چرا معروف شد: بسیاری از گوشی بازها نیز اسم شرکت HMD Global را تا به حال نشنیده اند ولی حتما گوشی های این شرکت را می شناسند. این شرکت فنلاندی در سال ۲۰۱۶ برای بازسازی برند نوکیا به وجود آمد و سعی کرد با عرضه سری گوشی های جدید تحت عنوان برند نوکیا دوباره خاطره های خوب قدیمی را زنده کند. با اینکه نوکیا برندی قدیمی است، ولی طی این چندسال دست به دست شده و اکنون تحت عنوان شرکت جدیدی به اسم HMD Global فعالیت می کند. تا اینجای همکاری که همه چیز به نفع برند نوکیا بوده و کسی HMD Global را نمی شناسند. ولی احتمالا در آینده زیاد اسم این شرکت را خواهید شنید. برای بررسی عملکرد این شرکت به سراغ معروفترین پرچمدار این شرکت یعنی NOKIA 8 رفته ایم.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ پرچمدار نوکیا چندان ویژگی قابل توجهی نداشته و بیشتر پیش پرچمداران امسال آبروداری کرده است. تراشه ای که در این دستگاه پردازش محاسبات را برعهده دارد، ساخت شرکت کوآلکام مدل Snapdragon 835 است که با دو خوشه چهارهسته ای و فرکانس های ۸، ۱ و ۲٫۵ گیگاهرتز به همراه چهارگیگابایت رم، عملکرد بسیار خوبی در اجرای برنامه ها و بازی ها دارد. پردازند گرافیکی Adreno 540 هم برای بازی و تماشای فیلم شما را ناامید نخواهدکرد. حافظه داخلی نوکیا ۸، ۶۴ گیگابایت است. شاید مهم ترین ویژگی این گوشی این است که شرکت مشهور و خوش نام زایس (Zeiss) لنز دوربین آن را ساخته و حتی نامش را می توانید زیر دوربین دوتایی پشت گوشی ببینید.

مشکلاتش چیست؟ برای گفتن مشکلات این گوشی کار راحتی پیش رو نداریم. از یک طرف مشکلات زیاد هستند و ذکر آنها راحت، از طرفی قیمت گوشی پایین است و ذکر آنها راحت، از طرفی قیمت گوشی پایین است و نمی توان خرده زیادی به این ویژگی ها گرفت. با این حال ما آن را با هم رده های خودش مقایسه کردیم. اول اینکه این گوشی هیچ چیز هیجان انگیزی غیر از به دوش کشیدن عنوان پرچمدار نوکیا ندارد. سخت افزار آن با اینکه قدرتمند است ولی قابلیت خاصی در اختیار شما نمی گذارد.

 

همچنین با اینکه قیمت گوشی های ضد آب به حدود یک میلیون تومان هم رسیده است ولی این گوشی با قیمت حدود دو میلیون تومان هنوز فاقد این ویژگی است. همین مسئله یکی از دلایلی است که بسیاری از کارشناسان قیمت این گوشی را بیش از احد اعلام کرده و انتظار داشته اند که ارزان تر باشد. از طرفی طراحی آن تکراری است، دوربین عملکرد بدی داشته و حسگر اثر انگشت آن هم به خاطر سایر کوچکش کمی برایتان مشکل ایجاد می کند.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ سرنوشت آینده نوکیا واقعا غیرقابل پیش بینی است. به نظر می رسد شرکت HMD Global همچنان با ترس از شکست قدم بر می دارد و هنوز نمی خواهد نوکیا را به دوران اوج خودش برگرداند. نوکیا ۸ از آن پرچمدار تمام عیاری که از فنلاندی ها انتظار داریم، فاصله دارد، در حالی که بسیاری از شرکت ها در سال ۲۰۱۷ پا را فراتر گذاشته، پرچمدار خود را با طراحی متفاوت و ویژگی هایی نظیر نمایشگر بدون حاشیه، سیستم تشخیص چهره و بدنه شیشه ای روانه بازار کرده اند، HMD و نوکیا که کماکان در ابتدای راه پرفراز و نشیب ورود به دنیای رقابتی گوشی های هوشمند قرار دارند، و فقط محصولی به ظاهر خوب را در اختیار کاربران قرار دادند.

 

حدود قیمت: یک میلیون و ۹۸۰ هزار تومان.

 


Razer Phone

 

چرا معروف شد: تقریبا همه کسانی که حتی کمی با دنیای بازی های رایانه ای آشنا هستند شرکت Razer را می شناسند. تخصص این شرکت تولید لپ تاپ ها و قطعات جانبی بسیار حرفه ای و پیشرفته است که به درد خوره های بازی های کامپیوتری می خورد تا مردم عاد. این برند، طی چند سال گذشته خود را به عنوان برندی لاکچری در این حوزه معرفی کرده است و اگر کسی بخواهد بهترین تجربه گیمینگ را داشته باشد باید به سراغ این شرکت رود. به همین خاطر وقتی این شرکت اعلام کرد که قرار است یک گوشی مخصوص بازی کردن عرضه کند همه توجه شان جلب شد و گوشی Razer Phone جزو تازه واردهای معروف شد.

 

 تنها، غریب و بی نشان

 

چه ویژگی هایی دارد؟ از لحاظ سخت افزاری گوشی Razerیکی از قوی ترین سخت افزارهای بازار را دارد و قرار است به قول این شرکت برای عرضه یک گوشی مخصوص بازی جامعه عمل بپوشاند. پردازش در این گوشی با اسنپدراگون ۸۳۵ و هشت گیگ رم انجام شده که این آخری را به سادگی حتی گوشی های پرچمدار نیز نمی توانید پیدا کنید. صفحه نمایش دستگاه یک نمونه ۵٫۷ اینچی QHD با فناوری ساخت IGZO شرکت شارپ بوده که جالب ترین نکته در مورد آن ۱۲۰ هرتزی بودن نرخ بازسازی تصویر در آن است. مقداری که دو برابر نرخ بازسازی فعلی و معمول گوشی های موبایل بوده و حرکت کاملا روان تری را رقم می زند. از دیگر ویژگی های آن می توان به حافظه داخلی ۶۴ گیگابایتی دستگاه و باتری چهار هزار میلی آمپری آن اشاره کرد.

مشکلاتش چیست؟ اولین مشکل گوشی اندازه بدقواره آن است. یک گوشی بسیار بزرگ با بلندگوهایی که جلوی گوشی قرار گرفته است. شاید این موارد برای بازی خوب باشند ولی برای استفاده روزمره فاجعه هستند. چرا که علاوه بر ناتوانی در استفاده یک دستی همیشه با این ریسک مواجه هستید که آب روی گوشی فاقد قابلیت ضد آب تان ریخته و با وجود بلندگوهای بزرگ جلویی آن، چاره ای جز پذیرفتن شکست نداشته و در شب تصویر محوی از شما را ثبت می کند. با همه این موارد قیمت آن نیز کمی بیش از حد بوده و برای یک گوشی تازه وارد بسیار زیاد است. میزان روشنایی صفحه و باتری نیز متوسط بوده و در حد یک گوشی چهار میلیون تومانی نیستند.

در آینده چه سرنوشتی خواهدداشت؟ این گوشی امکاناتی از آینده با خود آورده است ولی با این قیمت و کلیه مشخصاتش به گوشی های پارسال بیشتر شبیه است. ممکن است Razer توجه گیمرها را به خود جلب کرده باشد ولی مثل اینکه به کل فراموش کرده است که مخاطبانش فقط به دنبال بازی کردن نیستند و از یک گوشی ۷۰۰ دلاری انتظاراتی بالاتر دارند. حداقل در همین حد که بتوانند یک عکس خوب بگیرند و در موقعیت های مختلف نگران خراب شدن آن نباشند. اگر شرکت Razer این مسیر را پیش بگیرد به نظر می رسد در آینده با مشکلات زیادی رو به رو خواهدبود و برند لاکچری خود را به خطر خواهدانداخت.

حدود قیمت: سه میلیون و ۹۰۰ هزار تومان


خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند


هفته نامه خودرو امروز: دگرگونی و تحول در جهان خودرو معمولا به تدریج و آهسته و پیوسته انجام گرفته است، اما در این میان خودروهایی هستند که با ارائه تکنولوژی و ایده هایی نو، جهان را به یک باره دگرگون می کنند. خودروهایی همانند فورد مدل T، مرسدس بنز کلاس S، فراری ۳۵۵، پورشه ۹۵۹ و تسلا مدل S که هر کدام نقشی اساسی در تحولات خودرویی یک قرن اخیر داشته اند، اما همواره نگاه رو به جلو و ایجاد تغییرات با موفقیت و جاودانگی همراه نشده است. در این میان بسیاری از خودروهایی که طرحی نوآورانه داشتند، شکست خوردند. در این مطلب سعی داریم تا تعدادی از این خودروهای تاریخی اما مغضوب را معرفی کنیم.

 Phantom Corsair

 

در دهه ۳۰ میلادی، ایده ساخت یک خودرو انقلابی با طرحی آیرودینامیک به ذهن راست هاینز رسید. این مهندس آمریکایی که از خانواده ثروتمند و سرمایه دار هاینز بود (که بیشتر با سس گوجه شناخته می شود!) تصمیم، گرفت ایده خود را عملی کند. در نهایت طرح او با نام فانتوم کورسیر و براساس پلت فرم دگرگون شده کورد ۸۱۰ که خود نیز خودرویی جلوتر از زمانیش بود (چراغ های مخفی و دیفرانسیل جلو) ساخته شد. نکات مهمی در طراحی فانتوم گنجانده شده بود که ضریب پسااندک، ترکیب سپرها و چراغ ها در خطوط بدنه و برقی بودن قفل مرکزی، درها و شیشه ها از جمله آنها بودند. در نهایت هزینه بالای ساخت در کنار فوت ناگهانی راست هاینز سبب شد تا این خودرو هیچگاه به تولید انبوه نرسد.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند 


تاکر Torpedo

 

پرستن تاکر آمریکایی در دوران پس از جنگ تصمیم گرفت تا ایده های خود برای ساخت خودرو آینده را عملی کند. وی با انبوهی از ایده های نوآورانه برای افزایش کارایی، ایمنی، سرعت و کاهش قیمت خودرو مواجه بود که در نهایت مجبور شد تنها بخشی از آنها را در طرح نهایی که با نام تاکر تورپیدو (یا ۴۸) در سال ۱۹۴۸ معرفی کند. وی پیش از معرفی نمونه تولیدی، خودرو را پیش فروش کرد و با پول آن توانست یک کارخانه تعطیل شده خودروسازی را خریداری و تجهیز کند. با این حال مشکلات مالی در کنار قیمت نهایی بالا تاکر سبب شد تا این خودرو شکست خورده، تنها ۵۱ دستگاه از آن ساخته شود. تغییر زاویه چراغ ها با گردش فرمان، ضریب پسا بسیار کم، اسکلت طراحی شده برای افزایش ایمنی اتاق و طراحی ارگونومیک کابین از نکات جالب این خودرو هستند.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند 


Studebaker Avanti

 

استودبیکر در اواخر دهه ۵۰ میلادی وضعیت مالی مناسبی نداشت، اما به لطف ایده های استثنایی طراح مشهورش یعنی ریموند لووی در زمینه طراحی پیشتاز بود. در این میان آخرین محصول استودبیکر از نظر بسیاری جهان خودروهای اسپرت را به طور کلی تغییر داد. دماغه بسیار پایین با جلوپنجره ای که زیر دماغه قرار داشت، بدنه فایبرگلاس، ترمزهای دیسکی در هر چهارچرخ و طراحی تایرهایی به طور اختصاصی برای این خودرو از جمله نکات بارز آن بودند. با این حال وضعیت اقتصادی نامناسب استودبیکر، تبلیغات ناکافی و از آن مهم تر قیمت آن که بالاتر از رقبایی همانند کوروت و تاندربرد بود سبب شد تا آوانتی موفق ظاهر نشود. پس از تعطیلی استودبیکر در سال ۱۹۶۴ اما یکی از نمایندگی های این شرکت خط تولید را خریداری کرد و تولید آن را تحت عنوان آوانتی ادامه داد.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند
 


بریکلین SV-1

 

خودروهای اسپرت همواره به عنوان بخشی سودآور و جدایی ناپذیر از بازار خودرو شناخته می شوند و طراحان و مخترعان زیادی سعی در دگرگونی ساختارشان دارند. مالکوم بریکلین کانادایی که صاحب نمایندگی سوبارو در آمریکای شمالی بود، سودای ساخت خودرویی اسپرت و آینده نگر را در سر داشت، در نهایت با کمک تیمی از طراحان و مهندسان کار خود را در اوایل دهه ۷۰ میلادی به پایان رساند. در سال ۱۹۷۴ محصول نهایی با نام SV-1 راهی بازار شد. طراحی خودرو با محوریت ایمنی و آینده نگر بودن طراحی شده بود و درهای گالوینگ نیز مهم ترین مشخصه آن بودند. با این حال مشکلات اساسی کارخانه بریکلین و عدم توانایی ساخت تعداد کافی برای سوددهی سبب شد تا بریکلین ورشکست شده، خودرو رویاهایش نیز به تاریخ بپیوندد. بعدها جان دلورین نیز با خودرو دلورین DMC-12 با ایده ای مشابه شکست خورد.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند 

 

 

قانونگذاران کالیفرنیایی قصد داشتند تا تمام خودروسازان حاضر در بازار این ایالت را مجبور کنند تا درصدی از تولیدات خود را به خودروهای الکتریکی اختصاص دهند. این قانون تازه خودرو سازانی همانند تویوتا و جنرال موتورز را شدیدا دچار مشکل می ساخت. در نهایت جنرال موتورز دست به کار شد و پروژه ساخت اولین خودرو تولید انبوه الکتریکی را کلید زد. محصول نهایی با نام EV-1 در میانه دهه ۹۰ میلادی معرفی شد. عملکرد فنی استثنایی، ظاهر آینده نگر، کابین جادار، ضریب پسا بسیار پایین و برد بسیار مناسب از نکاتی بودند که EV-1 را خودرویی استثنایی کردند. از همه مهم تری این که جنرال موتورز ایستگاه های شارژ متعددی برای آن هم در سطح ایالت در نظر گرفت. در نهایت اما به دلیل نامعلوم، جنرال موتورز تمامی EV-1ها را خریداری و منحل کرد. هیچگاه علت این امر به طور واقعی مشخص نشد اما بیشتر متخصصان از لابی گری بزرگان نفتی آمریکا خبر می دهند.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند 

 


NSU Ro80

 

در اواسط دهه ۶۰ همه نگاه ها به پیشرانه وانکل روتاری بود و کمپانی NSU نیز اولین خودروسازی بود که این نوع پیشرانه را به طور انبوه در محصولاتش ارائه کرد. در این میان مدل Ro80 با کوهی از نوآوری و این پیشرانه راهی بازار شد. کابین بسیار ارگونومیک، ضریب پسا بسیار اندک، استفاده از حداکثر شیشه در طراحی کابین و پیشرانه روتاری در کنار گیربکس نیمه اتوماتیک از جمله مواردی بودند که Ro80 را به عنوان خودرو سال اروپا مطرح کردند. اما مشکلات NSU با موتور وانکل از همان زمان عرضه Ro80 آغاز شد. مصرف سوخت بالا در کنار خرابی های متعدد و نشتی روغن و در نهایت روغن سوزی در کنار مواردی همانند هزینه بالا تعمیر و نگهداری آن را به یک سرطان متحرک بدل ساختند.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند

 


کرایسلر Gas Turbine Car

 

خودروسازان آمریکایی در میانه دهه ۵۰ استفاده از پیشرانه توربینی جت را در کنار رآکتور اتمی در دستور کار قرار دادند. در این میان اما کرایسلر ایده خودرو با پیشرانه جت را بیش از سایرین جدی گرفت و یک خودرو کاملا ارگونومیک و با قابلیت سواری در شهر را عرضه کرد. این خودرو در ابتدای دهه ۶۰ در اختیار تعدادی از خانواده های داوطلب آمریکایی قرار گرفت و توانست از آزمایش های مختلف سربلند بیرون بیاید. اما به یک باره کرایسلر به این نتیجه رسید که این پروژه صرفه اقتصادی نداشته، ممکن است از نظر ایمنی و دوام نیز بعدها دردسرساز شود. بدین ترتیب ایده خودرو توربینی نیز همانند بسیاری دیگر از ایده ها به تاریخ پیوست.

 

خودروهایی که برای تغییر آینده آمدند، اما شکست خوردند 


بازی‌های ترسناک، اما واقعی!


بازی های ماجراجویانه ای که بر اساس حوادث واقعی ساخته شده اند

مجله همشهری دانستنیها – کسری کریمی طار: یک بازی می تواند در کسری از ثانیه شما را تا سر حد مرگ بترساند. کافی است سازنده بداند در چه زمانی با پریدن ناگهانی دشمن به دوربین، مخاطب خود را غافلگیر کند. اما باید به خاطر داشت همیشه آن عنوانی ماندگارتر است که ترسش بیشتر با شما همراه شود. بازی که بتواند به شما بقبولاند که باید ترسید و تا مغز استخوان شما نفوذ کند، طوری که حتی پس از پایان بازی هم لحظات ترسناکش از خاطر شما فراموش نشود.

 

 ترسناک ولی واقعی!

شاید در این بین ژاپنی ها با ساخت «Silent Hill»، «Siren» و مانند آن بسیار موفق تر از سازندگان غربی بودند. این قبیل بازی ها با تجسم دنیایی خیالی برگرفته از داستان های سنتی با سر زدن به ناشناخته ترین احساسات انسانی در مخاطبان خود ترس ایجاد می کنند، ترسی که می دانیم شاید خیالی باشد اما چون ناشناخته است،بیشتر احساسات شما را به تکاپو می اندازد.

در طرف مقابل این ترس، ترس از حوادثی است که ممکن است در زندگی هر فردی اتفاق بیفتد. ترس از کشته شدن در جنگ، ترس از حضور در یک تیمارستان و حشتناک، ترس از مرگ نزدیک ترین اقوام و حتی ترس از تنهایی. با گسترش صنعت گیم و وارد شدن بازی سازان جوان تر، موجی از بازی ها تولید شدند که یا بر اساس حوادث واقعی بودند یا از آنها الهام گرفته بودند.

ترسی که ناشناخته نیست اما واقعی است، می تواند برای من و شما هم پیش بیاید. سر و کله زدن با این بازی ها گاهی مشکل است، مخصوصا وقتی تصور می کنیم این اتفاق واقعا برای یک یا گروهی از انسان های عادی پیش آمده است و حالا ما در قالب یک گیمر باید آنها را در دنیای پیکسل ها و پولیگان ها تجربه کنیم. برای همین این بار تصمیم گرفتیم سری بزنیم به بازی هایی که بر اساس حوادث واقعی ساخته شدند و علاوه بر توضیح مختصر در مورد آنها، داستان های واقعی آنها را مرور کنیم.

قتلی که دنیا را تکان داد | L.A. Noire

  • سازنده: Team Bondi
  • ناشر: Rockstar Games
  • پلتفرم: Nintendo Switch، PS3، Xbox 360، PC، Xbox One، PS4
 ترسناک ولی واقعی!
احتمالا بسیاری از شما با ساخته پرهزینه شرکت «راکستار» آشنا هستید، عنوانی که ساختنش بیش از هفت سال به طول انجامید و یکی از متفاوت ترین آثار نسل هفتم کنسول های بازی بود. حوادث «L.A. Noire» در سال ۱۹۴۷ میلادی رخ می دهد، در دوران طلایی هالیوود و پس از پایان جنگ جهانی دوم. بازی شما را در نقش کارآگاهی به اسم «کول فلیس» قرار می دهد که باید در بازی تعداد زیادی پرونده مجهول اداره پلیس را حل کند.

استودیوی «Team Bondi» سازنده این بازی برای هر چه طبیعی تر شدن روند داستانی از پرونده های واقعی دهه ۱۹۴۰ اداره پلیس لس آنجلس استفاده کرده که معروف ترین آنها داستان قتل وحشتناک «الیزابت شورت» است؛ پرونده ای که با نام «کوکب سیاه» شناخته می شود و حتی «باریان دی پالما» هم در سال ۲۰۰۶ فیلمی سینمایی بر اساس آن ساخت.

الیزابت شورت یکی از زنان جوانی بود که به امید ستاره شدن راهی هالیوود شد اما در نهایت به وسیله قاتلی که هیچ گاه هویت او فاش نشد، به طرز فجیعی کشته شد. انتشار عکس های این جنایت باعث ترس زیادی در جامعه شد، طوری که از آن به عنوان اولین بحران ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم یاد می شود.

با این که پلیس ها در این پرونده از ۶۰ متهم بازجویی کردند اما قاتل این اتفاق هیچ گاه دستگیر نشد. این پرونده – با نام The Quarter Moon Murders یکی از مهم ترین و در عین حال جذاب ترین ماموریت های بازی L.A. Norie است. «برایان مک ناراما» و تیمش با استفاده از پرونده های موجود از آن اتفاق، نه تنها صحنه مرگ شورت را بازسازی کردند، بلکه کول فلیس را به تنها پلیسی مبدل کردند که با موفقیت این پرونده مجهول را حل کرد.

 


وقتی پدری، پسر را خاک می کند | That Dragon, Cancer

  • سازنده: IMGN.PRO
  • ناشر: IMGN.PRO
  • پلتفرم: PC، Xbox One، PS4
 ترسناک ولی واقعی!
وقتی فردی همسر خود را از دست می دهد، بیوه خطاب می شود. وقتی پدر یا مادر خود را از دست می دهد، یتیم نام می گیرد اما تکلیف خانواده ای که فرزند خود را از دست می دهد، چه می شود؟ درد بزرگی که حتی اسم هم ندارد و بسیاری آن را تلخ ترین احساس آدمی دانسته اند. اما می دانید چه کاری حتی سخت تر از خاموشی همیشگی فرزند است؟ ساخت بازی بر اساس خاطرات او.

«رایان» و «امی گرین» پدر و مادری هستند که فرزند خود را به دلیل سرطان از دست دادند و مدتی بعد با کمک تیمی کوچک، بازی به نام «That Dragon, Cancer» را ساختند. این بازی ادونچر در حقیقت بازسازی ماه های آخر زندگی «جوئل» فرزند آنهاست. بازی به شدت دردآور که به جرئت می توان گفت در دوران پنجاه ساله دنیای بازی بی سابقه بوده است.

طراحی مراحل بازی در نوع خود بسیار اعجاب انگیز است و رایان و امی بارها در بازی خط باریکی بین رئال و فانتزی های خود کشیده اند، طوری که می توان بازی آنها را یک اثر تراژدی خطاب کرد که بین مرزهای رئال و سورئال شناور است. خانواده گرین برای ساختن این بازی در سال ۲۰۱۴ کمپین کیک استارتری به راه انداختند و در نهایت ۳۷۰۰ نفر از بازی آنها حمایت کردند و بیش از ۱۰۰ هزار دلار برای ساخت این بازی جمع آوری شد. این بازی در نهایت اواخر سال ۲۰۱۵ عرضه شد و نه تنها نمرات بسیار خوبی دریافت کرد بلکه از دو مراسم «بهترین بازی سال» و «بفتا» به ترتیب جوایز تاثیرگذارترین بازی و بهترین نوآوری را کسب کرد.

 


شهر در محاصره | This War of Mine

  • سازنده: Bit studios 11
  • ناشر: Bit studios 11
  • پلتفرم: Android، iOS، PC، Xbox One، PS4
 ترسناک ولی واقعی!
از جنگ بوسنی و محاصره سارایوو پایتخت این کشور همواره به عنوان یکی از غم انگیزترین حوادث تاریخ بشر یاد شده است. ۵۰۰ هزار نفر در این جنگ کشته شدند. سارایوو نزدیک به چهار سال (۱۴۲۵ روز) در محاصره کامل بود و مردم آزرده از جنگ تنها یک هدف داشتند: یقینا محاصره سارایوو طولانی ترین محاصره پایتخت یک کشور در تاریخ معاصر است. محاصره ای که تا زمان پایان جنگ بین بوسنی و هرزگوین با صربستان ادامه داشت.

این نبرد طولانی در روز ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ به پایان رسید و در نهایت مردم بوسنی توانستند نفس راحتی بکشند. بازی «This War of Mine» بر اساس همین حادثه تلخ ساخته شده است و داستان بزرگ ترین محاصره تاریخ جنگ های مدرن را روایت می کند. برعکس بسیاری از بازی هایی که با محوریت جنگ ساخته می شوند، «This War of Mine» نه از دید سربازان بلکه از دید مردم عادی روایت می شود؛ مردمی که یکی از تلخ ترین دوران تاریخ اروپا را تجربه کردند.

در این بازی شما کنترل تعدادی از بازماندگان را بر عهده می گیرید که باید در این شرایط برای بقا دست به هر کاری بزنند. در روز اسنایپرها نمی گذارند که شخصیت ها از خانه بیرون بروند و در این مدت وظیفه شما داد و ستد منابع جمع شده، بهبود وضعیت پناهگاه و پختن غذاست اما در شب باید به دنبال منابع مورد نظرتان بگردید و با دیگر بازماندگان ملاقات کنید. جالب است که در این بخش انتخاب های اخلاقی متفاوتی پیش روی شما قرار می گیرد؛ این که به دیگر بازماندگان کمک کنید یا این که از آنها دزدی کنید.

 


وحشت در شوروی | Kholat

  • سازنده: IMGN.PRO
  • ناشر: IMGN.PRO
  • پلتفرم: PC، Xbox One، PS4
 ترسناک ولی واقعی!
حوادث واقعی به راحتی می توانند ترسناک تر از داستان های خیالی باشند، مخصوصا اگر دلایل وقوع آن تا چند دهه بی جواب بماند. از این منظر «کلات» (Kholat) یکی از ترسناک ترین سوژه های واقعی است که پا به دنیای بازی گذاشته. این بازی بر اساس یکی از مشهورترین حوادث مجهول شوروی ساخته شده، حادثه ای که در دنیا با نام «رخداد گذرگاه دیتلوف» (Dyatlov Pass incident) شناخته می شود.

ماجرای این حادثه باز می گردد به سال ۱۹۵۹، وقتی که یک گروه ۱۰ نفره از دانشجویان «انستیتو پلی تکنیک اورال» برای کوهنوردی و اسکی عازم کوه های شمالی اورال می شوند. از این ۱۰ نفر، یک نفر به دلیل بیماری گروه را زودتر ترک می کند و راهی خانه می شود اما ۹ نفر دیگر به رهبری «ایگور دیتلوف» مانند این بازمانده خوش شانس نبودند و نه تنها به طرز فجیعی کشته شدند بلکه هیچ گاه دلیل یا دلایل مرگ آنها مشخص نشد.

این ۹ نفر در نیمه های شب از ترس عاملی ناشناخته از چادرهای خود گریختند – در حالی که هیچ کدام لباس های مناسبی نپوشیده بودند – و در نهایت تمامی آنها به کام مرگ کشیده شدند. کشف اجساد این ۹ کوهنورد باعث ترس سراسری در شوروی شد، مخصوصا زمانی که مشخص شد هر کدام از این افراد چگونه کشته شدند.

اجساد تمامی این ۹ نفر طی یک بازه زمانی چهار ماهه پیدا شد و از این تعداد جمعه دو نفر و دنده یک نفر شکسته بود، آن هم در حالی که هیچ اثری از ضربه به آنها دیده نمی شد. صورت یکی دیگر از اجساد از شدت ضربات سهمگین قابل شناسایی نبود و زبان یکی دیگر از اعضای این گروه ناپدید شده بود.

علت مرگ این گروه هیچ گاه مشخص نشد اما از عواملی همچون ریزش بهمن و حتی ادعاهای عجیبی مثل حمله فرازمینی ها و حمله یک موجود درنده ناشناخته به عنوان دلایل احتمالی یاد می شود. بازی «کلات» ساخته استودیوی روسی «IMGN.PRO» سعی کرده است از دید یک کاوشگر دلایل وقوع این حادثه را بررسی کند، کاوشگری که «شان بین» صداگذاری آن را بر عهده دارد. آیا حضور بین بدین معناست که شخصیت اصلی در آخر بازی می میرد؟ البته باید خودتان این موضوع را کشف کنید!

 


تیمارستان بی بازگشت | The Town of Light

  • سازنده: L.K.A
  • ناشر: L.K.A
  • پلتفرم: PC، Xbox One، PS4
 ترسناک ولی واقعی!
روان شناسی و روان درمانی نقش مهمی را در دنیای مدرن ایفا می کنند. متدهای جدید این علم باعث شده که کم کم بسیاری از مردم دنیا به سمت مطب روانکاها بروند، بدون این که فردی به آنها تهمت دیوانگی بزند یا این که بگوید «مگه تو دیوونه ای!» با این حال بیمارستان های روانی تا پیش از دهه ۷۰ میلادی بسیار بدنام بودند؛ مخصوصا بیمارستان هایی که در اروپا فعالیت می کردند.

یکی از این مراکز، بیمارستان روانی «ولترا» (Volterra) واقع در شهر توسکانی ایتالیا بود که از آن به عنوان یکی از منفورترین و بدنام ترین مراکز درمانی تاریخ اروپا یاد می شود. متدهای مورد استفاده در این بیمارستان به قدری بد، اولیه و به دور از انسانیت بود که در سال ۱۹۷۸ برای همیشه بسته شد.

این بیمارستان میزبان چهار تا شش هزار بیمار بین دهه ۴۰ تا ۷۰ میلادی بود، بیمارانی که تعدادی از آنها اصلا بیماری یا اختلال روانی خاصی نداشتند و به دلایلی همچون بزهکاری یا سرقت در این تیمارستان نگهداری می شدند. جالب این که تنها پنج مشاور تحصیلکرده در ولترا کار می کردند و مابقی کارمندانی بودند که چندان با علم روانشناسی و روانپزشکی آشنایی نداشتند.

بستن بیماران به تخت، تزریق مداوم انسولین – داروی آرام بخش تا اوایل دهه ۵۰ میلادی ساخته نشده بود – استفاده بیش از حد از الکتروشوک درمانی و رفتار ظالمانه خدمه این بیمارستان از جمله دلایل بدنامی ولترا بود.

استودیوی مستقل L.K.A که در ایتالیا فعالیت می کند، برای اولین پروژه اش به سراغ این تیمارستان رفت و با جمع آوری اسناد واقعی، ساخت بازی The Town of Light را کلید زد. در این بازی، گیمر نقش زن مسنی را بر عهده می گیرد که در دوران نوجوانی اش در تیمارستان ولترا بستری شده بود و حالا بار دیگر به این مکان مخوف بازگشته تا خاطرات آن دوران برایش زنده شود.

این بیمارستان روانی با دقت فراوانی در بازی طراحی شده است و سازندگان حتی به ریزترین جزئیات آن هم توجه کرده اند. البته این بازی آن طور که باید و شاید نتوانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند؛ هر چند بسیاری از منتقدان به دلیل فضاسازی رعب آور و طراحی بسیار خوب ولترا آن را تحسین کردند.

 


وحشت در لندن | Sherlock Holmes Versus Jack the Ripper

  • سازنده: Frogwares
  • ناشر: Focus Home Interactive
  • پلتفرم: Xbox 360، PC
 ترسناک ولی واقعی!
«جک قصاب» (جک قاتل) یا همان «Jack the Ripper» نام مستعار یکی از مشهورترین قاتل های زنجیره ای تاریخ است که تاکنون در فیلم ها و بازی های زیادی ظاهر شده. این قاتل ناشناس طی یک دوره سه ماهه در سال ۱۸۸۸ میلادی مرتکب پنج قتل شد و وحشت را در خیابان های لندن گسترش داد. قربانیان جک قصاب را زنان بی دفاعی تشکیل می دادند که به بدترین شکل ممکن سلاخی شده بودند.

با این که پلیس تحقیقات زیادی را در این رابطه انجام داد و حتی سه مظنون را دستگیر کرد اما هویت واقعی جک قصاب هیچ گاه مشخص نشد. این نام برگرفته از نامه هایی بود که خود او به اسکاتلندیارد و خطاب به فرمانده آنها، «جک لاسک» نوشته بود. او در این نامه ها خودش را «Jack the Ripper» معرفی کرده در حالی که نمی دانست سال ها بعد به یکی از بزرگ ترین سوژه های دنیای سرگرمی مبدل می شود.

«قاتل وایتچپل» – یکی دیگر از نام های مستعارش – تا به امروز در شمار زیادی از فیلم ها حاضر بوده که از بین آنها می توان به «از جهنم» (From Hell) با بازی «جانی دپ» اشاره کرد اما در دنیای بازی تعداد این عناوین بسیار زیاد است و حتی بعضی از بازی سازان تنها برای شهرت بیشتر بازی شان از این کاراکتر استفاده کرده اند. در بین این عناوین، «شرلوک هولمز علیه جک قصاب» از شهرت و البته کیفیت بالاتری برخوردار است.

وظیفه ساخت این بازی بر عهده استودیوی «Frogwares» – صاحب امتیاز بازی های «شرلوک هولمز» – بوده و این تیم اوکراینی در بازسازی فضای لندن طی آن سال ها بسیار موفق عمل کرده است. از دیگر نکات جالب بازی وجود دو دوربین اول شخص و سوم شخص ثابت (مانند Resident Evil) است.

 


ترس میانسالی | The Cat Lady

  • سازنده: Harvester Games
  • ناشر: Screen 7
  • پلتفرم: PC
 ترسناک ولی واقعی!
بازی «The Cat Lady» یک تفاوت عمده با دیگر عناوین این فهرست دارد و آن هم این که برخلاف آثار مذکور بر اساس یک حادثه ترسناک یا تاریخی واقعی ساخته نشده و در حقیقت برگرفته از اتفاقات، افراد و داستان هایی است که «رمیگیوش میهالسکی» (Remigiusz Michalski) آنها را لمس کرده، دیده یا شنیده است.

این بازی لهستانی موفق که پیش از بازی The Cat Lady با ساخت عنوان ترسناک «Downfall» به شهرت رسیده بود، در این بازی سعی داشته از چیزهایی که خودش آنها را لمس کرده است الهام بگیرد.

میهالسکی ملقب به «ر.م» – خودش معتقد است که به جز لهستانی ها هیچ کس نمی تواند اسم و فامیلش را درست تلفظ کند – سال هاست که از سرزمین آبا و اجدادی خود کوچ کرده و در انگلستان زندگی می کند. او مدت زیادی به عنوان پرستار در بیمارستان «اکستر» مشغول به کار بوده و در حین کارش با زن های میانسال فراوانی ملاقات داشته که به خاطر تنهایی افسرده شدند.

این دیدارها و داستان های جن و پری که او در دوران کودکی شنیده، زمینه ساز ساخت بازی The Cat Lady شده است. در این بازی کاربران کنترل زن تنهایی به نام «سوزان» را بر عهده می گیرند که به همراه گربه خود در عمارتی خالی از سکنه زندگی می کنند. فشار تنهایی سوزان و انتخاب های اشتباه گذشته باعث می شود او تصمیم به خودکشی بگیرد اما پس از انجام این کار سوزان با «ملکه کرم ها» (Queen of Maggots) آشنا می شود. ملکه به سوزان عمری جاودانه می بخشد و به او ماموریت می دهد تا وارد دنیای پنج فرد مبتلا به اختلال ضد اجتماعی (سایکوپت) شود و برای سرنوشت آنها تصمیم بگیرد.

TCL یکی از اتمسفریک ترین بازی های سال های اخیر است که مفاهیمی همچون افسردگی شدید، خودکشی، قتل و حتی سرطان را موشکافی می کند و در این زمینه بسیار هم موفق عمل کرده است. این بازی تنها برای کامپیوترهای شخصی ساخته و عرضه شده و متوسط نمره آن از ۱۱ نقد، ۸۱ از ۱۰۰ است.


توان نظامی کره شمالی؛ ارتشی بزرگ اما گرسنه


برترین ها – ترجمه از حسین علی پناهی: کره شمالی کشوری منزوی است که علی رغم مشکلات فراوان اقتصادی، حجم زیادی از درآمدهای خود را در زمینه ی نظامی هزینه می کند به طوری که فعالیت های فزآینده ی این کشور در زمینه ی ساخت موشک های بالستیک، برنامه های هسته ای و جنگ سایبری باعث شده که هشدارها در سطح بین المللی به بیشترین حد خود برسند.

 

با روی کار آمدن رییس جمهور جوان و جاه طلب این کشور در چند سال اخیر، هر بار خبر از آزمایش موشکی یا هسته ای جدیدی از کره شمالی به گوش می رسد که تا کنون نیز هیچ وقعی به مخالفت ها و قطعنامه های بین المللی ننهاده است.

 

در واقع مقامات پیونگ یانگ بیش از یک چهارم درآمدهای خود را در دهه های اخیر در قسمت نظامی هزینه کرده اند. با این وجود اگر چه صنعت موشکی و برنامه ی هسته ای این کشور رشد بسیار سریع و قابل ملاحظه ای داشته اما ارتش این کشور به دلیل کهنه و ناکارآمد بودن تجهیزات و وسایل و البته ضعف آموزشی و بنیه جسمی نیروی انسانی در کل در شرایط خوبی قرار ندارد. در ادامه ی این مطلب می خواهیم توان نظامی این کشور را به طور کلی مورد بررسی قرار دهیم.

موشک ها و سلاح های هسته ای


برنامه تحقیقات موشکی دراز مدت کره شمالی که دهه هاست روی آن کار می شود در ۴ جولای سال کنونی با آزمایش موفقیت آمیز موشک بالستیک قاره پیمای هواسونگ ۱۴ به مرحله ی تازه ای رسیده است. این موشک که از زمین پرتاب شد در نهایت پس از سیر مورب ۵۶۰ مایلی (۹۲۸ کیلومتر) در دریای ژاپن فرود آمد اما تحلیلگران بر این باورند که این میزان پرواز نشان می دهد که این موشک توانایی رسیدن به مسافت ۴٫۱۶۰ مایلی (۶٫۶۵۶ کیلومتر) را نیز دارد که در واقع تا ایالت آلاسکا در ایالات متحده را نیز در تیررس خواهد داشت. این مهم ترین و بزرگ ترین آزمایش موشکی این کشور بوده که بعد از دهه ها تحقیق به ثمر نشسته است.

 

بر اساس برآوردها ادعا می شود که کره شمالی بیش از ۱٫۰۰۰ موشک در بُردهای مختلف در اختیار دارد. موشک های بُرد کوتاه هواسونگ ۵ و هواسونگ ۶ که نمونه هایی از موشک اسکاد هستند می توانند به راحتی اهدافی را در کره جنوبی مورد اصابت قرار دهند، در حالی که موشک های بُرد متوسط نودونگ قادرند تمامی نقاط دور و نزدیک ژاپن را در تیررس داشته باشند.

 

 توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه

سایت تست هسته ای در کره شمالی

موشک های با بُرد بالاتر مانند موسودان می توانند اهدافی را در فاصله ی ۱٫۵۵۰ مایلی (۲٫۴۸۰ کیلومتر) تا ۲٫۵۰۰ مایلی (۴٫۰۰۰ کیلومتر) از بین ببرند که در این صورت در بیشترین بُرد خود می توانند به پایگاه های نظامی ایالات متحده در جزیره گوام نیز دسترسی داشته باشند. تا قبل از آزمایش موشکی ۴ جولای سال کنونی، کارشناسان بر این باور بودند که کره شمالی در حال توسعه ی یک موشک بالستیک قاره پیمای بُرد بلند با نام «کا ان-۰۸» است.

 

سال گذشته پنتاگون اعلام کرد که به نظر می رسد این موشک توانایی دسترسی به بسیای از ایالات آمریکا را خواهد داشت. نگرانی از آزمایش های موشکی کره شمالی در سال اخیر به این علت است که کره شمالی به موازات این برنامه ی موشکی، برنامه ی توسعه ی تسلیحات هسته ای خود را نیز دنبال می کند. این کشور از سال ۲۰۰۶ تاکنون تست های زیرزمینی زیادی را در زمینه ی ساخت یک بمب هسته ای قدرتمند و شدیداً ویرانگر انجام داده است. همچنین کارشناسان بر این باورند که این کشور پلوتونیوم کافی برای ساخت دستکم ۵ یا ۶ بمب هسته ای را در اختیار دارد. سوال اصلی این است که آیا این کشور می تواند کلاهک های هسته ای خود را چنان کوچک سازی کند که بتوان آن را روی موشک های بالستیک سوار کرده و با آن اهداف دوردست را مورد اصابت قرار داد یا خیر.

سیگفرید هکر،کارشناس سلاح های هسته ای سال گذشته گفته بود که باید به این باور برسیم که کره شمالی کلاهک های هسته ای مناسب برای سوار شدن بر روی موشک های بالستیک بُرد کوتاه و شاید هم بُرد بلند را ساخته و می تواند با این موشک ها نقاطی را در آسیا مورد هدف قرار دهد. وی گفته بود که کوچک سازی کلاهک هسته ای که بتواند روی یک موشک بالستیک بُرد بلند سوار شده و ایالات متحده را هدف قرار دهد هنوز در دسترس مقامات این کشور نبوده و دستیابی به این تکنولوژی بین ۵ تا ۱۰ سال دیگر زمان خواهد برد اما در صورتی که برنامه ی موشکی این کشور بدون محدودیت ادامه داشته باشد چنین اتفاقی دستکم در این مدت زمانی خواهد افتاد.

 

 توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه

 


سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی


کره جنوبی و ایالات متحده همواره کره شمالی را به داشتن برنامه های توسعه سلاح های بیولوژیکی و شیمیایی و داشتن زراد خانه های بزرگی از این سلاح ها متهم کرده اند بعد از سال های سرمایه گذاری، به نظر می رسد که این کشور توانایی ساخت انواع مختلفی از سلاح های شیمیایی را داشته باشد اما تمرکز اصلی این کشور بر روی گاز خردل، سولفور، کلرین، فوسژن، سارین و عامل وی ایکس بوده است. روی هم رفته محاسبات نشان می دهد که زرادخانه های شیمیایی این کشور حاوی ۲٫۵۰۰ تا ۵٫۰۰۰ تن سلاح شیمیایی هستند. سموم شیمیایی را می توان با استفاده از خمپاره اندازها، راکت ها و موشک های با بردهای مختلف به سمت اهداف پرتاب نمود.

 

جزییات مربوط به زرادخانه بیولوژیکی این کشور بسیار ناقص و مبهم است. به گفته ی مقامات سئول این کشور توانایی تولید عامل بیماری سیاه زخم، آبله و بیماری های همراه با تب و خونریزی را علاوه بر دیگر عوامل بیماری زای معمول دارد اما هنوز مشخص نیست که این کشور چنین عواملی را برای استفاده در میدان جنگ آماده کرده است یا خیر.

 

 توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه

 


ارتش کره شمالی


نیروی زمینی ارتش کره شمالی بخش عظیمی از ساختار نظامی این کشور را تشکیل می دهد. اما اگر چه این کشور تعداد بسیار زیادی سرباز در اختیار دارد اما تجهیزات و وسایل آن ها متعلق به دهه ها قبل و عمدتاً زمان شوروی سابق هستند. در کل ارتش این کشور در هر سه بخش زمینی، هوایی و دریایی با مشکل کهنه بودن و خارج از رده بودن تجهیزات نظامی روبروست. کره شمالی حدود ۲۵ میلیون نفر جمعیت دارد که نصف جمعیت کشور همسایه اش یعنی کره جنوبی است. ارتش این کشور روی هم رفته بیش از ۱٫۲ میلیون نفر سرباز آماده و بیش از ۷٫۷ میلیون نفر سرباز آماده خدمت دارد که آن را به یکی از بزرگ ترین ارتش های جهان تبدیل کرده است.

 

همچنین این کشور بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ نفر نیروی شبه نظامی در اختیار دارد. سربازان این کشور علی رغم این که بخش نظامی کره شمالی بیشترین بودجه را دریافت می کند اما از لحاظ آموزشی و قوای بدنی در شرایط نامناسبی به سر می برد. نیروی زمینی ارتش این کشور بیش از ۳٫۵۰۰ تانک قدیمی تی ۳۴، تی ۵۴، تی ۵۵ و تی ۶۲ در اختیار دارد. همچنین تجهیزات توپخانه نیروی زمینی ارتش این کشور بیش از ۲۱٫۰۰۰ دستگاه برآورد شده است.

 

 توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه

 


نیروی دریایی کره شمالی


نیروی دریایی کره شمالی ۷۲ فروند زیردریایی تاکتیکی، سه ناوچه جنگی و بیش از ۴۰۰ کشتی گشت زنی در اختیار دارد. زیردریایی های این کشور از نوع قدیمی و با سوخت فسیلی بوده که علیرغم قدیمی بودن می توانند در حملات ایذایی ضربات سختی را به کشورهای دشمن به خصوص کره جنوبی وارد نمایند.

 

 توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه

 


نیروی هوایی کره شمالی


نیروی هوایی کره شمالی، بر اساس برآوردها، ۵۶۳ فروند هواپیمای جنگی کاربردی دارد که اکثر آن ها از نوع جی ۵ اس، جی ۶ اس و جی ۷ اس ساخته کشور چین در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ هستند. همچنین نیروی هوایی این کشور تعداد بسیار کمتری میگ ۲۱ اس، میگ ۲۳ اس و تعداد محدودی نیز میگ ۲۹ اس در اختیار دارد که نسبت به هواپیماهای جنگی ساخت چین شرایط بهتری دارند. گفته می شود که نیروی هوایی این کشور به دلیل مشکلات نگهداری از ناوگان هوایی با مشکلات عدیده ای روبرو بوده و بر اساس گزارش ها در سال ۲۰۱۴ و پس از سقوط یک هواپیمای جت بسیار قدیمی برای مدتی پرواز هواپیماهای جنگی در این کشور متوقف شد.

 

توان نظامی کره شمالی: ارتشی بزرگ اما گرسنه 

 


بخش سایبری


ژنرال وینسنت بروکس، فرمانده ارتش ایالات متحده در کره جنوبی، توان حملات سایبری کره شمالی را از بهترین و سازمان یافته ترین حملات در جهان دانسته است. کارشناسانی که تاکنون از این کشور فرار کرده اند گفته اند که هسته ی قدرت سایبری این کشور مرکزی به نام «اداره ۱۲۱» است که بیش از ۶٫۰۰۰ هکر را در اختیار دارد. اگر چه بخش عظیم فعالیت های این واحد به هک کردن سیستم های کامپیوتری نظامی و دولتی کره جنوبی معطوف است اما در بخش بین المللی نیز فعالیت های خرابکارانه ای مانند هک کردن کامپیوترهای استودیو فیلم سازی سونی پیکچرز در سال ۲۰۱۴ انجام داده اند.